چاپ کردن این صفحه

چرا بايد به دولت کمک کنيم؟  

توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 21 شهریور 1400 26 0
سرمقاله محمد عسلی 21 شهریور 1400       چرا بايد به دولت کمک کنيم؟

تصور اينکه بيماري کوويد19 بيش از دو سال ملت و دولت را در تنگنا و خسارت هاي مالي و جاني قرار مي دهد براي هيچ پزشک و تحليلگر مسائل بهداشتي و جهاني ممکن نبود. چرا که فقط ايران نيست که به درد چه کنم گرفتار است آن به اصطلاح عقاب تيز پرواز جهانخوار هم مواجه با سرايت شديد اين بيماري است چه رسد به همه گيري در کشورهاي پيشرفته و عقب مانده و در حال پيشرفت.
پس قبل از آنکه به دنبال مقصر بگرديم بهتر است به دولت کمک کنيم تا زودتر از پس ماجرا برآيد و قطعا بهترين کمک رعايت دستورالعمل هاي بهداشتي است. به قولي داستان ايران فقط داستان کرونا نيست. کروناي اقتصادي و فرهنگي هم مزيد بر علت است.
دولت سيزدهم مبالغ قابل توجهي را براي خريد واکسن و تهيه آن در داخل و خارج هزينه کرده است. حمايت هاي مالي به کارگاه ها و مؤسسات و ادارات آسيب پذير از کرونا و بيکاري پيدا و پنهان کسبه در دفعات و فشارهاي آمريکا بر افزايش تحريم ها و بلوکه کردن حساب هاي ارزي خود داستان جديدي نيست که به مردم و دولت آسيب هاي اقتصادي و روحي و رواني زيادي زده است.
افزايش 39 درصدي حقوق کارگران و بيش از 20 درصدي حقوق کارمندان و بازنشستگان بي شک در افزايش تورم و گراني مؤثر است و نارضايتي مردم از گراني دم به دم اجناس به ويژه کالاهاي ضروري کاملاً مشهود است.
مسائل و معضلات منطقه اي به ويژه تحولات اخير افغانستان، صادرات کالاهاي صنعتي و مواد غذايي را کاهش داده و تا حدودي به محاق برده است که به تبع آن موجب افزايش نرخ ارز در ايران و کاهش پول افغاني شده است.
مشکلات ناشي از قاچاق کالا، قاچاق مواد مخدر، بالا رفتن نرخ بيکاري و افزايش فقر که بالطبع بار سنگيني بر دوش قوه قضائيه و نيروهاي انتظامي گذاشته و مسائلي از اين دست فرصت تفکر خلاق را از مديران مي گيرد مگر آنکه براي رفع مسائل پيش آمده همه به ميدان آيند.
به نظر مي رسد نخست اداره دارايي نياز به پالايش و تصويب قوانين جديد دارد تا براساس قواعد و ضوابط اصلاحي در اخذ ماليات از فراريان مالياتي موفق شود.
کارشناسان اقتصادي بر اين باورند که اگر بتوان ماليات را به موقع و بدون درنگ از تمامي کساني که مشمول پرداخت مالياتند اخذ نمود خزانه دولت با کمبود مواجه نخواهد شد. متأسفانه هنوز هم بعضي رسوبات فرهنگي به جاي مانده از عصر قاجار در اذهان بعضي ها هست که اگر بشود ماليات نداد کار منفعت طلبانه اي است حتي اگر دکتر باشي و دستگاه کارتخوانت را به نام ميوه فروشي نصب کني!
برعکس مردم کشورهاي اروپايي که پرداخت ماليات را وظيفه خود مي دانند و اين احساس قوي در آنان است که بهبود اقتصادي و خدمات رساني دولت را همين ماليات ها آسان مي کنند و متأسفانه ما تاکنون ريالي براي فرهنگ سازي مالياتي هزينه نکرده ايم.
مسئله دريافت عوارض شهرداري ها هم وضعيت مشابهي با ادارات دارايي دارد. گاه مي شود که سهم ناظرين بيش از درآمد عوارضي است که شهرداري دريافت مي کند. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
