چاپ کردن این صفحه

انرژي هسته اي ايران و اما و اگرها

توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 17 دی 1399 54 0
سرمقاله محمد عسلی 18 دی 1399       انرژي هسته اي ايران و اما و اگرها

اولين تلاش ايران براي دستيابي به فناوري انرژي هسته اي به دهه 50 ميلادي باز مي گردد در سال 1958 ايران به عضويت آژانس بين المللي انرژي اتمي (I.A.E.A) درآمد و از اين تاريخ به بعد نمايندگان ايران در نشست هاي آژانس حضور داشتند. نخستين کشوري که ايران را به دستيابي به فناوري هسته اي ترغيب کرد و تکنولوژي آن را به ايران منتقل نمود آمريکا بود.
در سال 1965 پس از طرح الحاق ايران به کنوانسيون آژانس بين المللي، اين موضوع در اداره حقوقي وزارت خارجه وقت ايران توسط آقايان (هرميداس باوند، پرويز مهدوي و عضدالدين کاظمي) که اولين تيم حقوقي هسته اي را تشکيل مي دادند بررسي شد و ايران در همان سال، اين قرارداد را با آژانس به امضاء رساند. در سال 1967، آمريکا اولين رآکتور تحقيقاتي 5 مگاواتي آب سبک را به ايران فروخت و شرکت آمريکايي(AMF) اين رآکتور را در دانشگاه تهران نصب و راه اندازي کرد. اين رآکتور از اورانيوم غني شده با خلوص 93 درصد استفاده مي کرد و آمريکا پيش از وقوع انقلاب اسلامي، حدود 5 کيلوگرم سوخت اورانيوم غني شده سطح بالا به ايران داد که تحت نظارت و تدابير حفاظتي آژانس بين المللي انرژي اتمي در انبار سوخت اورانيوم غني شده در محل رآکتور تهران نگهداري مي شود و تا امروز مرتبا تحت بازرسي رسمي و غير رسمي کارشناسان و بازرسان آژانس بين المللي انرژي اتمي مي باشد.
در سال 1968، ايران پيمان عدم تکثير سلاح هاي هسته اي (N.P.T) را پذيرفت و در سال 1970 آن را در مجلس شوراي ملي به تصويب رساند.
در سال 1974 (1353) سازمان انرژي اتمي ايران (AFOI) تأسيس گرديد و دکتر اعتماد به رياست آن سازمان منصوب شد.
اين سازمان با گسترش سريع عهده دار تعهدات سنگين ساخت 4 نيروگاه در (بوشهر و دارخوين) ايجاد تأسيسات آب شيرين کن در بوشهر، تأمين سوخت و پشتيباني تکنولوژي از نيروگاه ها و قرارداد ساخت 4 نيروگاه ديگر در اصفهان و استان مرکزي شد. اين مرکز با نام تحقيقات هسته اي (NRC) ادامه کار داد.
با فعال شدن فناوري هسته اي در دانشگاه تهران تربيت دانشجو در اين رشته دنبال گرديد. در دانشگاه شيراز رشته مهندسي هسته اي ارائه شد و دانشجوياني براي تخصص گرفتن در رشته انرژي هسته اي به خارج اعزام شدند.
در سال 1974 قراردادي با بنياد پژوهشي استنفورد آمريکا (SRI) منعقد گرديد.
در همين سال ايران قرارداد احداث دو رآکتور آب سبک 1300 مگاواتي، براي نصب در بوشهر با شرکت آلماني زيمنس به امضا رساند و 2 هزار متخصص آلماني و کارشناس ايراني اجزاي اين طرح را که در زمان خود يکي از بزرگ ترين پروژه هاي نيروگاه اتمي محسوب مي شد آغاز کردند و قرار بود اين پروژه ها تا پايان سال 1980 تکميل شود که وقوع انقلاب ايران و آغاز جنگ تحميلي ادامه آن را متوقف ساخت.
در ادامه اين قرارداد يک قرارداد چرخه سوخت هسته اي ده ساله قابل تمديد با آمريکا در سال1974، آلمان غربي در سال 1976 و فرانسه در سال 1977 منعقد نمود.
در همان سال 1974 ايران معاهده N.P.T را طي قراردادي دو جانبه پذيرفت و تن به نظارت آژانس و بازرسان داد. در همين راستا ايران با هند قرارداد همکاري هسته اي امضاء نمود.
در سال1975 شرکت کرافتوک يونيون (Kraftweck union) در آلمان غربي کار روي نيروگاه هاي هسته اي ايران را طبق قرارداد آغاز کرد.
اما با فشار اسرائيل روي آمريکا و دخالت آمريکا در ترغيب شرکت هاي اروپايي براي بيرون آمدن از قراردادهاي هسته اي با ايران عملا فعاليت هاي هسته اي ايران متوقف شد. با پيروزي انقلاب اسلامي و شروع جنگ تحميلي بخشي از تأسيسات هسته اي بوشهر به علت بمباران تخريب و عليرغم تلاش هاي زياد براي راه اندازي طرح هاي نيمه تمام هسته اي کشورهاي آلمان، فرانسه، انگلستان، ژاپن، اسپانيا و حتي آفريقاي جنوبي که همه طي قراردادهايي عزم به اجراي پروژه هاي امضا شده داشتند از شروع يا ادامه کار سر باز زدند و حتي حاضر نشدند غرامتي به ايران بپردازند و برعکس فرانسه توانست 900 ميليون دلار از 2 ميليارد دلاري که دريافت کرده بود را به عنوان خسارت برداشت کند و مابقي را دولت فرانسه طي سالياني چند به صورت کالا به ايران پرداخت نمود.
