چاپ کردن این صفحه

چه قدر مهم شده‌ایم؟  

توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 12 بهمن 1404 29 0
سرمقاله 8 بهمن 1404 محمد عسلی                 چه قدر مهم شده‌ایم؟
امروز تمام غرب با همه تجهیزات نظامی و رسانه‌ای مقابل ایران ایستاده است. دونالد ترامپ رئیس جمهور خودشیفته آمریکا بارها اعلام کرده که بزرگ ترین ناوگان دریایی به نام آبراهام لینکلن را به خلیج فارس آورده است. انگلستان هم جت های جنگی هایتر را در پایگاه نظامی خود در بحرین مستقر کرده است.
نیروهای پیاده نظام در پایگاه های نظامی واقع در قطر، امارات، عربستان و کویت مستقر شده اند. رئیس جمهور فرانسه اعلام کرده است که با آمریکا همراهی می کند. آلمان دشمنی‌های خود را با جنگ‌های ترکیبی رسانه ای و تبلیغاتی گسترده برای ترور شخصیت های سیاسی جمهوری اسلامی به کار گرفته است. اسرائیل با استقرار پدافندهای هوایی لیزری از نوع جدیدی که آمریکا به آنجا فرستاده است بازی رسانه ای و تهدیدات خود را دوباره به رخ می کشد.
کشورهای عربی نفت خیز خلیج فارس دست به دامان ترامپ شده اند تا جنگ دیگری به خاورمیانه تحمیل نکند. ترامپ در مصاحبه های لحظه ای به هر مناسبتی و در هر جلسه ای که حضور می یابد در هنگام سوار شدن به هواپیما از ایران سخن می گوید و تهدیدات چند باره خود را برای نشان دادن گزینه هایی که روی میز و زیر میز دارد باد در غبغب می اندازد و متکبرانه دم از تحریم های بیشتر، فشار اقتصادی و سیاسی و نهایتا دخالت نظامی و جنگ می زند. از آن طرف صدها رسانه غوغاسالار فارسی زبان و دیگر رسان ها بر علیه ایران فعالیت می کنند و هندوانه زیر بغل ترامپ می گذارند تا آنجا که رضای بیچاره از ترامپ می خواهد تا دیر نشده دخالت نظامی کند و به ایران حمله نماید شاید دروازه ای باز شود و بعد از 47 سال آوارگی و وابستگی به بیگانگان بتواند پای به ایرانی بگذارد که 47 سال از آن دور بوده است و اطلاعات دقیقی از آنچه در ایران می گذرد ندارد.
اینک این سئوال پیش می آید که ایران چه کرده است که با این همه تهاجم و دشمنی های آشکار و پنهان مواجه است؟
آیا بهای استقلال به عنوان تنها کشوری که نمی خواهد زیر بار ستم و ظلم و استعمار آمریکا برود تا به این حد است که آمریکا و کشورهای اتحادیه اروپا با تمام قوا به جنگ آن بیایند؟
آیا در نظام جمهوری اسلامی، استبدادی حاکم است که در کشورهای تحت قیمومیت آمریکا و انگلیس اثری از آن نیست ؟
مثلا در عربستان کسانی که مخالف نظام‌اند اعدام نمی‌شوند؟ یا در ملاء عام گردن زده نمی‌شوند؟
آیا تمام کشورهای منطقه متحد غرب و آمریکا تمام معیارهای حقوق بشر را رعایت می‌کنند؟
آیا نظام به اصطلاح دموکراتیک آمریکا با معترضان برخورد نظامی و انتظامی نمی‌کند؟
یعنی پلیس آمریکا روی گردن معترضان آنقدر فشار نمی‌دهد که زیر دست و پا بمیرند و یا مستقیما در فاصله نزدیک، گلوله به سرشان شلیک نمی‌کند؟
مشکل آمریکا و انگلیس و تمام استعمارگران نه حقوق بشر است و نه استبداد داخلی کشورهای منطقه. آنچه مهم است اعمال سلطه و قدرت برای تاراج و تصاحب منابع نفتی، گازی، کانی و نهایتا استفاده ابزاری از حاکمیت های وابسته برای آسان کردن استفاده از موقعیت‌های ژئوپولیتیکی و جغرافیایی است که ایران در رأس و دل این موقعیت ها قرار دارد. خواست بیشتر آمریکا رقابت و پیشی گرفتن از چین و روسیه در فعالیت های اقتصادی و نفوذ سیاسی است.