مشکل عمده ديگري که کمتر به آن توجه شده است. فرهنگ چانه زني است. از دولت گرفته تا آحاد ملت به اين معضل مبتلا هستند، همه با هم چانه زني مي کنند و تقاضاي تخفيف دارند.
خاطره کوتاهي از يک سفر اروپايي دارم وقتي از کارمند خانمي تقاضا کردم براي دريافت هزينه اضافه بار هواپيما تخفيف دهد با ترشرويي پاسخ داد: «مي خواهي کارم را از دست بدهم...»
دولت و هم مردم مي بايد نظارت خود را بر عملکرد مجريان بيشتر کنند و نسبت به تخلفاتي که مشاهده مي کنند بي خيال نباشند برخوردهاي نظارتي به موقع و آرام از بسياري سوءاستفاده ها پيشگيري مي کند.
کشور ما، کشوري غني است و خداوند همه نعمت هاي خود را از ما دريغ نکرده است. اگر دست دزدان و سوءاستفاده چي هاي فرصت طلب بسته شود و شرايط و موقعيت براي تخلفات فراهم نباشد در بسياري از هزينه هاي محاکم صرفه جويي مي شود.
مردم وقتي دولت را از خودشان بدانند و احساس کنند وجود نظم و قانون امنيت بيشتري براي آنان ايجاد مي کند طبعاً کمک مي کنند و در حفظ امنيت مي کوشند.
راننده اي که به آئين نامه ها و قوانين راهنمايي و رانندگي واقف است و آن را اعمال مي کند هم از خسارت هاي احتمالي به خود پيشگيري مي کند و هم هزينه هاي رسيدگي مأموران را کاهش مي دهد.
معلمي که به دانش آموزان آموزش مي دهد که رعايت نظم و قانون را وجهه همت قرار دهند و خود نيز به آن عمل مي کند در پيشگيري از خسارت هاي مالي و جاني آنان سهم مهمي دارد.
تمام هدف دشمنان ملت ايران تشويق به نظام گسيختگي است، نظام گسيختگي فقط با اسلحه به خيابان آمدن و مقابل مأموران و مردم ايستادن و دست به تخريب زدن نيست. نظام گسيختگي فکري و فرهنگي امنيت رواني را از مردم سلب مي کند.
رسانه هاي اجاره اي خارج نشين که مردم را به حال و آينده نااميد مي کنند و گذشته را يک طرفه و مغرضانه به قضاوت مي نشينند فقط به خواسته دشمنان ايران عمل مي کنند و هيچ حسن نيتي را به اصطلاح در دلسوزي هايشان نشان نمي دهند.
فقط ايران نيست که در طرح خاورميانه اي آمريکا مورد دشمني است. نظام گسيختگي مالي و اقتصادي و ايجاد هرج و مرج براي پيشگيري از رشد و شکوفايي کشورهاي اسلامي هدف اوليه و باجخواهانه آمريکا و اروپاست. زيرا منافع خود را در اين به هم ريختگي ها مي بينند نمونه هاي بارز آن در آسيا و آفريقا از عراق و افغانستان و لبنان و يمن و سوريه گرفته تا سودان و مصر و ليبي و ونزوئلا و امثالهم همه به يک درد مبتلايند يا بايد به فرمان آمريکا در جهت حفظ منافع آنها در خشکي و دريا و هوا باشند و يا شاهد جنگ هاي داخلي و برادرکشي و امثالهم که نام آن را انقلاب يا رسيدن به دمکراسي و حفظ حقوق بشر مي گذارند. گويي در کشورهاي اروپائي و آمريکا نه زندان است و نه دادگاه و نه فقر و جنايت و بي عدالتي، افسوس که براي بعضي ها مرغ همسايه غاز است.
مرواريد خود را در زادگاه به ثمن بخس مي فروشند و به جاي آن در خارج خرمهره مي خرند تا بر خر مراد سوار شوند تا مراد چه باشد؟
در پايان ذکر اين نکته ضروري است که همه بايد به دولت کمک کنيم تا کشور از معضلات اقتصادي رها شود.
والسلام

شماره روزنامه:7289
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 22 شهریور 1400

موارد مرتبط