اگر از یک جامعه شناس بپرسند جنگ از کجا آغاز می شود ؟ خواهد گفت : خانواده . خانواده کوچکترین بخش از جامعه است . قطره ها به هم می پیوندند تا دریایی مواج شکل بگیرد . طبیعی است که کیفیت آب دریا رابطه ی مستقیمی با کیفیت قطره هایی دارد که به هم می پیوندند . بیماری های خطرناکی که انسان را از پا می اندازد ، از سلول ها آغاز می شود . گاهی یک جراحت کوچک راه را برای ورود انواع میکروب ها باز می کند . با مطالعه پرونده های انباشته شده در محاکم دادگستری ، به خوبی می توان دریافت که خانواده چه نقش پررنگی در شکل دهی شخصیت افراد و بسیاری از رویدادهای خوب و بد دارد .
در منازعات نظامی ، حمله به جامعه دیده می شود و به سرعت واکنش نشان داده می شود و اخبار مرتبط با آن در تمامی رسانه ها انعکاس می یابد اما حمله به ذهن افراد در منازعات فرهنگی ، ملموس نیست و تشخیص آن نیز کار هر کسی نیست
در پادگان ها که جایی برای آموزش سربازان است روی نظم و انضباط تاکید زیادی به عمل می آید تا جایی که گاهی برای جلوگیری از خو گرفتن سربازان به تنبلی و بیکاری ، آنها را به بیگاری و انجام کارهایی که ظاهرا ممکن است اهمیت چندانی هم نداشته باشد وا می دارند . همانگونه که یک ورزشکار نباید حتی برای یک روز هم از ورزیدگی و آمادگی جسمانی خود غافل باشد . سرباز هم باید همواره در تلاش باشد .
در یک جامعه ی هدفمند ، چنین حساسیت هایی باید نسبت به افراد هم وجود داشته باشد . خانواده جایی است که وضعیت و موقعیت یک فرد بهتر از هر جای دیگر قابل تشخیص است . پدر و مادر ، اگر در شرایط جسمی و روانی مناسبی باشند در هر لحظه موقعیت فرزند خود را درک می کنند و نه تنها نسبت به گرسنگی ، بهداشت شخصی و تمیز بودن لباس ها و وضع ظاهری او حساس هستند بلکه مراقب وضعیت روحی و اخلاقی و فکری او نیز هستند ؛ چرا که فرزند آنها به دلیل رفت و آمد و نشست و برخاست با افراد گوناگون بیرون از خانه ، در معرض انواع آلودگی های اخلاقی قرار دارد .
تا پیش از رواج وسایل گوناگون ارتباطی از قبیل تلفن همراه و اینترنت و ماهواره ها ، خانواده ها سعی می کردند با انتخاب محله ای مناسب برای زندگی و یا ثبت نام فرزندشان در مدرسه ای خوب و کنترل رفت و آمد او با گرفتن سرویس ، دیدبانی های لازم را برای رصد رفتار او به عمل آورند . اما اکنون که ما از یک سو دردنیایی بی در و پیکر زندگی می کنیم و از سویی دیگر نمی توانیم به ابزارهای بازدارنده برای محدود کردن ارتباطات متوسل شویم ، مراقبت از فرزندان به دغدغه ای همگانی تبدیل شده است . شاید یکی از دلایل خودداری زن و شوهرها برای داشتن فرزندان زیاد نیز همین باشد که احساس می کنند مهار یک فرزند ، انرژی کمتری از آنها می گیرد . در حالی که تک فرزندی نیز مشکلات خاص خودش را دارد و کودک و نوجوان را به معاشرت با هم سن و سالان خود در خارج از خانه وابسته می کند !
با وجود تمامی مشکلاتی که پدر و مادر برای تربیت فرزند خود در عصر ارتباطات دارند ، در صورتی که خودشان مشکلی نداشته باشند و بنای خانواده محکم باشد ، پدر و مادر می توانند الگوی خوبی برای فرزندان خود باشند اما اگر زن و شوهر، مشکلاتی نظیر اعتیاد ، نشوز ، بیکاری ، خیانت و عدم تفاهم با یکدیگر داشته باشند ، توانایی آنها برای نظارت بر رفتار فرزندانشان به نحو چشمگیری کاهش می یابد .
زمانی بود که پدر و مادرها تمام امیدشان برای مدیریت رفتار فرزندشان ، مدرسه بود زیرا از دید آنها الگوی های مثبت و ثابت و برجسته ای که جذابیت زیادی برای کودکان و نوجوانان داشته باشد در جامعه یافت نمی شد. مدارس هم که قبلا ملجاء خانواده ها بودند اکنون با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای مهار دانش آموزان دست نیاز به سوی خانواده و دولت دراز کرده اند . زیرا هم با محدودیت امکانات و نبود فضای مناسب روبرو هستند و هم از وجود نیروی انسانی با کیفیت متناسب با جمعیت دانش آموزی در آموزش و پرورش مانند گذشته ، خبری نیست.
معلمان خوب و با انگیزه توسط مدارس با کیفیت و طبقاتی جذب می شوند و معلمانی هم که از روی ناچاری به این شغل روی آورده اند به دلیل نیاز مالی و پایین بودن حقوق با چند پیشگی روزگار می گذرانند که هیچ سنخیتی با رسالت معلمی ندارد . بدون تعارف باید گفت علی رغم این که برای یک کشور در حال توسعه ، آموزش و پرورش باید در اولویت اول باشد ، متاسفانه چندان توجهی به آن نمی شود و فعلا هم از کسی کاری ساخته نیست . ضمن این که متولیان تدوین برنامه های درسی و آموزشی و تربیتی نیز هنوز به الگوی ثابتی که به کارآیی آن اطمینان داشته باشند ، نرسیده اند و دائما در حال به هم زدن این آش شله قلمکار هستند .
در حال حاضر بزرگترین مشکل متولیان امور آموزشی ، همسوسازی ، جامعه ، مدرسه و خانواده است که هنوز الفبای آن را هم یاد نگرفته اند و وزارت آموزش و پرورش هم به محل تلاقی دیدگاه های گوناگون تبدیل شده که هر برنامه ی پرهزینه ای با آمد و رفت دولت ها دچار ریزش و جرح و تعدیل می شود .
در ابتدا این امیدواری وجود داشت که صدا و سیما بتواند ، وظیفه ی هماهنگ سازی اجتماع ، خانواده و مدرسه را بر عهده بگیرد و نقش مدرسه و دانشگاه را ایفا کند اما چنین نشد زیرا بخشی از نیروی این نهاد فرهنگی صرف رفع شبهات ، میدان دادن به سلیقه های کم طرفدار و همچنین خنثی سازی هجمه های بیرونی با بضاعتی اندک شد و تعدد شبکه ها هم نتوانست ، کاستی های موجود در مدارس و خانواده ها را برطرف کند .
این روزها ، همه از تیرهای آغشته به سمی سخن می گویند که به سمت خانواده ها پرتاب می شود ، سخن از شکاف های میان نسلی است و دغدغه مندان می گویند به همان اندازه که زبان فارسی در مخاطره قرار گرفته ، فرهنگ اصیل ایرانی نیز در معرض تهدید قرار دارد و از همه مهمتر این که از میدانی که ملت ها در آن برای تربیت بهترین دانش آموزان با یکدیگر رقابت می کنند ، دور افتاده ایم و .... شرح این هجران و این خون جگر این زمان بگذار تا وقت دگر