سرمقاله 26 خرداد اسماعیل عسلی هزینه های فرساینده هژمونی ( فرادستی ) مفهومی است برای توسعه نفوذ و تسلط گروهی بر گروه دیگر به طوری که گروه مسلط بتواند فرودستان را به انقیاد اختیاری و یا اجباری وادار سازد .دستیابی به هژمونی پولی و مالی ، هژمونی سیاسی و اقتصادی و هژمونی فرهنگی و اجتماعی از جمله اهدافی است که برخی از نظام های حکومتی و دولت ها و گاه شخصیت ها با تکیه بر قابلیت های خود به دنبال آن هستند.هژمونی پولی یک مفهوم اقتصادی و سیاسی است که در آن یک کشور، واحد پولی تعیین کننده ای بر عملکردهای سیستم پولی بین المللی دارد که دسترسی بالا به اعتبارات بین المللی یکی از الزامات آن است و معمولا توسط کشورهای قدرتمند از لحاظ اقتصادی اعمال می شود تردیدی نیست که دستیابی به هژمونی مالی نیازمند زمینه های فراوان و برخورداری از شرایطی است که به سادگی قابل حصول نیست . ضمن این که برخورداری از توان حفظ هژمونی پولی و مالی از داشتن آن کمتر نیست چرا که گاهی دفاع از هژمونی مالی نیازمند برخی ماجراجویی ها ، جنگ افروزی ها ، صرف هزینه های فراوان ، داشتن ظرفیت بالا برای ریسک پذیری به موازات گونه ای دیپلماسی زیرپوستی و لابی گری است . کشورهایی نظیر آمریکا ترجیح می دهند که در کنار برخورداری ازهژمونی مالی و پولی از هژمونی فرهنگی نیز برخوردار باشند که در این راستا از ظرفیت هایی نظیر رسانه ، سینما و ادبیات بهره می گیرند و تا آنجا که بتوانند تلاش می کنند ، رفتارهای سیاسی و مالی خود را در راستای تثبیت هژمونی فرهنگی تحت عناوین بشردوستانه پیش برده و توجیه کنند . جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب به دنبال ایجاد هژمونی ایدئولوژیک و فرهنگی بود زیرا در ذهن برخی از نظریه پردازان انقلابی که مفهوم انقلاب را با نگاهی فراملی دنبال می کردند این تصور وجود داشت که می توان با بهره گیری از پتانسیل های نهفته در داخل کشور و منطقه و حتی جهان از میان کسانی که مناسبات بین المللی را عادلانه نمی دانند ، یارگیری کرد و از این طریق خیزشی جهانی را بر علیه جریان سلطه به راه انداخت . نباید از نظر دور داشت که شرایط لازم برای به دست آوردن و حفظ هژمونی فرهنگی و ایدئولوژیک تفاوت زیادی با شرایطی دارد که از طریق آن می توان به هژمونی مالی و پولی و اقتصادی دست یافت .بارها دیده شده که کشورهایی نظیر آمریکا برای حفظ هژمونی مالی و پولی خود مبادرت به ماجراجویی و توسل به زور و جنگ افروزی می کنند اما برای حفظ هژمونی فرهنگی و ایدئولوژیک خصوصا اگر مبتنی بر آموزه های دینی باشد ، نمی توان به زور متوسل شد زیرا یکی از نشانه های برخورداری یک گروه از هژمونی ایدئولوژیک و فرهنگی ، همراه کردن دیگران با خود بدون توسل به زور است . دستیابی به هژمونی فرهنگی ، نیازمند نفوذ در دلها ، گفتگو و متقاعد سازی و ارائه ی الگوهای عینی است که زمانبری بالایی دارد و در گرو سعه ی صدر ، تحمل دیدگاه های مخالف ، مجادله ی احسن ، ادبیات غنی و تاثیرگذار و تعاملات رسانه محور است . نکته ی بعدی این که ایدئولوژی تا زمانی که نتواند توانایی خود را برای گره گشایی و حل معضلات گوناگون به نمایش بگذارد و پاسخگوی نیاز انسان ها در تمامی ابعاد زندگی باشد به مرحله ی تاثیرگذاری ، پویایی و ماندگاری قدم نمی گذارد . نکته ی بعدی این است که ترسیم دورنمای میدانی برای یک ایدئولوژی ، واکنش هایی به دنبال خواهد داشت . در واقع باید گفت که همه چیز در نظریه پردازی خلاصه نمی شود و یک دیدگاه به محض مطرح شدن و خیز برداشتن برای تاثیر گذاری بر رفتار دیگران با موانعی مواجه می شود . از این رو هر چه جوهره ی تهاجمی یک ایدئولوژی غلیظ تر باشد ، مخالفت با آن نیز شدیدتر خواهد بود . از این رو نهضت های فکری در صورتی که در گرداب افراط و تفریط گرفتار شوند ، دچار خودفرسایندگی می شوند معمولا ، مخالفان نهضت های فکری و ایدئولوژیک تلاش می کنند از طریق نفوذ و بالابردن سطح مطالبات و ایجاد انشقاق در بین نظریه پردازانی که به دنبال ایجاد هژمونی فرهنگی هستند ، چنین نهضت هایی را از درون دچار فرسایندگی کنند و آنها را به جان یکدیگر بیندازند . یعنی چه بسا کسانی ابتدا با ادعای همراهی و متابعت و تبلیغ یک تفکر قدم جلو بگذارند اما در ادامه دست به اقداماتی بزنند که جنبه ی ضد تبلیغی داشته باشد و منجر شود به این که مروجین و پیروان یک تفکر زمینه ی الصاق برچسب هایی را برای خود فراهم آورند. اساسا یکی از آفات دستیابی به هژمونی فرهنگی و ایدئولوژیک ، تندروی هایی است که اگر چه ممکن است رنگ و بویی آرمانگرایانه و مبتنی بر الگوهای تاریخی داشته باشد اما به دلیل عدم انطباق با واقعیت های زمانه ، نتیجه بخشی لازم را ندارد . اینجاست که می گویند : انجام کار فرهنگی برای روشن کردن تنوری که قرار است غذای فکری و ذهنی مردم در آن پخته شود ، بدون در نظر گرفتن تاب آوری ذهنی عموم مردم و بدون توجه به بسترهای اجتماعی و تفاوت های فرهنگی و گوناگونی سلیقه ها ، هر چند با هزینه های فراوان همراه باشد ، نمی تواند به همراهی همگان بیانجامد . یک نظریه پرداز اگر با نگاهی آرمانی قله ای را هدف گیری کند اما به دنبال رسیدن از طریق بهترین راه به قله نباشد ، ناگزیر به پرداختن هزینه هایی است که فرساینده و خسته کننده است . از این رو ما برای ارزیابی عملکرد خود در حوزه های فرهنگی نیازمند بازنگری هایی هستیم که می تواند به روشن شدن نقاط قوت و ضعف آن یاری برساند .
شماره روزنامه:8631