وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    این زمان بگذار تا وقت دگر  

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 10 خرداد 1405 16 0
    سرمقاله 10 خرداد 1405 اسماعیل عسلی                 این زمان بگذار تا وقت دگر

    اگر از یک جامعه شناس بپرسند جنگ از کجا آغاز می شود ؟ خواهد گفت : خانواده . خانواده کوچکترین بخش از جامعه است . قطره ها به هم می پیوندند تا دریایی مواج شکل بگیرد . طبیعی است که کیفیت آب دریا رابطه ی مستقیمی با کیفیت قطره هایی دارد که به هم می پیوندند . بیماری های خطرناکی که انسان را از پا می اندازد ، از سلول ها آغاز می شود . گاهی یک جراحت کوچک راه را برای ورود انواع میکروب ها باز می کند . با مطالعه پرونده های انباشته شده در محاکم دادگستری ، به خوبی می توان دریافت که خانواده چه نقش پررنگی در شکل دهی شخصیت افراد و بسیاری از رویدادهای خوب و بد دارد .

    در منازعات نظامی ، حمله به جامعه دیده می شود و به سرعت واکنش نشان داده می شود و اخبار مرتبط با آن در تمامی رسانه ها انعکاس می یابد اما حمله به ذهن افراد در منازعات فرهنگی ، ملموس نیست و تشخیص آن نیز کار هر کسی نیست

    در پادگان ها که جایی برای آموزش سربازان است روی نظم و انضباط تاکید زیادی به عمل می آید تا جایی که گاهی برای جلوگیری از خو گرفتن سربازان به تنبلی و بیکاری ، آنها را به بیگاری و انجام کارهایی که ظاهرا ممکن است اهمیت چندانی هم نداشته باشد وا می دارند . همانگونه که یک ورزشکار نباید حتی برای یک روز هم از ورزیدگی و آمادگی جسمانی خود غافل باشد . سرباز هم باید همواره در تلاش باشد .

    در یک جامعه ی هدفمند ، چنین حساسیت هایی باید نسبت به افراد هم وجود داشته باشد . خانواده جایی است که وضعیت و موقعیت یک فرد بهتر از هر جای دیگر قابل تشخیص است . پدر و مادر ، اگر در شرایط جسمی و روانی مناسبی باشند در هر لحظه موقعیت فرزند خود را درک می کنند و نه تنها نسبت به گرسنگی ، بهداشت شخصی و تمیز بودن لباس ها و وضع ظاهری او حساس هستند بلکه مراقب وضعیت روحی و اخلاقی و فکری او نیز هستند ؛ چرا که فرزند آنها به دلیل رفت و آمد و نشست و برخاست با افراد گوناگون بیرون از خانه ، در معرض انواع آلودگی های اخلاقی قرار دارد .

    تا پیش از رواج وسایل گوناگون ارتباطی از قبیل تلفن همراه و اینترنت و ماهواره ها ، خانواده ها سعی می کردند با انتخاب محله ای مناسب برای زندگی و یا ثبت نام فرزندشان در مدرسه ای خوب و کنترل رفت و آمد او با گرفتن سرویس ، دیدبانی های لازم را برای رصد رفتار او به عمل آورند . اما اکنون که ما از یک سو دردنیایی بی در و پیکر زندگی می کنیم و از سویی دیگر نمی توانیم به ابزارهای بازدارنده برای محدود کردن ارتباطات متوسل شویم ، مراقبت از فرزندان به دغدغه ای همگانی تبدیل شده است . شاید یکی از دلایل خودداری زن و شوهرها برای داشتن فرزندان زیاد نیز همین باشد که احساس می کنند مهار یک فرزند ، انرژی کمتری از آنها می گیرد . در حالی که تک فرزندی نیز مشکلات خاص خودش را دارد و کودک و نوجوان را به معاشرت با هم سن و سالان خود در خارج از خانه وابسته می کند !

