چاپ کردن این صفحه

وقتی شرایط تغییر می‌کند  

توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 14 ارديبهشت 1405 84 0
سرمقاله 14 اردیبهشت محمد عسلی                  وقتی شرایط تغییر می‌کند

مطلب مهمی که کمتر کسی به آن توجه دارد، علت وقایعی است که در اثر تغییر شرایط بروز می‌کنند. قضاوت درخصوص علت وقایع گذشته و انطباق آن با رویدادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فعلی یک اشتباه محاسباتی است زیرا علت عمده بروز وقایع، شرایطی است که در یک زمان جو غالب را برای تصمیم مردم در انتخاب یا شرکت برای ایجاد تحول رقم می‌زند.

مثلا در سال 57 که انقلاب اسلامی با شرکت و حضور مجدانه همه اقشار مردم ایران به پیروزی رسید علت آن شرایطی بود که بر کشور در طول سالیان دوره سلطنت محمدرضا پهلوی حاکم بود. آن شرایط که خود حاصل عملکرد شاه و دولت‌های انتخابی وی بود ، تحت تأثیر نفوذ کارشناسان نظامی و اقتصادی آمریکا و بعضا کشورهای اروپایی ، بیشتر برای حفظ منافع ملی آنها و درصدی هم برای توسعه و عمران قرار داشت که اگر این چنین نبود و محمدرضا شاه توانسته یا خواسته بود استقلال ایران را حفظ کند و نقطه ضعفی از وابستگی به غرب و نوکری آمریکائی‌ها از خود نشان ندهد نه تنها انقلابی و اعتراضاتی صورت نمی‌گرفت بلکه ملت ایران در جهت حمایت از برنامه‌های اقتصادی و اصلاحات وی یکدل به میدان می‌آمدند. تجربه تاریخی آن دوران می‌تواند نقطه عطفی برای هوشمندی مردم ما و دولت جمهوری اسلامی باشد تا اشتباهات شاه مخلوع از جانب کسانی که به هر دلیل پستی یا سمتی کلیدی دارند تکرار نشود. شرایط امروز گاه جنگ و ادامه آن را طلب می‌کند و گاه صلح و پرهیز از تنش منطقه‌ای را.

هر تحلیل سیاسی، نظامی و یا اقتصادی می‌باید بر اساس شرایط حاکم و جو غالب تهدید یا فرصت باشد. امروز اگر کسی بیاید و بگوید انقلاب ایران یک اشتباه بود نه سیاست می‌داند و نه جامعه‌شناس است. قضاوت وی براساس یک سری نتایج نامطلوب از دید اوست که وی را راضی نمی‌کند. اما بر اساس یک ارزیابی و نتیجه‌گیری غلط نباید انقلاب ایران را یک اشتباه دانست زیرا شرایط به گونه‌ای رقم خورده بود که نه برای شاه و دولت وی و نه برای ملت راه بازگشتی وجود نداشت.

همه اقشار مردم اعم از روشنفکران، سیاسیون، اقتصاددانان، معلمان و اساتید دانشگاه، دانشجویان، کارگران و مردم عادی کوچه و بازار را نمی‌شود گفت اشتباه کرده‌اند زیرا جو غالب که حاصل عملکرد خودشیفتگی محمدرضاه شاه سابق بود و بی‌توجهی به نیازهای فرهنگی و اقتصادی که جامعه را در تضاد طبقاتی قرار داد و تضاد بین سنت و مدرنیته را دامن زد خود حاصل عملکرد پدر و پسری بود که نزدیک به 50 سال بر ایران حکومت کردند و حاصل حکومت آنان که به دنبال ایران نوین و مدرنیته کردن کشور بودند آن شد که بسیاری از تحلیلگران سیاسی گردن به قبول آن گذاشتند. یعنی جمهوری اسلامی با هدفی دقیقا عکس اهداف فرهنگی و اقتصادی که محمدرضا شاه دنبال می‌کرد ، ادامه راه داد.

آنچه در گذشته قبل از انقلاب پیش آمد حاصل تغییر شرایط بود و آنچه نیز بعد از انقلاب اسلامی ایران را به وضعیت فعلی رساند حاصل تغییر شرایط است و از این به بعد هم هر تغییر و تحولی حاصل شود، شرایط یکی از عوامل تعیین کننده است.