ناگفته پيداست که به علت حمايت مالي و پشتيباني شاه مخلوع ايران از انور سادات رئيس جمهور مصر ، اسرائيلي ها به دنبال بهانه اي بودند تا در همان زمان هم از فعالت هاي هسته اي ايران پيشگيري کنند و موفق هم شدند.
ايران در طول مدت 8 سال جنگ تحميلي نتوانست پروژه هاي هسته اي خود را با حضور نيروهاي خارجي تکميل کند اما پس از پايان جنگ طي انعقاد قراردادي با روسيه جهت تکميل و راه اندازي نيروگاه اتمي بوشهر اقدام نمود و تکميل تأسيسات سوخت هسته اي اصفهان و ايجاد تأسيسات غني سازي اورانيوم در نطنز در دستور کار قرار داد.
دولت جورج دبليو بوش در ايالات متحده آمريکا براي به تعطيلي کشاندن فعاليت هاي هسته اي ايران تلاش هاي مستمري کرد و ايران را محور شرارت ناميد. نهايتا در سپتامبر 2003 ميلادي پرونده هسته اي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي مطرح و وضعيت ويژه اي به خود گرفت.
در پي طرح پرونده ايران در شوراي حکام و اولتيماتوم اين شورا براي ارسال پرونده به شوراي امنيت، حسن روحاني دبير وقت شوراي عالي امنيت ملي، مسئوليت اين پرونده را پذيرفت.
بالاخره در اواخر سال 2003 نمايندگان سه کشور اروپايي (انگليس، فرانسه و آلمان) به تهران آمدند و در سعدآباد مقرر شد که ايران فعاليت هاي هسته اي اش را معلق و پروتکل الحاقي NPT را امضاء نمايد.
پس از آنکه دولت ايران احساس کرد کشورهاي اروپايي وقت کشي مي کنند و فعاليت هاي هسته اي ايران را به تأخير انداخته اند، در سال 2005 با فک پلمپ مرکز يو.سي.اف اصفهان، فعاليت هاي هسته اي خود را از سر گرفت.
نتيجه آنکه در بيستم فروردين 1385 هجري شمسي محمود احمدي نژاد رسما خبر دستيابي ايران به فنآوري غني سازي اورانيوم و راه اندازي يک زنجيره کامل غني سازي در نطنز را اعلام کرد و اين روز با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در تقويم ايران روز ملي فنآوري هسته اي نامگذاري شد.
اينک با گذشت 14 سال از راه اندازي سانتريفيوژها و اعلام غني سازي اورانيوم ايران جزو 8 کشور دنياست که به اين تکنولوژي و فرآوري مهم دست يافته است. از همان تاريخ تا به اينک آمريکا و اسرائيل و هم کشورهاي 1+5 براي توقف و يا تضعيف و تعطيلي و محدود ساختن فعاليت هاي هسته اي ايران به بهانه هاي مختلف تلاش کرده و آمريکا تحريم هاي کمرشکن را در طول ساليان به ويژه بعد از روي کار آمدن دونالد ترامپ بر عليه ايران اعمال نموده است.
در دوره رياست جمهوري اوباما که بعد از نشست و برخاست هاي چند ساله نمايندگان ايران و کشورهاي 1+5 توانستند طي انعقاد قرارداد و پيماني جهاني به نام برجام به توافق برسند که بخش عمده اي از تحريم ها برداشته شود و ايران زير نظر بازرسان آژانس فعاليت هاي هسته اي خود را به صورت محدود ادامه دهد.
متأسفانه اين پيمان توسط ترامپ به بهانه تلاش ايران براي دستيابي به بمب اتمي عملا لغو گرديد و آمريکا از آن خارج شد و ايران هم حاضر نشد تن به تسليم دهد و قرارداد ديگري با محدوديت هاي بيشتر هسته اي، موشکي و عدم دخالت منطقه اي امضاء کند تا اينکه همين روزها ايران اعلام کرد غني سازي 20 درصد را از نطنز آغاز کرده و شانتاژها و تحريکاتي را مجددا رسانه هاي دشمن و قلم به مزدهاي وابسته به آمريکا شروع کرده اند و بر کوس جنگ مي زنند.
تا آينده سرنوشت اين مسئله را چگونه رقم بخورد طبيعي است که با آمدن بايدن و رفتن ترامپ بايد منتظر وقايع و رويدادهاي ديگري ماند که خيلي هم قابل پيش بيني نيست.
نکته پاياني اينکه فنآوري هسته اي و دستيابي به انرژي هسته اي با درجه 20 درصدي هم حق مسلم ايران است و هم يک نياز و ضرورت براي استفاده در مصارف پزشکي و نيروگاهي ضمن اين که ساخت بمب اتمي براساس باورهاي ديني هدف دولت ايران نيست و فقط بيان اين مطلب مکرر توسط رئيس جمهور آمريکا و نخست وزير اسرائيل بهانه و شانتاژي است براي تضعيف و انزواي سياسي و اقتصادي جمهوري اسلامي.
حتي شاه مخلوع ايران هم که با اسرائيل و آمريکا روابط دوستانه داشت از دشمني اسرائيلي ها در امان نبود. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل.
والسلام
منبع:
روزنامه عصرمردم
گزارش بريتيش پتروليوم
پايگاه استنادي علوم جهان اسلام
آخرين گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي
گزارش سازمان انرژي هسته اي ايران براي شوراي عالي انرژي

شماره روزنامه:7101
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
آخرین ویرایش در چهارشنبه, 17 دی 1399

موارد مرتبط