    با وجود تمامی مشکلاتی که پدر و مادر برای تربیت فرزند خود در عصر ارتباطات دارند ، در صورتی که خودشان مشکلی نداشته باشند و بنای خانواده محکم باشد ، پدر و مادر می توانند الگوی خوبی برای فرزندان خود باشند اما اگر زن و شوهر، مشکلاتی نظیر اعتیاد ، نشوز ، بیکاری ، خیانت و عدم تفاهم با یکدیگر داشته باشند ، توانایی آنها برای نظارت بر رفتار فرزندانشان به نحو چشمگیری کاهش می یابد .

    زمانی بود که پدر و مادرها تمام امیدشان برای مدیریت رفتار فرزندشان ، مدرسه بود زیرا از دید آنها الگوی های مثبت و ثابت و برجسته ای که جذابیت زیادی برای کودکان و نوجوانان داشته باشد در جامعه یافت نمی شد. مدارس هم که قبلا ملجاء خانواده ها بودند اکنون با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنند به طوری که برای مهار دانش آموزان دست نیاز به سوی خانواده و دولت دراز کرده اند . زیرا هم با محدودیت امکانات و نبود فضای مناسب روبرو هستند و هم از وجود نیروی انسانی با کیفیت متناسب با جمعیت دانش آموزی در آموزش و پرورش مانند گذشته ، خبری نیست.

    معلمان خوب و با انگیزه توسط مدارس با کیفیت و طبقاتی جذب می شوند و معلمانی هم که از روی ناچاری به این شغل روی آورده اند به دلیل نیاز مالی و پایین بودن حقوق با چند پیشگی روزگار می گذرانند که هیچ سنخیتی با رسالت معلمی ندارد . بدون تعارف باید گفت علی رغم این که برای یک کشور در حال توسعه ، آموزش و پرورش باید در اولویت اول باشد ، متاسفانه چندان توجهی به آن نمی شود و فعلا هم از کسی کاری ساخته نیست . ضمن این که متولیان تدوین برنامه های درسی و آموزشی و تربیتی نیز هنوز به الگوی ثابتی که به کارآیی آن اطمینان داشته باشند ، نرسیده اند و دائما در حال به هم زدن این آش شله قلمکار هستند .

    در حال حاضر بزرگترین مشکل متولیان امور آموزشی ، همسوسازی ، جامعه ، مدرسه و خانواده است که هنوز الفبای آن را هم یاد نگرفته اند و وزارت آموزش و پرورش هم به محل تلاقی دیدگاه های گوناگون تبدیل شده که هر برنامه ی پرهزینه ای با آمد و رفت دولت ها دچار ریزش و جرح و تعدیل می شود .

    در ابتدا این امیدواری وجود داشت که صدا و سیما بتواند ، وظیفه ی هماهنگ سازی اجتماع ، خانواده و مدرسه را بر عهده بگیرد و نقش مدرسه و دانشگاه را ایفا کند اما چنین نشد زیرا بخشی از نیروی این نهاد فرهنگی صرف رفع شبهات ، میدان دادن به سلیقه های کم طرفدار و همچنین خنثی سازی هجمه های بیرونی با بضاعتی اندک شد و تعدد شبکه ها هم نتوانست ، کاستی های موجود در مدارس و خانواده ها را برطرف کند .

    این روزها ، همه از تیرهای آغشته به سمی سخن می گویند که به سمت خانواده ها پرتاب می شود ، سخن از شکاف های میان نسلی است و دغدغه مندان می گویند به همان اندازه که زبان فارسی در مخاطره قرار گرفته ، فرهنگ اصیل ایرانی نیز در معرض تهدید قرار دارد و از همه مهمتر این که از میدانی که ملت ها در آن برای تربیت بهترین دانش آموزان با یکدیگر رقابت می کنند ، دور افتاده ایم و .... شرح این هجران و این خون جگر     این زمان بگذار تا وقت دگر

    شماره روزنامه:8618
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در یکشنبه, 10 خرداد 1405

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3