چاپ کردن این صفحه

رونمایی از «ما از پریدگان، ما از پرندگان» در سایه بزرگداشت منصور اوجی   منتخب سردبیر

توسط صفدر دوام   14 دی 1404 97 0
«شیراز نام دیگر من» نام مجموعه شعری بود از منصور اوجی که سال ۱۳۸۷ از سوی انتشارات نگاه به بازار کتاب آمد، اما در یک پسین دل  انگیز زمستانی پیوند عنوان این کتاب در تالار اجتماعات مرکز اسناد و کتابخانه ملی فارس آشکار شد، همایشی ادبی با نام و یاد «منصور اوجی» که به قول خودش، شیراز نام دیگرش بود.
وقتی نام شیراز می آید یعنی «شعر و شعور و غزل»
همان مثلث سه ضلعی اشعار منصور اوجی که در کارنامه شاعری هفتاد ساله اش، چه در غزل و رباعی و چه در کارهای نیمایی با سبک خویش در صفحه ادبیات ما ماندگار شدند.
بهانه این همایش به همت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس علاوه بر بزرگداشت نام منصور اوجی رونمایی از کتاب «ما از پریدگان، ما از پرندگان» شامل نقدها و نوشته ها پیرامون اشعار منصور اوجی توسط محمدرضا خالصی نویسنده، شاعر، روزنامه نگار و استاد دانشگاه بود.
خالصی در احوال انتشار این کتاب گفت: به اوجی قول داده بودم که نقدها و نوشته‌هایمان را به کتابی بدل کنم و امروز، هرچند دیر، اما توانستم به این قول عمل کنم و این کتاب ادای دین من به اوجی است.
به باور این منتقد ادبی فضای پارادوکسیکال کارهای منصور اوجی همه را به خلسه می‌برد، به همین دلیل او تأکید کرد: عشق و زیبایی دو پایه جهان اندیشه و زیست است و این دو پایه در اشعار اوجی بانگ برمی‌آوردند؛ او با شعرش زنده است و خواهد ماند؛ زیرا زیبایی پایدار و عشق، جاودانه است.
خالصی ادامه داد: غربی‌ها افسانه‌ای درباره‌ کشتی داچون دارند که دچار طلسم شده و در دریاها سرگردان است؛ نه می‌تواند لنگر بیندازد و نه آرامش بیابد؛ این افسانه، شبیه زندگی امروز ما و زیست در برزخی بی‌پایان است و منصور اوجی در چنین شرایطی، با شعرش راهی برای رهایی گشود.
او ادامه داد: اوجی نشان داد که می‌توان با زیبایی، زیبایی آفرید، او با کلامش ما را مدهوش می‌کرد و همین مدهوشی، دلیل زنده بودن اوپس از مرگ است.
«جمشید رضایی» معاون فرهنگی و امور رسانه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس نیز در این مراسم با بیان اینکه شعر اوجی ساده می‌نمود، اما ساده نبود؛ کم‌واژه بود، اما پرمعنا؛ و بیش از آنکه خوانده شود، باید زیسته شود.
وی تصریح کرد: اشعار منصور اوجی نشان داد که شعر می‌تواند کوتاه اما دارای اندیشه بلند باشد.
در این بخش از محفل ادبی نوبت به سخنان «غزل اوجی» رسید، دختری که در اشعار منصور اوجی نگاه پدر شاعر خود را جلب نموده و در ستایش او‌ بسیار سروده است، همان که دهه ها پیش اوجی در غزلی زیبا او را با این ابیات توصیف نمود و گفت:
ای غزل و غزال من، بی تو بسر نمی شود
مایه ی قیل و قال من، بی تو بسر نمی شود
نقش و نگار من تویی، روح بهار من تویی
گشت و گذار من تویی، بی تو بسر نمی شود
نُقل و نبات محفلم، شمع و چراغ منزلم
میل تو دارد این دلم، بی تو بسر نمی شود...
تکیه گه خیال من، پاسخ هر سئوال من
ای غزل و غزال من، بی تو بسر نمی شود
او در ادامه پس از وصف سلوک شاعرانه پدر خویش تأکید کرد: ساخت آرامستانی ویژه هنرمندان و کاشت سرو بر مزار هنرمندان که دعوت حق را لبیک می‌گویند، از آرزوهای پدرم بود.
     این مراسم همچنین با شعرخوانی خانم مرضیه اوجی (شاعر و خواهر زنده یاد اوجی)، احمد ایزدی همراه بود.
بانو «سکینه کیانی»، همسر زنده یاد محمد بهمن بیگی (پدر آموزش و پرورش عشایری ایران) نیز در این نشست کتاب‌هایی از ابراهیم گلستان و آثار مکتب بهمن بیگی را به دختر منصور اوجی و معاون فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان فارس اهدا کرد.
شماره روزنامه:8514
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)
آخرین ویرایش در شنبه, 14 دی 1404