چاپ کردن این صفحه

سرمقاله مدیرمسئول

ما می توانیم

خبرنگار :   12 مرداد 1399 193 0
محمد عسلی مدیرمسئول محمد عسلی مدیرمسئول
ما می توانیم محمد عسلی در تهاجم امواج هدفمندی که حریم زندگی انسان را مدت زمانی است به خطر انداخته فقط یک باور خردمند می تواند سلامت روح و جسم را از آثار مخاطره آمیز آن حفظ کند.

امواجی که مرز نمی شناسند، نه مرز جغرافیایی و نه مرز عقیدتی و نه مرز احساس و عقل و منطق، می تازانند بی وقفه، و مستمر و در خواب و بیداری با ما هستند چنان دلچسب می نمایند که گویی لحظه ای نمی توان از آنها دور شد.

این امواج با شبکه های ماهواره ای و گوشی های همراه حمایت و فرستاده می شوند و مانند تار عنکبوت همه را در هر جا به هم وصل می کنند.

می نوازند، می رقصند، می رقصانند، به اندیشه وا می دارند، می خندانند، خشمگین می کنند، احساسات را برمی انگیزانند، حرکت می دهند، و حتی به قیام و قعود وا می دارند. گاه چشم نوازند و گاه می گریانند. شاید بدون اغراق می توان گفت که یکی از حیرت انگیزترین کشف و اختراع بشرند.

این امواج به ویروس های نامرئی می مانند که قادرند افکار و مغز انسانها را در بر گیرند و سرنوشت آنها را تغییر دهند.

گاه در اختیار سارقان و کلاهبردارانند و گاه وسیله ای برای تسهیل معاملات و داد و ستدها در فضاهای مجازی اند هم آئینه سکندری اند و هم جام جهان نما. اینک با این امواجی که فقط قدرتمداران در اختیار گرفته اند چه می توان کرد؟ چگونه می توان این مهمان خوانده و ناخوانده را با هدف و شیوه خود در اختیار گرفت؟ هرچند نمی توان آن را از صحنه زندگی و فضای مجازی حذف کرد.

این چاقوی تیزی که هم می توان با آن رفع نیاز کرد و هم در شکم این و آن فرو کرد فقط با تدبیر و مدیریت می تواند مورد استفاده بهینه قرار گیرد.

مثل یک ابزار جنگی می ماند که در نوع خود کم نظیر است.

مثل پر پرواز برای جولان دادن در آسمان آرزوها.

مثل پیام رسان عشق و احساس به راست یا دروغ.

مثل یک کتابخانه سیار یا سینمای در اختیار، چراغی روشن، روزشماری حاضر، ساعتی فعال و یا رابطی برای دریافت نیازمندی ها.

حال اگر انسانی در یک ناکجاآباد دیده به جهان گشاید و در جنگل بیتوته کند و به غار پناه ببرد و توسط یک گروه جستجوگر شکار شود تا آداب زندگی امروزی ها را یاد بگیرد چه رنجی می برد و دنیا برایش چه شکنجه گاهی می شود. گویی تمام آزادی های خود را از دست داده و در قفس تنگ تعلقات آرزوی مرگ می کند.

و اما بعد؛

با این مقدمه نسبتاً طولانی این نوشتار کوتاه، غرض این است که بگویم در جنگی نابرابر با چنین واقعیتی روبرو هستیم که گرچه به ظاهر مجاز است اما یک حقیقت است که به واقعیت رسیده و چه بخواهیم چه نخواهیم دشمنان ما کلیت آن را در اختیار گرفته اند و ما فقط کسری از آن را در اختیار داریم که هنوز هم نتوانسته ایم به خوبی از آن بهره برداری کنیم.

از ما بهتران که قرن ها دریاها و اقیانوس ها را در اختیار داشتند و به سرزمین های بسیاری تاختند و داشته ها و منابع مردمان بسیاری را به غارت بردند. پس از جنگ و گریزهای بسیار و شکست و پیروزی هایشان به هر زمان ترفند دیگری به کار بردند و با فنآوری های جدید اقتدار علمی و صنعتی و سیاسی و نظامی خود را در ظرف اقتصاد به خورد مردم دنیا دادند و ما ماندیم دلفریب و دل بسته به ابزارهای جدید و چشم نواز بدون آنکه بدانیم در بند تعلقات و در قفس خواهش ها، از تمدن و اخلاق خود دور شدیم و به یک انقطاع فرهنگی مستمر تن دادیم.

