چاپ کردن این صفحه

سه چهارم انسان هاي روي زمين

توسط محمد عسلی/مدیر مسئول روزنامه عصرمردم 10 دی 1399 43 0
سرمقاله محمد عسلی 11 دی 1399       سه چهارم انسان هاي روي زمين

ديپلماسي و رايزني هاي سياسي برآمده از مطالعات جامعه شناسانه روي انسان هاي زمين که توسط شبکه هاي مخوف سازمان هاي سياه، موساد، ک.گ.ب، اينتلجنت سرويس و ديگر شبکه هاي سياسي و امنيتي اروپايي و بعضا آسيايي در روابط بين الملل به صورت سري و محرمانه انجام مي شود فقط يک هدف عمده را دنبال مي کند و آن شناسايي، تعقيب و خفه کردن هر حرکت مردمي براي رهايي از استبداد خارجي، استعمار و استثمار است.
در اين داد و ستدهاي مويرگي منافع کشورهاي انحصارطلب که دست و بال امپرياليزم غربند در ابعاد سياسي، اقتصادي و فرهنگي به گونه اي حفظ مي شود که در تقسيم بندي بلوک هاي تحت ستم هر کدام را سهمي باشد.
بعد از جنگ جهاني دوم متفقين هر کدام سهم خود را از کشورهاي شکست خورده و هم بي طرف گرفتند و به يک آرامش موذيانه تن دادند و گفتند: جنگ بس است، حالا زمان صلح است. اما در خفا با روش هاي سياسي و اقتصادي نو براي غارت و چپاول منابع و منافع ملي کشورها برنامه ريزي مقطعي و چند ساله و حتي ده الي بيست ساله کردند نخست به نام آزادي، استقلال و دمکراسي از طريق رسانه هاي تأثيرگذار بر موجي سوار شدند که بتواند ذهن، انديشه و اراده مردمان را به نسبت باورها، سنت ها، فرهنگ و رسوم بازمانده از نياکان تحت تأثير قرار دهد.
شستشوي مغزها، ارائه تئوري هاي مطالعاتي ضد دين به نام عصر بيداري و نوآوري مطالعات دانشگاهي زيربناي مکتب سرمايه داري و کمونيسم قرار گرفت و از دل آن ليبراليسم بيرون آمد که به اشکال مختلف خود را نشان داد. فرهنگ، سينما، تئاتر، واگويه ها، خاطرات شفاهي، داستانها، قصه ها، اشعار و نهايتا روح فرهنگ انساني به صورت يک دست به نام آزادي و رهايي از قيودات مذهبي و ديني از يک سو و از ديگر سوي روح اقتصاد سرمايه داري و توليد بيشتر براي مصرف بيشتر درهاي زندان عريض و طويل اسارت داوطلبانه و خودخواهانه را به روي انسان هاي فريب خورده مشتاق کار گشود.
داستان سه چهارم انسان هاي در بند روي زمين از نيمه دوم قرن بيستم تاکنون داستان رقت انگيز، اسارت اقتصادي با تحمل شرم آورترين حيله ها و فريب ها و خشونت ها در بازار مبادلات بين المللي است.
انحصار نرخ هاي مواد اوليه اي که اقتصاد کشورهاي نفت خيز خاورميانه، آمريکاي جنوبي و آفريقا را بن مايه اوليه است چنان با سياست هاي يک جانبه در دست مي گيرند که اگر کشوري مانند ايران بخواهد با يک انقلاب مردمي از زير بار وابستگي و ستمگري غرب بيرون بيايد، جنگ هاي فرسايشي، تحريم هاي کمرشکن، انزواي سياسي و جوسازي هاي تبليغاتي ضد ديني، ضد ملي و ضد حکومتي را به آن تحميل مي کنند و مدام در بوق و کرنا مي دهند که اگر مي خواهيد در جامعه جهاني پذيرفته شويد بايد آنچه ما مي خواهيم و هر آنچه ما مي گوئيم را پذيرا باشيد. به زبان ساده تر يعني انقلاب بي انقلاب. جنگ نفت، جنگ شکر در کوبا، جنگ قهوه و جنگ کاکائو در کشورهاي تک محصولي همه حکايت هاي تلخ روزگار ما از انحصارطلبي و زياده خواهي کشورهاي امپرياليستي است که هرچه بزرگ تر مي شوند زياده خواه تر مي گردند.
