چاپ کردن این صفحه

درس هاي کرونا

توسط محمد عسلی/ مدیر مسئول روزنامه عصرمردم 27 ارديبهشت 1400 108 0
سرمقاله محمد عسلی 28 اردیبهشت 1400               درس هاي کرونا

نشسته اي مقابل تلويزيون، جام جهان نمايي که آنقدر دل مشغولي ايجاد کرده که انگشتان دستت از بس دکمه اتصال را تغيير داده ، گاه بي حس مي شود. صحنه هاي به تصوير کشيده شده جنگ، چالش هاي سياسي و اقتصادي، اختلافات و نزاع خانوادگي، جنايت، قتل، کلاهبرداري، تجاوز، فقر، مرگ و نهايتاً بسيار سئوال بي پاسخ که مدام در ذهنت مرور مي شوند و زبانت را مي بندند، احساس تنهايي مي کني اما هنوز نصفه غروري برايت مانده که در آتش درون بسوزي و دم بر نياوري.
از وقتي ويروس کرونا به گرفتاري ها و بيکاري هاي جامعه دامن زده و بسيار کسان را راهي بيمارستان يا قبرستان کرده بخش عمده اي از اخبار و وقايع اين بيماري سرفصل اخبار رسانه ها شده و تو هم مشتاقي بداني امروز چند نفر مردند، چند نفر بيمارند و تو در کجاي تاريخ اين سرنوشت جاي داري؟
کانال تلويزيون را مي چرخاني و صحنه هاي اسف باري از فقر و بي کسي را تماشا مي کني وقتي جنازه هاي مردگان را در رودخانه گنگ مي بيني که حتي کسي نبوده تا بيچارگان را بسوزاند و يا به قبر اندر اندازد.
آمريکا، انگليس، فرانسه، هند، پاکستان، روسيه همه بمب اتم دارند و بعضي از اين کشورها زماني مناطق بزرگي از کشورهاي استقلال يافته کنوني را تحت سلطه و استثمار داشته اند اما بيماري ويروسي کرونا را نمي توان با ابزارها و جنگ افزارهاي نظامي از بين برد. اولين درس کرونا به تمامي کشورها و ملت ها اين است که آسيب پذيري انسانها در برابر بعضي بيماري ها، رنگ، نژاد، فرهنگ، دارايي و توان نظامي نمي شناسد. انسانها همه داراي ساختاري و سيستمي هستند که ويروس ذره بيني بسيار کوچکي مي تواند آنها را از پاي درآورد مگر آنکه داروي آن کشف شود و يا واکسني بتواند از بروز بيماري پيشگيري کند.
اين مطالب را همه مي دانند اما به مرور فراموش مي کنند. مانند بيماري هاي فراموش شده طاعون، وبا، سل، جذام و امثالهم.
خانه نشيني از ترس سرايت و واگيري بيماري و عدم ملاقات و ديد و بازديدها براي بعضي از افراد مسن و تنها، افسردگي به بار مي آورد و براي گريز از آن راه چاره اي هم متصور نيست. گاه و بيگاه تلفني از طرف خويشان و يا زنگ دري که کسي خوراکي آورده باشد و يا دورادور به احوالپرسي رغبتي نشان دهد خود حکايت «قدر عافيت کسي داند که به عقوبتي گرفتار آيد» را يادآور مي شود.
هزينه هاي مواد و کالاهاي بهداشتي براي پرهيز از تماس مستقيم، کاهش شديد مسافرت ها و خساراتي که به بنگاه ها و دفاتر توريستي وارد آمده و هزاران هواپيمائي که زمين گير شده و مغازه داراني که يا بسته اند و يا مشتري ندارند، گردش طبيعي اقتصاد کشورها را کند نموده و يا متوقف کرده است.
آدمي که خود را پيشتاز سفر به فضا و سيارات ديگر کرده و با دانش و تجربه بسيار گره ها را باز نموده و يا با اختراعات و اکتشافات لحظه اي، فراغت و آسان طلبي را به ره آوردي پرجاذبه تبديل کرده اينک در برابر اين بيماري زانو زده و پزشکان و پژوهشگران براي واکسن هايي که به بازار داده اند هيچ تضميني نداده اند که بالاخره براي هميشه مصونيت ايجاد مي کنند يا خير؟
