سرمقاله 30 خرداد 1405 محمد عسلی بهای آزادگی ایمان تحصلی که برآمده از میراث خانوادگی و یا تقلید و مصلحت طلبی است و یا حاصل مطالعه و تجربه ای است که فردی در طول دوران زندگی کسب می کند با ایمان و باور حضوری که بر دل می نشیند و عشق آفرین می شود تفاوت بسیار دارد. اگر در 1400 و اندی سال قبل سلسله باور حضوری از خدا به پیامبر(ص) و از پیامبر(ص) به امام علی(ع) و از امام علی(ع) و زهرای دخت نبی به حسین(ع) می رسد نه تحصیلی و نه تقلیدی است بلکه باوری است که بر جان نشسته و با جان به در می رود. به قول حافظ: «عشقت نه سرسری است که از سر به در شود/ مهرت نه عارضی است که جای دگر شود/ عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم/ با شیر همزمان شد و با جان به در شود...» آری عشق ورزی با خدا و دوستی خلیل الهی با او ، اوج باوری است که بیداری فطرت را در تمامی دوران فهم از زندگی رقم می زند. امام حسین(ع) بی آنکه ایمانش به طایفه، قبیله و یا قوم خاصی از عرب وابسته باشد انسانی کمال یافته بود که چونان خورشید همیشه تابان تا آخرالزمان بر دل های بیدار می تابد و تابش آن می تواند گرمای باوری ایجاد کند که آمریکا و اسرائیل، یا هر قدرت نظامی دیگری را به شکستی بدفرجام دچار نماید. اما بهای سنگینی دارد. بهائی که هر کس حاضر به پرداختن آن نیست و فقط قدرت ایمان می تواند چنین حماسه ای را رقم زند. در عصر کنونی که انسان ها در باورهای ظاهری به خدا و یا باور مصلحتی، ارتباطی سست و شکننده با خدا دارند به ندرت می توان شاهد حماسه ای از جنس امام حسین(ع) بود، مگر وقتی که حیات طیب و باور گداخته در کوره همیشه جوشان عشق به خدا کسی چون رهبر عظیم الشأن انقلابی ایران چونان امام خامنه ای پیدا شود که خود و اهل بیت را چونان امام حسین(ع) در راه عقیده خلل ناپذیر جانفدا کند. آری در عصر ارتباطات و باور های مادی هم می توان چنین بود که برای آزادگی و رهایی از تعلقات زمینی، خدا را پیوسته در جسم و جان به شهادت داشت و اگر نمازی و نیازی بروز و ظهور کند جز او ندید و به جز او بر کس دیگری تکیه نکرد و از هیچ قدرت مادی نهراسید و حتی به مصلحت هم رضا نشد وقتی باور برآمده از عشق راه عقل را طی می کند و همسو با باور از خود میراثی بر جای می گذارد که کنار خورشید وجودش ستارگانی پدید آیند که جز به راه آزادگی و حریت نروند و از صراط مستقیم غافل نشوند چرا که پیوسته در نمازهای یومیه می خوانند و به آن باور دارند که خدایا ما را به صراط مستقیم هدایت فرما. صراطی که به آنها نعمت دادی و نه صراطی که راه گمراهان است و مغضوبشان می کنی. تجربه تاریخی ما انسانها وقتی کسانی که ایمان چندانی به خدا و روز محشر ندارند چنین میراث هایی را یادآور می شود که استقلال و آزادگی بهای سنگینی دارد. از جان گذشتن، از آبرو گذشتن، از تمامی تعلقات بازدارنده رها شدن و پیوسته در سوزش و جوشش بودن بی آنکه احساس دلتنگی و خستگی شود، چونان اسوه حسنه ای که پیامبر اعظم(ص)، امام علی(ع) و اولادهای بر جای مانده شان چنین بودند و چنان کردند. امام حسین(ع) را چند گونه می توان دید. در روی پرچمی که به هر محرم و صفر و یا مناسبتی در مجلسی در اهتزاز است. در سخنرانی ها و روضه خوانی هایی که با شور و شوق بیان می شوند. در دعاها و نام ها و نذر و نیازها، در کتاب ها و روایت ها و نهایتا در دل ها. اما امام حسین(ع) را به ندرت در شهادت هایی انتخابی و نه تصادفی می توان دید که شرایط را تغییر دهد و راه راست را بنماید. و خدا را به گونه ای معرفی کند که بر دل نشیند و از دل نرود تا دم مرگ. راستی در این عصر و زمانه که تشخیص درستی و نادرستی بسیار سخت است چه کسانی را به یاد می آوریم که حرف و عمل برآمده از ایمانشان چونان امام حسین(ع) تاریخ ساز شود؟ به دور از هیاهو، جنجال ها، ریاکاری ها، تبلیغات و پر و پاگانداها و جوسازی های رسانه ای، دمی با دل خلوت کنیم و از دل بپرسیم و با دل سخن بگوییم تا در اقیانوس متلاطم شگفتی ها مروارید صید کنیم نه آنکه جلوه های صوری ما را به غفلت و تعلقات دیگر ببرد و کثرت امواج ما را به غلط اندازد وقتی در سینه دریا گهر راز یکی است. نه گفتن در مقابل شمشیر آخته ای که روی گردن سنگینی می کند جز از باور قلبی و حضوری برنمی آید. آن سان که امام حسین(ع) و امام خامنه ای گفتند و جان خود و یارانشان را در گرو بهای آزادگی و باورشان گذاشتند. این شناخت ما را بس است اگر هوشیار باشیم. والسلام
شماره روزنامه:8634