البته نارضایتی مردم ایران از عملکرد اقتصادی دولت و بکارگیری بعضی روش های سنتی که با فرهنگ صنعتی هماهنگی ندارد و قرار گرفتن مسئولان در برابر فشارهای خارجی است که الزاما دفاعی را می طلبد که بعضی آزادی ها را محدود می کند مانند قطع اینترنت و یا برخورد پلیس با آشوبگران و تحریک شده هایی که عاقبت کار را پیش بینی نمی کنند لذا جمهوری اسلامی را در موضعی قرار می دهد که دشمنان می توانند برای دخالت، بهانه هایی پیدا کنند تا آنجا که خود می کشند و خود عزا می دارند. یعنی با تحریمها و فشارهای خارجی زمینه نارضایتی عمومی را فراهم می نمایند تا شرایط به نفع آنها تغییر کند.
مدیریت تغییر شرایط و بحران هایی که به دنبال آن ایجاد می شود در جامعه ای که تضادهای سنت و مدرنیته در فرهنگ و زندگی مردم مسلمان سالیانی است نمود و ظهور پیدا کرده است کار چندان ساده ای نیست آن هم در کشوری که احزاب فعال و باسابقه ای برای تنویر افکار عمومی ندارد و یا رسانه ها و مطبوعات از چنان قدرت و پشتوانه مردمی و تأثیرگذاری برخوردار نیستند که بتوانند شفاف روشنگری کنند.
بار سنگین دفاع از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بر دوش رهبری، دولت، سازمان تبلیغات اسلامی و ائمه جمعه و جماعات نهاده شده است.
اگر مقابله با ظلم و ستمگری رژیم صهیونیستی و ارباب آن آمریکا تا به این حد جزا و عقوبت دارد که تمامی غرب مقابل ایران بایستند باید نگاه دیگری به علت غایی آن داشت و آن را ساده نپنداشت چرا که اسرائیل بهانه ای بیش نیست برای اعمال سلطه ی آمریکا در منطقه زرخیز خاورمیانه. یعنی کشوری در دل کشور آمریکا که می خواهد در منطقه خاورمیانه بالاترین قدرت نظامی باشد. پس هر کشور اسلامی که به لحاظ نفوذ تبلیغاتی و نظامی از اسرائیل برتر و یا هم‌ سنگ با آن باشد محکوم به شکست و تحمیل جنگی ناخواسته است.
مردم ما هوشیارند و در طول سالیان دراز قبل و بعد از انقلاب دریافته اند که وعده های آمریکا برای آزادی و رفاه، دروغ و جز وعده سرابی نیست زیرا آئینه جهان نمای عملکرد آمریکا در سوریه، لیبی، عراق، افغانستان، مصر، لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای آسیایی و آفریقایی که دم از استقلال و آزادی زده اند پیش روی ماست و وضعیت فلاکت بار مهاجرین آنها را شاهدیم که امروز آرزوی شرایط دیروز را در سر می پرورانند. هر چند بالای سرشان دیکتاتورهایی چون قذاقی، حسنی مبارک، صدام و دیگر مستبدینی بوده است که گرچه آزادی نداشته اند اما نان و مسکن و رفاه داشته اند. حالا بعد از حذف آن دیکتاتورها هیچ یک از امکانات گذشته را ندارند. آنچه را شاهدیم برادرکشی، دعواهای داخلی و نفوذ کشورهای همسایه و ناتو است که به مناسبت، هر کدام منطقه ای را تصاحب کرده‌اند بویژه مناطق نفتی را آیا فکر کرده اید که مراکز نفتی لیبی و سوریه هم اکنون در اختیار کدام قدرت استعماری است و یا سهم آمریکا از صادرات نفت عراق، کویت و عربستان چقدر است؟ مگر اخیرا ربیو وزیر امور خارجه آمریکا به دولتمردان عربستان نگفت که نفت امانت ما نزد شماست باید امانت دار خوبی باشید آیا می خواهیم ایران به چنین عقوبتی گرفتار شود که یا ایرانستان شود و یا همانند گذشته ی قبل از انقلاب دربست در اختیار آمریکا باشد و یا عده ای در چهار گوشه آن ادعای تجزیه و استقلال کنند تا دیگر موی دماغ کشوری از جمله آمریکا نباشد؟
هیهات که چنین روزی فرا رسد! ایران فقط ایران است و بس. نه سوریه است و نه لیبی و نه ونزوئلا تاریخ گواه این حقیقت است که امروز ما چقدر مهم شده ایم و خود نمی دانیم؟
والسلام
شماره روزنامه:8534
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در شنبه, 12 بهمن 1404