هر چند مرگ با بهانه و بي بهانه سرنوشت نيستي بشر را رقم زده و مي زند اما ويروس کرونا با ويروس ها و ميکروب هاي بيماري هاي مسري ديگر تفاوت دارد و مدام در حال جهش است و هر زمان به صورت و شکلي ديگر درمي آيد.
کرونا به دولتمردان و سياستمداران و اقتصاددانان هم درسي فراموش نشدني داده و آنها را در محک آزمون و تجربه نهاده تا قدرت و توان مديريتي آنان در منظرگاه همگان به صورت شفاف و بدون شعار و فريبکاري فهم شود.
نمونه اي از ندانم کاري هاي شعاري را مي توان از ترامپ رئيس جمهور سابق آمريکا مثال آورد که گفت: من ماسک نمي زنم و اين بيماري هم چيز مهمي نيست. همين گفته ميزان آسيب پذيري مردم آمريکا را بالا برد تا بدانجا که مجبور شد ماسک بزند و حرف خود را پس بگيرد.
نتيجه آنکه روي ميزان رأي او تأثير منفي گذاشت و براي دور بعدي انتخاب نشد. مردم هند هم از نخست وزير فعلي شان در مديريت اين بيماري گله مندند و او را مورد نقد و اعتراض قرار داده اند.
مردم فرانسه و انگليس و برزيل و بعضي نقاط ديگر هم بارها مسئولان مملکتي را مورد اعتراض و انتقاد قرار داده اند.
تمامي اين وقايع و بسيار موارد شناخته شده و ناشناخته ديگر ناشي از تبعات بيماري کرونا بر مردمان اين کره خاکي سايه افکنده و سئوالاتي را در اذهان عمومي مدام مي چرخاند که بعد چه مي شود؟
رکود اقتصادي، ورشکستگي بانکها و مراکز تجاري و صنعتي، کاهش مصرف فرآورده هاي نفتي حمايت هاي اجباري دولت ها از ملت ها براي آنکه از گرسنگي تلف نشوند و برنامه ريزي هاي پرهزينه که براي مداوا و يا پيشگيري از اين بيماري اجرايي شده اند همه درس هاي پيش بيني نشده کروناست به انسانهايي که فهم مي کنند چم و خم هاي وقايع و رويدادها را در اين زمين ستمديده و حسرت کشيده و در حال اضمحلال و فرسودگي و اينکه اي انسان بدان که به هر ميزان قوي باشي و زرادخانه هاي خود را روز به روز گسترش دهي و به انبارهاي ذخائر طلايت بيفزايي ناگهان به دردي و بيماري دچار خواهي شد که نداي چه کنمت از مساجد و کليساها و کنيسه ها و معابد ديني و مذهبي بلند شود مگر خدا به دادت برسد!
و درسي که بسيار سخت پذيرفته مي شود و گوش شنوايي ندارد. پرهيز از جنگ است. جنگ هاي موحش فرسايشي که در آن نه شجاعت نه ديانت و نه صلابت و مردانگي است. رها کردن موشک ها و بمب هاي بسيار مخربي است که شبانه خفتگان را خواه زن و کودک و يا پير و جوان باشند در خاک و خون آسياب مي کند و اين روند روز به روز وحشتناک تر از هميشه رخ مي نمايد. گويي به تعبير قرآن همگان، نمي شنوند، نمي بينند و لال و بي صدايند. به قول زنده ياد فريدون مشيري:
«چنين گسسته عناني کجا تواند رفت
چنين خجسته وجودي کجا تواند ماند
صداي موحش تيري دهد جواب مرا
بشر دوباره به جنگل پناه خواهد برد
به دشت خواهد زد، به غار خواهد رفت»
والسلام

شماره روزنامه:7195
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 27 ارديبهشت 1400

موارد مرتبط