چاپ کردن این صفحه

گر چرخ به کام ما نگردد  

توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 11 خرداد 1405 16 0
سرمقاله 11 خرداد 1405 محمد عسلی                 گر چرخ به کام ما نگردد

زمین گرچه وسیع و گسترده است و هر نقطه‌ای از آن آب و هوای برآمده از شرایط جوی آن نقطه را دارد، اما از گیاهان گرفته تا جانوران و از جانوران تا انسانها در هر نقطه‌ای از زمین، خود را با شرایط آن سازگاری داده‌اند.

مهمترین این سازگاری سکونت و پذیرش شرایط است لذا از تولد تا مرگ حفظ جایگاه و محیط زندگی با هر نامی تعلق انسانها و حیوانات حتی بعضی از گیاهان را به جایگاه خاص اجتناب‌ناپذیر کرده، زادگاه، وطن، میهن و یا هر نام دیگری مرز کشورها را از یکدیگر جدا کرده است. آ‌هوها هم زادگاه و محیط زندگی خود را با عطری که در نافه دارند مرزبندی می‌کنند. حیوانات در انواع مختلف از ورود غریبه‌ها به محل زندگی و زادگاهشان تا پای جان جلوگیری می‌کنند. ماهی‌ها هم چه در دریا و چه در رودها و رودخانه‌ها تعلق خاطر به زادگاه را حفظ کرده‌اند به طور مثال: ماهی‌های رودخانه رودبار داراب حتی وقتی در خلیج فارس بزرگ می‌شوند برای تخم‌ریزی به محل تولد خود به سرچشمه رودبار در ایج استهبان سفری طولانی را تجربه می‌کنند. هرچند در همین راه به علت کاهش آب رودخانه شکار می‌شوند. پس حب وطن برای هر موجود زنده‌ای امری غریزی است و طبیعت آدمی حکم می‌کند که این تعلق خاطر به زادگاه پیوسته از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد.

جهان وطنی ها هم که احساسشان حاصل مهاجرت و اسکان طولانی مدت در غیر زادگاه است تا پایان عمر این تعلق را ذاتا هرچند کم‌رنگ‌تر دارند زیرا هویت آنان نخست به زادگاه و سپس به ایدئولوژی یا باورهای دینی و فرهنگی برمی‌گردد.

اسلام هم به این واقعیت بی توجه نبوده همچنان که پیامبر اسلام(ص) فرموده‌اند: «حب الوطن من الایمان [دوستی وطن از ایمان است]

بر این اساس شعرا و نویسندگان از دیرباز اشعار حماسی و نوشته‌هایی مانا به لحاظ هنری به یادگار گذاشته‌اند که سرآمد آنها شاهنامه فردوسی است که در داستان‌ها و بیان قهرمانی‌ها نقطه آغاز و پایان آن به ایران و ایران دوستی ختم می‌شود.

از هر کشور و نقطه‌ای در روی زمین آثاری به جای مانده که طرز تفکر، مهارت‌های هنری، دانش‌اندوزی و اهمیت دادن به رشد علمی و فرهنگی را از نسلی به نسل دیگر منتقل نموده همراه با باورهای دینی و مذهبی که تلفیقی از رفتارها، گفتارها و پندارها را به نام تمدن و فرهنگ به جای گذاشته است . ایران ما که در فرهنگ و تمدن، سابقه دیرینه و مانا و ماندگاری دارد سرآمد کشورها و در قله افتخارات ایستاده است، کشوری است که امروز در مصاف با دو ابرقدرت اتمی، مردم جهان را انگشت به دهان کرده است. این اقتدار و استقلال‌طلبی که به بهای افزون بر شمار شهداء حاصل شده است، نتیجه آموزه‌های دینی و فرهنگی است که سابقه‌ای چند هزار ساله دارد تا آنجا که دشمنان در تحلیل‌های خود به غلط خوی امپراطوری را در خون ما جستجو می کنند که به واقع چنین نیست بلکه حب وطن و میهن‌دوستی است که شاعری چون ادیب الممالک را به گفتن چنین شعری ترغیب می‌کند: «تا ز بر خاکی ای درخت برومند/ مگسل از این آب و خاک رشته پیوند/ مادر توست این وطن که در طلبش خصم/ نار تطاول به خاندان تو افکند/ هیچت اگر غیرت است و دانش و ناموس/ مادر خود را به دست دشمن مپسند/ تاش نبرده اسیر و نیست بر او چیر/ بشکن از او یال و برز و بگسل از او بند/ ورنه چو ناموس رفت ، نام نماند/ خانه نپاید چو خانواده پراکند/ این وطن ما منار نور الهی است/ هم ز نبی خواندم این حدیث و هم از زند/ آتش حب الوطن چو شعله فروزد/ بر دل مؤمن کند به مجمره اسپند/ روسپی از خانمان خود نکند دل/ کمتر از او دان کسی که دل ز وطن کند.»

و اما بعد: در این عالم وانفسا که دور، دور آدمک‌های مصنوعی بی‌احساس دور مانده از تمدن و فرهنگ و عصر ریاست کوتوله‌ها بر جهان است بسیار فهم و درایت و حب وطن لازم است تا با باوری از چنین توکل به خدا بتوان از پس ترفندها، تجاوزات و دغل‌کاری دشمنانی چون دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو برآمد که خوشبختانه این ایران است که چنین درخشان در مصاف با آدم‌های بد، جهانیان را به تحسین برانگیخته است تا آنجا که حتی خوانندگانی چند از کشورهای اروپایی آوازهایی در تجلیل از این مصاف خوانده‌اند و طرفداران خود را به تشویق ایرانیان ترغیب کرده‌اند این خودجوشی مخالفت با استعمار و استثمار امپریالیست‌ها هم نوعی بیداری فطرت است که مرز نمی‌شناسد.

ایرانیان در طول تاریخ بیش از سایر ملل این بیداری فطرت را رقم زده‌اند و اگر تمدنی به جای مانده و آثاری از گذشتگان دور به ما رسیده همین بیداری‌ها، شجاعت‌ها و میهن‌دوستی‌ها بوده است. به خیابان‌ها نگاه کنیم. به زنان، کودکان و مردانی که جوان یا پیر 90 شب سر از پای نشناخته هویت خود را به رخ جهانیان کشیده‌اند و چنان ترسی بر دل دشمنان افکنده‌اند که علیرغم پیشرفته‌ترین تجهیزات جنگی، دشمن به اتاقک‌های مشاوره و تسلیم روی آورده است و چون ترس بر وی غالب شده مانند آدمی که در شب تاریک یاوری نمی‌بیند آواز می‌خواند هر چند صدای گیرایی ندارد. نباید از این لفاظی‌ها ترسید. جنگ با تمام خشونت‌هایش گاه در مقام دفاع اجتناب‌ناپذیر است.

ما پیروزیم و این پیروزی‌ها را پاس می‌داریم تا خدا چه خواهد. زیرا به قول لاهوتی: «گر چرخ به کام ما نگردد/ کاری بکنیم تا نگردد /گر گشت خوش است ورنه ما دست/ از او نکشیم تا نگردد/ هرگز قد مردمان آزاد/ با هیچ فشار تا نگردد/ در پنجه اقتدار مردان/ نبود گرهی که وا نگردد.»

والسلام

شماره روزنامه:8619
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 11 خرداد 1405

موارد مرتبط