چاپ کردن این صفحه

بالاترین هنر  

توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 17 خرداد 1405 17 0
سرمقاله 17 خرداد 1405 اسماعیل عسلی                  بالاترین هنر
چند روز پیش یکی از چهره های شناخته شده هنر موسیقی در سخنانی گلایه مندانه گفته بود : ایکاش به اندازه فوتبال و کشتی به هنر اهمیت می دادند . از این دست اظهار نظر ها خصوصا در آستانه برگزاری جام جهانی فوتبال زیاد شنیده میشود . معمولا کسانی که دغدغه ی هنر دارند و اهل هنرورزی هستند و همچنین کسانی که رویدادهای هنری را با جدیت دنبال می کنند و مخاطب اصلی هنرمندان به حساب می آیند ، با گوینده ی این سخن تا حدود زیادی همذات پنداری می کنند . ناشران و نویسندگان هم مشابه چنین احساسی را دارند . در جایی می خواندم که درآمد تولیدکنندگان بازی های رایانه ای در آفریقا و خاورمیانه و آسیا در سال 2030 از یکصد میلیارد دلار بیشتر خواهد شد . طبیعی است که چنین اخباری برای اصحاب هنر خوشایند نیست . خصوصا وقتی می شنوند که یک بازیکن که با قراردادی چند میلیاردی با یک تیم به توافق رسیده با ناز و غمزه سر تمرین حاضر می شود !
بعضی ها در مواجهه با چنین واقعیت هایی دست از دل برداشته و رودربایستی را کنار می گذارند و صراحتا می گویند که هنر به معنای حقیقی کلمه خریدار چندانی ندارد . پذیرش چنین سخنانی با اما و اگرهای فراوانی همراه است . وقتی ما از هنر به معنای حقیقی کلمه سخن می گوییم و انتظار داریم که چنین هنری خریدار داشته باشد ، قبل از هر چیز باید ببینیم که هنر حقیقی چقدر مخاطب دارد زیرا هنرشناس به دنبال هنر اصیل است . حال اگر از خود بپرسیم در جامعه ی ما چند هزار نفر علاقمند به هنرهای اصیل هستند ، بی تردید رقمی که به دست خواهد آمد با تعداد کسانی که به دنبال هنر بازاری و گیشه ای و تجاری هستند هیچ تناسبی نخواهد داشت . بنابراین خیلی طبیعی است که مسئولین با توجه به شمار علاقمندان به یک رشته اعم از ورزشی و سایر رشته ها و در راستای پاسخگویی به مطالبات عمومی ، برای برخی از رشته ها و گرایش ها به صورت ویژه هزینه کنند !
اخیرا که بازی های لیگ برتر فوتبال تحت تاثیر جنگ تعطیل شد ، بازتاب وسیعی در سطح جامعه و رسانه ها داشت زیرا برخی از تیم های لیگ برتری نظیر پرسپولیس و استقلال میلیون ها طرفدار دارند اما به دنبال تعطیلی چندین چاپخانه و انتشاراتی و افزایش قیمت کتاب و پایین آمدن تیراژ روزنامه ها و کتاب ها شاهد واکنشی گسترده از سوی طیف های گوناگون مردم نبودیم .
هنر موسیقی که جای خود دارد ، حتی شاعران بزرگ ایرانی که نام و آوازه ایران مدیون آثار ارزنده ی آنهاست و در سرزمین شعر به خاک سپرده شده اند نیز این روزها احساس غربت می کنند .
کمتر جوان ایرانی پیدا می شود که بتواند اشعار حافظ را به درستی بخواند چه رسد به این که بخواهد آن را بفهمد ولی همین جوان ایرانی تحت تاثیر شهرت جهانی حافظ کنار مقبره اش عکس یادگاری می گیرد تا خود را دوستدار هنر معرفی کند .
اخیرا که شرکت در جلسات حافظ شناسی به نوعی نشانه ی علاقمندی به فرهنگ و هنر و شعر و ادبیات تلقی می شود و به اصطلاح به گونه ای نشانه ی روشنفکری و دلبستگی به فرهنگ و ادب است ، شاهد حضور کسانی به عنوان شنونده و مخاطب در چنین محافلی هستیم که در اغلب موارد قادر به فهم آنچه برای آنها گفته می شود نیستند و برای برطرف کردن آن تلاشی هم به خرج نمی دهند چرا که صرف حضور در چنین محافل و مجالسی برای آنها تشخصی ایجاد می کند که برای اظهار وجود ، کافی است.