چه کسی باور می‌کرد ایران اسلامی و انقلابی بتواند مقابل دو کشور اتمی پیشرفته چون آمریکا و اسرائیل بایستد در شرایطی که 47 سال تحت شدیدترین تحریم‌ها و به قول آمریکایی‌ها در حصار و قرنطینه و انزوای سیاسی بوده است؟

چه کسی می‌توانست پیش‌بینی کند که تمام تأسیسات پایگاه‌های آمریکا در کشورهای قطر، امارات، عربستان، کویت، بحرین و عمان بتواند موجب ناامنی و تخریب زیرساخت‌های نظامی و تأسیسات نفتی و پالایشگاه‌های کشورهای منطقه توسط موشک‌های دقیق هایپرسونیک و پهپادهای نقطه‌زن ایران شوند؟

و مهم‌تر آنکه ایران بتواند تنگه هرمز را به روی کشتی‌ها ببندد و کار را به جائی برساند که نه ناوگان‌های آمریکا و نه توانایی هوایی اسرائیل قادر به گشایش آن باشند؟

این دستاوردها حاصل استقلال و عدم وابستگی به غرب بوده که حیرت تحلیلگران نظامی و سیاسی را سبب شده است تا آنجا که بعضی از نمایندگان کنگره آمریکا علنا ترامپ رئیس جمهور خودشیفته آمریکا و وزیر دفاع دولت او را مورد سئوال‌های سخت قرار دهند و اعلام کنند که باید اخراج شوی و ترامپ هم باید محاکمه شود زیرا تعادل روانی وی زیر سئوال است.

بعضی‌ها این سئوالات را دعوای حزبی قلمداد می‌کنند اما وقتی چند تن از نمایندگان حزب جمهوریخواه هم هم‌داستان با نمایندگان حزب دموکرات در کنگره شدند دیگر نمی‌توان گفت دعوای حزبی است. بلکه ترس است. ترس از شکست. شکستی که بیشتر روزنامه‌ها و رسانه‌های آمریکا و اروپا و نیز بعضی از سران کشورهای اروپایی و آسیایی به آن اذعان دارند. آنان که می‌گفتند استقلال بهای سنگینی دارد و بدون حمایت غربی‌ها نمی‌توان آب خوش از گلو پایین برد حالا ببینند که استقلال تا چه اندازه می‌تواند علیرغم خسارت‌های بسیار ، مرزهای مملکت و هویت ایرانیان را در جهان پرآشوب امروز تثبیت کند.

اعتبار امروز کشور و مردم ایران بسیار بیشتر از زمان قبل از جنگ است و مقبولیت رهبر شهید آن، بیشتر از، قبل از شهادت است. زیرا شهادت رهبر بر بسیاری از سخن‌های تفرقه‌افکنانه و دروغ‌پردازی‌های رسانه‌های معاند خط بطلان کشید و مردم ایران عزیز بیش از گذشته به مسئولیت‌پذیری و صداقت رهبرشان واقف شدند.

این سرمایه‌های به جای مانده و میراث‌های گرانبهای شهدا پشتوانه خلل‌ناپذیری برای تغییر شرایطی است که به نفع ایران در حال اتفاق است هر چند جان بسیاری از عزیزان خرد و کلان و حتی کودکان دبستانی را نشانه رفته است.

مقاومت و پایداری و مهم‌تر از آن تاب‌آوری در برابر فشارهای سیاسی، تجربه امروز و دیروز نیست. تنها تجربه 8 سال جنگ تحمیلی کافی است تا دشمنان بدانند آن زمان که ایران هیچ یک از ابزارها و تجهیزات نظامی فعلی و تأثیرگذار را نداشت چگونه توانست حتی یک وجب از خاک ایران قهرمان را به دشمن ندهد.

هوشیار باشیم. فریب پروپاگاندا و تبلیغات سوء دشمنان و رسانه‌های جیره‌خوار آنان را نخوریم و در ایستادگی و مقاومت تا حصول نتایج قاطع پیروزی بر قصد خود استوار بمانیم.

والسلام

شماره روزنامه:8596
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 14 ارديبهشت 1405

موارد مرتبط