کشور غنا که در سابق از مستعمرات انگليس بود از دوران استعمار به اقتصاد کشت واحد محکوم شده بود 61 درصد از مجموع درآمد ارزي حاصل از صادرات کاکائو به دست مي آمد کم و زياد کردن نرخ محصولات تک محوصلي مانند نفت، گاز، کاکائو، شکر و امثالهم در کشورهاي آسيايي و آفريقايي معمولا توسط کشورهايي صورت مي گيرد که اين محصولي را در انحصار خود درآورده اند.
کسري بودجه سال 1400 ايران که حرف و حديث هاي بسياري را در محافل و مجالس و رسانه هاي مختلف رقم زده است ناشي از ميزان تأثيرگذاري درآمد نفت است که آمريکا فروش نفت ما را تحريم کرده تا نشان دهد که چه ميزان در مبادلات اقتصادي قدرت تأثيرگذاري دارد.
در اين سال هاي بعد از جنگ جهاني دوم نه فقط ايران تک محصولي تحت فشارهاي مستقيم و غيرمستقيم اقتصادي و سياسي بوده بلکه در واقع اکثريت کشورهاي جهان سومي به لحاظ سياسي، اقتصادي و فرهنگي زير نفوذ و سلطه امپرياليسم غرب و شرق قرار داشته اند.
حلقه دوم اسارت، پس از نظارت بر نرخ مواد اوليه در بازارهاي جهاني سرمايه گذاري انحصارات بين المللي در کشورهاي عقب مانده است.
اين سرمايه گزاري ها علاوه بر منافع زيادي که بدون محدوديت ها از کشورهاي عقب مانده خارج مي کنند به ايجاد طبقه بورژوازي انحصارطلب در داخل اين کشورها نيز کمک مي کند و اين طبقه به لحاظ سياسي و اقتصادي دستيار اصلي انحصارات بين المللي در داخل مي شود.
روش هاي جنگ طلبانه براي غارت منابع و منافع کشورهاي مسلمان که در طول يک قرن گذشته بيشتر خود را نشان داده تحريک و تهييج متعصبين مذهبي و تقويت افراط گرايان به منظور راه اندازي جنگ هاي داخلي است، که شاخص ترين آن مذهب عليه مذهب است، از دل اين روش ها و هدف هاي شيطاني، القاعده، داعش، طالبان و افراطيون وهابي بيرون مي آيد تا به نام مذهب و دين دست به جناياتي بزنند که روي آتيلا، چنگيز، تيمور و ديگر جنايتکاران تاريخ را سفيد کرده است. کاري که داعش در سنجار عراق کرد لکه ننگي بر دامان بشريت است.
در واقع سه چهارم انسان هاي روي زمين و بلکه بيشتر امروز يا اسير جنگ هاي داخلي، اختلافات مرزي، جنگ اقتصادي، اسارت در کارگاه ها و کارخانجات کشورهاي صنعتي اند و يا درگير بيماري و مرض هاي لاعلاجي مانند ايدز، تب گاوي، مالاريا و اخيرا کرونا هستند که متأسفانه تمامي کشورهاي جهان را در نورديده و عاقبت آن نامعلوم است. آيا راهي جز خودکفايي و رهايي از بندها و اسارت هاي امپرياليزم متصور است؟ آيا جز در سايه اتحاد و همدلي و بهانه ندادن به دست دشمنان و فرصت طلبان مسيري براي رهايي از ظلم و ستم از ما بهترين پيش روي ما هست؟
به خود آئيم، دوباره در آينه شفاف و بدون زنگار عقلانيت چشم بگشائيم و ببينيم با چه بهايي در کجاي اين کره خاکي و با چه موقعيت ها و دستاوردهايي قرار گرفته ايم. بيانديشيم و فهم کنيم که چرا آمريکا از انقلاب ما وحشت دارد؟ آيا ما هنوز جزء سه چهارم انسانهاي تحت ستم استعمار خارجي هستيم؟ يا آزادگي ما مورد طمع دشمنان است؟
والسلام

شماره روزنامه:7095
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در پنج شنبه, 11 دی 1399

موارد مرتبط