به قول احسان یار شاطر در مقاله راه نو: «از روزگار صفویان که ما از طلب زیادت باز ایستادیم، غربیان در تلاش بیشی و بهتری بوده اند. در تلاشی که مقدر بشر است، دعوی بی نیازی از هیچ قومی مقبول نیست...»

آری غربیان در تلاش بیشی و بهتری بوده اند و ما وارث یک فرهنگ ماشینی برخاسته از غرب شدیم بدون آنکه سهمی از آن دستاوردها داشته باشیم. و امروز که 41 سال از پیروزی انقلابمان می گذرد، دشمنان استقلال کشور ما که نتوانسته اند در مقابله نظامی به اهداف پلید تجاوزکارانه خود برسند تلاش می کنند در جنگ رسانه ای، امید را از دل ملت ستمدیده و قهرمان ما بربایند با همان فنآوری هایی که ذکر قدرت و جاذبه آنها در مقدمه این نوشتار آمد.

و ما توانسته ایم مقتدرانه مقابل تمامی محرومیت ها و تحریم های آنان بایستیم هرچند متحمل خسارت های جانی و مالی بسیار شده ایم.

فی الحال نه مانند پیشینیانمان که دست از پا درازتر کاسه گدایی را به غرب بردند و مجذوب فرهنگ آنها شدند و نه مانند تسلیم شدگان توده ای که تصور می کردند نجات ایران در پیدایش یک انقلاب کمونیستی است و نه مانند مائوئیست­هایی که با کشاورزان بر ضد فئودال ها انقلاب کردند بلکه به شیوه ایرانی- اسلامی انقلاب کردیم و پای آن ایستادیم.

درختی سبز و ستبر را از جوانه تا سرو قامتی را بارور کردیم و با آفت های ارضی و سماوی آن مبارزه کردیم. حتی برای بیرون آوردن کرم های ریشه تلاش می کنیم تا این درخت تنومند سر بر آسمان بساید. می بینیم که چشم محرومان و ستمدیدگانی از جمع مسلمانان دربند به سایه سار و میوه های این درخت است چنانکه 40 سال است وعده می دهیم. وعده نجات، وعده رستگاری و وعده زندگی بهتر اما اینک در شرایطی سخت مقاومت می کنیم.

شرایطی که تحریم، جنگ و فشارهای سیاسی و نظامی و اقتصادی که هر روز بیش و بیشتر می شوند. دو راه را بیشتر پیش روی ما نگذاشته اند یا تسلیم شویم و تمامی داشته هایمان را به باد دهیم و یا تا آخرین رمق بجنگیم و دشمنان را شکست دهیم.

ما وارث تجارب تاریخی بسیاری از خوب و بد و زشت هستیم. روزگاری برای ما پیش آمده که اشرف افغان اصفهان را محاصره کرد و کار به جایی رسید که مردم اصفهان برای خوردن بچه های خود با همسایگان متوسل به قرعه می شدند اما نادری پیدا شد و جهانی را مسحور قدرت خود کرد لیکن نادر هم نماند و دیگران هم نیز نماندند و نمی مانند.

ما هم نمی مانیم. اما انقلابمان و آزادیخواهی مان و استقلال طلبی مان می ماند. می ماند برای نسل های بعدی و خواهند گفت و نوشت که ایرانیان توانستند مقابل بزرگ ترین و قدرتمندترین کشور دنیا بایستند و او را شکست دهند. هرچند در محاصره دو موج تهاجمی قرار گرفتند. کرونا و جنگ نرم شبکه های مجازی.

آری ما می توانیم این هر دو را نیز از پیش روی برداریم. ما می توانیم

والسلام

شماره روزنامه:6972
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
مدیر سایت

روزنامه عصر مردم روزنامه‌ای است مستقل که با حفظ اصول اولیه بدون گرایش جناحی در مسیر اعتلای فرهنگ وتنویرافکار عمومی منتشر می‌شود صفحات روزنامه پیوسته به روی نویسندگان شاعران ، هنرمندان، تحلیل‌گران و نقاد ان باز بوده و نویسندگان نامی تاکنون در این روزنامه وسایرنشریات عصر قلم زده‌اند

https://asremardom.ir