چاپ کردن این صفحه

نمایندگی از نمای نزدیک  

توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 30 ارديبهشت 1405 133 0
سرمقاله 30 اردیبهشت 1405 اسماعیل عسلی               نمایندگی از نمای نزدیک

نمایندگی هم برای خودش عالمی دارد ، این که می گوییم سیاست پیشگی مشابه سایر پیشه ها نیست ، حرف درستی است و این البته با این که بگوییم سیاست علم است ، منافاتی ندارد .بحث بر سر این است که هر کاری قلق و راهکار خاص خودش را دارد که موفقیت در آن منوط به داشتن وجاهت اجتماعی ، کسب تجربه در سایه دانش و البته برخورداری از شم سیاسی بسیار بالاست . بسیاری پس از کسب آرای مردم و مستقر شدن در مجلس ، علی رغم این که چگونگی رفتار سیاسی را قبل از پذیرش این مسئولیت بارها در ذهن خود مرور کرده اند اما وقتی در جایگاهی که سالها به دنبال آن بوده اند قرار می گیرند ، احساس می کنند وارد دنیای جدیدی شده اند که با حساب و کتاب قبلی خودشان همخوانی ندارد. کسی که برای اولین بار به عنوان نماینده مجلس انتخاب می شود تا پیش از حضور در مجلس تصور دیگری از نمایندگی مردم دارد یعنی از نظر او مسیر مشخص است و او باید بر اساس منویات مردم سخن بگوید ، حرکت کند ، موافقت و یا مخالفت کند ، رای بدهد ، چانه زنی کند و به مردمی که او را انتخاب کرده اند گزارش کار بدهد و از آنها خط بگیرد اما همین که آیین نامه های مجلس را مطالعه کرد متوجه می شود که دیدگاه های او در برخورد با دیدگاه دیگران می تواند حالات مختلفی داشته باشد . درست مانند امواج دریا که هر کدام ارتفاع و سرعتی متفاوت دارند اما وقتی با هم ترکیب می شوند موج جدیدی به وجود می آید که سرعت و ارتفاع متفاوتی دارد . اینجاست که نماینده احساس می کند گاهی نظراتش در نظریات دیگران گم می شود و حتی فرصتی برای طرح آن پیدا نمی کند . او از یک نظر نماینده مردم در یک حوزه انتخابیه با مطالباتی خاص است و از سویی دیگر قوانینی که تصویب می شود باید منافع همه مردم را در بر گیرد به همین دلیل گاهی خود را در اقلیت می بیند و گاهی امواج او را با خود می برند و با اکثریت همراه می شود . اینجاست که به تدریج احساس می کند باید به دنبال دوستانی همفکر و امواجی همراستا بگردد و با همین نام و نشان سر از یک فراکسیون درمی آورد تا تحت لوای شعاری خاص دیده شود و شناسنامه دار شود و در همین راستا ، فراخور اهدافی که برای نمایندگی در نظر گرفته عضویت در یکی از کمیسیون ها برایش اهمیت پیدا می کند تا از یک سو بتواند کمیسیون را با فراکسیون هماهنگ سازد و از سویی دیگر توانایی های خود را با برخورداری از پشتیبانی همگنانش به نمایش بگذارد . وجود رقابت بین نمایندگان برای راهیابی به یک کمیسیون به او تفهیم می کند که عضویت درهر کمیسیونی به همین سادگی نیست و غیر از داشتن تحصیلات و تجربیات مرتبط و رغبت شخصی باید از قدرت چانه زنی بالایی هم برخوردار باشد . یک سالی که از حضورش در مجلس گذشت تازه می فهمد در کشوری که تجربه ی محدود چند دهه ای در مردم سالاری آن هم از نوع خاصش دارد ، سخن از مردم گفتن در گرو پای بندی به برخی معیارهاست که تشخیص چند و چون آن با نهادهای نظارتی بالادستی است ، دو سال که از حضورش در مجلس گذشت با مفاهیمی نظیر مصلحت ، ملاحظه ، بزنگاه ، ظرفیت اجتماعی و فرهنگی و کنشگری در فضایی تمرکز گرا ، رعایت قومیت ها و حساسیت ها و ... آشنا می شود .

یکی از نشانه های تکامل ذهنی یک نماینده ، توانایی او برای فهم تاثیر مناسبات جهانی و منطقه ای بر مصوبات مجلس است . نمایندگانی که توفیق پیدا می کنند به هر دلیلی چندین سفر خارجی داشته باشند بعضا از درون دچار ریزش و رویش می شوند . به هر حال دانستن این که ما در دنیایی زندگی می کنیم که خواه ناخواه باید با چنین دنیایی در تعامل و داد و ستد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی باشیم و همچنین فهم این که هر کشوری برای خودش ارزش و اعتبار و استقلالی قائل است و لزوما نباید تابع اندیشه های ما باشد و اداره کنندگان سایر کشورها هم به دنبال منافع ملی خودشان هستند ، روی شعارها و اهدافش تاثیر می گذارد . اینجاست که احساس می کند با فرمول های ساده و شعارهای عامه پسند نمی توانپر واضح است نماینده تا زمانی که درکی از مسئولیت های یک رئیس جمهور نداشته باشد و کار اجرایی تمام عیاری انجام نداده باشد ، کماکان در همان پیله ای که با شعار و آرمانگرایی های مبتنی بر نوع خاصی از ایدئولوژی اطراف خودش تنیده ، پهلو به پهلو می شود. به هر حال روزگار است و آموزه هایی دارد . آموزه هایی که این پیله را می شکافد و او را وارد دنیایی بزگتر می کند و بیرون از این پیله او باید پرواز کند . اما با کدامین بال و یه کدام سمت ؟ جابجایی های چند میلیمتری در پیله کجا و پرواز در فضایی بیکران کجا! پرواز کردن در چنین فضایی بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی و اخلاقی و قانونی و باورهای درونی و حساسیت های بیرونی هم که کار هر کسی نیست .

یک نماینده ی باتجربه و سرد و گرم روزگار چشیده اگر صادق باشد نهایتا به جایی می رسد که احساس می کند هم باید پاسخگوی وجدانش باشد ، هم پاسخگوی مردم و هم پاسخگوی رسانه های داخلی و خارجی که او را قدم به قدم رصد می کنند . از یکسو به او می گویند "هر راست نباید گفت" و از دیگر سو می شنود که می گویند "جز راست نباید گفت" . و همه ی این چیزها یعنی کج دار و مریز . راستش را بخواهید ، تماشای یک نماینده ی مردمی از نمای نزدیک در چنین فضایی بیش از آن که رشک برانگیز باشد ، ترحم انگیز است . قوانینی مناسب برای اداره ی کشوری با پانزده همسایه و دارای موقعیتی ژئوپولیتیکی و چند هزار سال سابقه تمدن تدوین کرد .

شماره روزنامه:8610
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 30 ارديبهشت 1405