از این موضوع که بگذریم باید بگوییم که تفاوت فاحش موجود بین شمار طرفداران فوتبال و طرفداران هنر نباید دستاویزی برای تخطئه ی ورزش و ورزشکاران باشد . سخن بر سر این است که درک و فهم و جانبداری از هنر اصیل نیازمند کارشناس بودن و اهل نظر بودن است . برای کسانی که عمر خود را در راه هنرورزی صرف کرده اند ، تعریف و تمجید کسانی که از هنر چیزی نمی دانند ، اهمیت چندانی ندارد . اگر من که از فیزیک چیزی نمی دانم اینشتین را صرفا از این جهت که مشهورترین دانشمند قرن بیستم است تمجید کنم ، چنین تمجیدی چیزی به اینشتین اضافه نمی کند .
وقتی شمار مخاطبان کتاب در سطح جامعه کم می شود به این معناست که سطح فرهنگ پایین آمده و نازل شدن سلیقه ها موجب گردیده که کمتر کسی به دنبال معنا و درک و فهم حقیقت باشد . اگر کسی واقعا به دنبال فهم بیشتر باشد ، کتاب را به هر بهایی به چنگ می آورد . در گذشته های دور که ایران مهد فرهنگ و کانون علم و دانش بود ، یک نویسنده برای استفاده از محضر یک دانشمند رنج سفری دراز را بر خود هموار می کرد و برای دسترسی به کتاب سالها در شهری که دارای کتابخانه ای بزرگ بود اقامت می کرد .
برای این که بدانیم جامعه ی ما از لحاظ سلیقه و دانش طلبی و حقیقت جویی در چه سطحی است باید ببینیم اغلب مردم به دنبال چه چیزی هستند و دسترسی به چه چیزهایی به آنها حس خوبی می دهد . این روزها که دیگر از طبقه ی متوسط که زمانی موتور محرکه ی فرهنگ بودند ، اثر چندانی بر جای نمانده و همه به دنبال میزان کردن دخل و خرج و اضافه کاری و زنده ماندن هستند نه زندگی کردن ! در چنین حال و هوایی ، هیجانات گذرای فوتبالی حکم تسکین دهنده را دارد و کتاب که همه را به تامل و تفکر وامی دارد ، محلی از اعراب نخواهد داشت !
گاهی پیش می آید که یک موسیقیدان چندین ماه روی تولید و تنظیم یک آهنگ کار می کند اما محصول تلاش او مخاطب چندانی ندارد ولی شخصی دیگر به صورت بالبداهه دستی می جنباند و ولوله ای به راه می اندازد و هزاران نفر را دور خود جمع می کند . زیرا درک و فهم آنچه او می گوید ، نیازی به تفکر و تعمق زیادی ندارد !
هر چند محتوای بسیاری از کتاب ها نیز جای بحث دارد . شما اگر به محتوای اکثریت کتاب های تولید شده توجه کنید متوجه می شوید که اغلب به اصطلاح نویسنده ها ، کتاب سازی کرده اند و پیرامون موضوعاتی تکراری و بی اهمیت مطلب نوشته اند و به نکات سهل الوصولی اشاره کرده اند و به همین دلیل نتوانسته اند موج آفرین و تاثیرگذار باشند هر چند به دلیل برخورداری از پشتیبانی افراد با نفوذ ، کتابشان بارها تجدید چاپ شده است . در حالی که کتاب باید برانگیزاننده و موج آفرین باشد تا جایی که بتوان با اشاره به محتوای آن ، تغییر و تحولات اجتماعی را مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد . این که یک استاد دانشگاه استخراج برخی نکات از کتاب های گوناگون را به دانشجویانش واگذار کند و سپس با سرهم بندی آنها کتابی نوشته شود و سپس به عنوان یک اثر پژوهشی مطرح گردد ، نمی تواند جامعه را به حرکت درآورد .
از این رو ما به جای این که نگران برخی هزنیه کردها باشیم باید به دنبال بالا بردن سطح مطالبات و بالا بردن سلیقه ی مردم باشیم . اینطور که به نظر می رسد در حال حاضر بالاترین هنر ، همراهی با شرایط اقتصادی است . زیرا دغدغه ی نان و جان فرصتی برای هنرورزی و کتابخوانی و پرسشگری باقی نمی گذارد .
شماره روزنامه:8623
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در یکشنبه, 17 خرداد 1405