ثبت جهانی "آینهکاری؛ هنر کار با آینه در معماری ایرانی" در فهرست میراث ناملموس یونسکو، تنها ثبت یک مهارت کهن نیست؛ روایت جهانیشدن هنری است که قرنها با صبوری، دقت و سکوت، از استاد به شاگرد منتقل شده است. هنری که از دل آینههای شکسته زاده شد، نور را هزارپاره کرد و دوباره به وحدت رساند و امروز، با درخشش در حافظه جهانی یونسکو، شمار میراث ناملموس ایران را به ۲۷ عنصر رسانده است.
اما پشت این افتخار جهانی، چهرههایی ایستادهاند که نامشان کمتر شنیده شده است؛ استادکارانی که آینهکاری را نه شغل، که تعهدی فرهنگی زیستهاند. سیدمجید خلیلینیا، از اساتید برجسته آینهکاری سنتی شیراز، یکی از همین چهرههاست؛ هنرمندی با بیش از پنج دهه تجربه که از شاگردی خاندان نامدار ظریفصنایعی تا اجرای آثار فاخر در ایران و عراق، مسیر این هنر را از نزدیک لمس کرده است. به مناسبت ثبت جهانی آینهکاری، با او درباره ریشهها، سبک شیراز، رنجهای این حرفه و دغدغههای ماندگاری آن به گفتوگو نشستهایم.
*ثبت جهانی، اعتبار دوباره برای استادان گمنام است*
به گفته این هنرمند پیشکسوت، ثبت جهانی آینهکاری سنتی اتفاقی خوشایند و مایه افتخار است؛ چراکه اعتباری دوباره برای استادانی به شمار میآید که سالها در سکوت، این هنر را زنده نگه داشتهاند. خلیلینیا ثبت جهانی را فرصتی برای دیدهشدن نسلهایی میداند که کمتر نامی از آنان برده شده است.
او میگوید: ثبت آینهکاری در یونسکو باعث خوشحالی است، چون این هنر به جهان معرفی شده و امروز بهعنوان هنری اصیل و ایرانی شناخته میشود. من ۵۶ سال است در این حرفه فعالیت دارم، اما متأسفانه بسیاری از اساتید هیچگاه دیده نشدند و امروز این ثبت جهانی، فرصتی است برای معرفی کسانی که همچنان با عشق در این مسیر ماندهاند.
*از دهسالگی پای کار آینه*
خلیلینیا از دوران شاگردی خود چنین یاد میکند: از ۱۰ سالگی افتخار شاگردی استاد حاج محمد ظریفصنایعی را داشتم و سالها در کنار ایشان تجربه اندوختم. طراحی را نیز از ایشان آموختم. آغاز کارم با این خاندان بود و آخرین همکاریام با استاد محمد ظریفصنایعی در سال ۱۳۹۶ در حرم سیدمحمد عموی امام زمان، در شهر بلد عراق رقم خورد.
او نخستین تجربههای اجرایی خود را در کنار استاد محمد ظریفصنایعی و پدرشان، استاد حاج محمدحسن ظریفصنایعی، در اماکن مذهبی شیراز آغاز کرده است؛ از حرم سید علاءالدین حسین(ع)، آستانه سیدمیرمحمد(ع) و قدمگاه حضرت ابوالفضل(ع)، تا امامزاده شاهزده محمد(ع) در محله قصرالدشت شیراز و امامزاده شاهزده محمد(ع) در شهر بهبهان.
*تجربه سالها کار در خارج از کشور*
این استاد آینهکاری درباره فعالیتهای خارج از کشور خود میگوید: از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۹۰ در کشورهای حوزه خلیج فارس مشغول به کار بودم و در این مدت، آینهکاری عمارت برخی وزرا و مدیران را انجام دادم. سپس از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۷، دوباره با فرزندان استاد ظریفصنایعی، بهویژه مهرداد ظریفصنایعی، برای اجرای آینهکاری صحن حضرت فاطمه زهرا(س) به عراق بازگشتیم.
*آموزش در فرهنگسراها؛ با عشق، نه درآمد*
خلیلینیا با اشاره به ورودش به حوزه آموزش میگوید: از اواخر سال ۱۳۹۹ آموزش آینهکاری را آغاز کردم و به مدت سه سال و نیم در مرکز آموزش صنایع دستی ادارهکل میراث فرهنگی به آموزش این هنر پرداختم. از سال ۱۴۰۲ نیز با همکاری سازمان فرهنگی، اجتماعی شهرداری شیراز، در چهار فرهنگسرا به آموزش مشغولم و از همراهی و حسن توجه محمدعلی چوبینی، معاون فرهنگی و رییس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز و مدیران فرهنگسراها صمیمانه سپاسگزارم. امروز بیشتر هنرجویان من بانوان تحصیلکرده در رشتههای هنری هستند و در کنار آموزش عملی، من نیز از ایدهها و نگاه نو آنها میآموزم.
*آینهکاری؛ هنری فراتر از چسباندن آینه*
او تأکید میکند: آینهکاری تنها چسباندن آینه نیست؛ این هنر ریشه و اصول دارد؛ از طراحی و برش هندسی تا ترکیببندی دقیق. حتی یک میلیمتر خطا میتواند اثر را تنزل دهد، اما اگر با دقت و صبوری انجام شود، نتیجه اثری چشمنواز خواهد بود.
*مکتب نه؛ سبک شیراز*
خلیلینیا درباره تفاوت آینهکاری شیراز با دیگر مناطق میگوید: من بهجای "مکتب"، از "سبک شیراز" نام میبرم. هفتکاسه حرم شاهچراغ(ع) و پنج کاسه حرم سیدمیرمحمد(ع) که از شاهکارهای آینهکاری جهان و اثر ماندگار استاد حاج محمد ظریفصنایعی به شمار میرود تا خانه زینتالملوک، خانه کازرونیان و باغ قوام نمونههایی هستند که نشان میدهند این سبک، مختص شیراز است و در هیچ جای دیگر ایران دیده نمیشود.
*استادی، یکشبه به دست نمیآید*
او با نگرانی از آینده این هنر میگوید: امروز افراد کمی تحمل سالها شاگردی را دارند. آموزش آینهکاری مثل مدرسه رفتن است؛ اما بسیاری با یاد گرفتن الفبا، میخواهند استاد شوند، در حالی که استادی نتیجه سالها صبر و ممارست است.
*ما در شهر خود غریبیم*
در پاسخ به این پرسش که انتظارش از مسئولان فرهنگی چیست، با لبخندی تلخ میگوید: قابل گفتن نیست. ما در شهر خود غریبیم. گاهی احساس میکنم تنها به هنرهایی توجه میشود که درآمدزایی مستقیم داشته باشند، در حالی که آینهکاری سنتی، هنر ماندگاری است، نه سودآور.
*آینه، صداقت و شکستن*
خلیلینیا در پایان میگوید: سالها کار با آینه مرا شبیه خودش کرده؛ زود میشکنم، اما صادقم. کاسبی بلد نیستم. با کمترین دستمزد آموزش میدهم، چون دغدغهام فقط انتقال این هنر است تا آینهکاری شیراز برای نسلهای بعد باقی بماند و این بزرگترین میراث من است.