چراغ سبز آمریکا به اوکراین برای عضویت در ناتو، روسیه را بر آن داشت تا جنگی بر علیه اوکراین شروع کند که تصور نمیکرد سه سال به طول انجامد. با گذشت سه سال از جنگ ویرانگر و صدها هزار کشته و مجروح و میلیاردها دلار خسارات وارده و حمایتهای مالی و تسلیحاتی اروپا و آمریکا به اوکراین، اینک ترامپ رئیس جمهور آمریکا که قول داده بود ظرف 48 ساعت این جنگ را تمام کند پیشنهاد 28 ماده ای را با یک ضربالاجل یک هفتهای روی میز گذاشته تا اوکراین تسلیم شرایطی شود که بیشتر خواسته روسیه را تأمین میکند.
در بند یک پیشنویس طرح 28 مادهای ترامپ حاکمیت اوکراین تأیید خواهد شد مشروط بر آنکه تمام بندهای پیشنویس را بپذیرد. یعنی بخش هایی از سرزمین اوکراین که در تصرف روسیه است از اوکراین جدا شود و به روسیه ملحق گردد این الحاق را آمریکا به رسمیت میشناسد مضافا آنکه اوکراین نباید هستهای شود و در قانون اساسی آن تصویب شود که هیچ وقت عضو ناتو نشود و ناتو هم در اساسنامه خود میآورد که هیچ وقت اوکراین را به عضویت نمیپذیرد. به زبان سادهتر یعنی نه تنها تمام تلاشها و خسارتهای جانی و مالی حاصل از سه سال جنگ در اوکراین هیچ دستاوردی نداشته بلکه اوکراین را عقبتر از آنچه بوده است نگه خواهد داشت.
نکته مهمتری که در پیشنویس آمده شماره نیروهای مسلح اوکراین نباید بیشتر از 600 هزار باشد ، نتیجتا روسیه دوباره در اقتصاد جهانی ادغام میشود و به گروه 8 میپیوندد و یک همکاری بلندمدت اقتصادی با آمریکا امضاء خواهد کرد در بند 14 پیشنویس آمده است 100 میلیارد دلار از داراییهای روسیه برای بازسازی اوکراین سرمایه گذاری میشود که 50 درصد از سود آن سهم آمریکا خواهد شد.
نیروگاه هستهای زاپروژیا زیر نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی راهاندازی میشود و برق تولیدی آن بین اوکراین و روسیه به طور مساوی تقسیم میگردد و موارد دیگری که جای بحث و اما و اگرهای بسیاری دارد که در پیشنویس ترامپ آمده است و اما بعد:
این پیشنویس که زلنسکی رئیس جمهور اوکراین را در شرایط آچمز قرار داده ایرانیان را به یاد عهدنامه ترکمنچای میاندازد که گذر زمان و تحولات آن، این بار اوکراین را نشانه رفته است. درسی که از این شرایط باید آموخت چند نکته ظریف و علنی است. یکم اینکه دل بستن به حمایت و وعدههای غربیها کار عبثی است که جز حفظ منافع آنها هیچ کشور دیگری طرفی از وعدهها نمیبندد و با بند پوسیده آمریکا داخل چاه رفتن حاصلی جز سقوط ندارد.
جنگ، جنگ قدرت است و حق از دهانه اسلحه بیرون میآید و اوکراین بین شرافت و تسلیم بلاشرط انتخاب دیگری ندارد و اگر نپذیرد به قول ترامپ: (بایستد و بجنگد). اما دیگر حمایتی از جانب آمریکا نخواهد دید.
اگر زلنسگی آنقدر عقل داشت که تقاضای عضویت در ناتو را پس بگیرد و جلو جنگ خانمانسوز را سد کند شاید این جنگ او را به پذیرش شرایط خفتبار کنونی ناگزیر نمیکرد یا اصلا جنگی رخ نمی داد.
اوکراین با آن همه خسارتهای مالی و جانی و فشاری که آمریکا و اروپا بر آن وارد آوردهاند راهی جز تسلیم ندارد و امروز جای هیچ شعار میهنپرستانه برای ادامه جنگی که پایانش معلوم است و منجر به از دست دادن سرزمینهای بیشتر خواهد شد در اذهان عمومی مردم اوکراین جاری نمیشود. حمایتهای مالی میلیارد دلاری اروپا و آمریکا هر چند جنگ را سه ساله کرد اما نتایجی که مورد نظر اروپا و اوکراین بود به بار نیاورد. اگر پیشنویس 28 مادهای ترامپ مورد تصویب اوکراین و اتحادیه اروپا قرار گیرد بعید نیست که چونان جنگ جهانی دوم که ناشی از اختلافات مرزی بین کشورهای اروپا بود، جنگ دیگری شعلهور گردد. در زمانی که برای انتقامجویی دوباره بهانهای به دست آید. همیشه اینگونه بوده است. تاریخ گواه این واقعیت است ملتی که شکست خورده چون قوت گیرد دست به انتقام زند.
تکرار عهدنامه ترکمن چای در جنگ روسیه و اوکراین درس دیگر تاریخ است برای فهم قدرت دشمن مقابل که دوستان قول حمایت میدهند و رها میکنند. آیا در این روزگار وانفسا راهی جز قوی شدن پیش روی هر کشوری هست؟ قوی در خردورزی و دیپلماسی، قوی در آمادگی دفاعی، قوی در فنآوریهای نوین، قوی در اراده برای خوب ماندن و نهایتا فریب نخوردن.
به قول گلشن آزادی
«برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی
که در نظام طبیعت ضعیف پامال است»
والسلام