چاپ کردن این صفحه

شهداء امنيت و اما و اگرها  

توسط محمد عسلی/ مدیر مسئول روزنامه عصرمردم 02 مرداد 1400 140 0
سرمقاله محمد عسلی 3 مرداد 1400         شهداء امنيت و اما و اگرها

در روزگاري که بيماري کرونا همه گير و دامنگير شده و آثار تحريمهاي ظالمانه آمريکا بيش از پيش خود را نشان مي دهد و خشکسالي هاي پياپي موجب کم آبي و بي آبي در اکثر نقاط کشور شده و اعتراضات مردمي خوزستان و بعضي شهرهاي لرستان به علت کمبود آب از يک سو و از سويي ديگر تورم و گراني و کاهش ارزش پول ملي قوز بالاي قوز است.
دولت و ملت راه چاره اي مي جويند تا از اين چهار مصيبت رها شوند. تنها امنيت است که مردم را به بهبود اوضاع دلخوش کرده و اميدآفرين است که اگر اين امنيت هم نبود وضعيتي بهتر از افغانستان، عراق و سوريه نداشتيم زيرا دشمنان ايران از همان زمان پيروزي انقلاب اسلامي تاکنون بيکار ننشسته و تمام تلاش هاي خود را به کار گرفته اند تا همين را هم از ما بگيرند و ايران را ايرانستان کنند.
سهم شهداء امنيت که از جان مايه گذاشته اند تا گرگ هاي حريص و روباه هاي مکار نتوانند در صفوف متحد مردم رخنه کرده و نظام امنيتي کشور را از هم بپاشاند، سهم بزرگي است که بي شک بدون حمايت و قدرشناسي مردم هيچ مجاهدت و تلاشي به ثمر نمي نشيند.
و اما بعد؛
در دوره دبيرستان مطلبي از برزويه طبيب در کتاب کليله و دمنه خوانديم و کم و بيش به خاطر داريم که سارباني از مقابل شتر مست بگريخت، شتر به دنبال او دويد، مرد که جايي را براي فرار پيش رو نمي ديد خود را در چاهي آويخت و دست در دو شاخ درخت زد که از بالاي چاه روئيده بود، پاهايش در جائي قرار گرفت، وقتي خوب حواس خويش را جمع کرد هر دو پاي بر سر چهار مار بود که سر از سوراخ بيرون آورده بودند. نظر به قعر چاه افکند، اژدهايي سهمناک ديد دهان گشاده که افتادن او را انتظار مي کشيد. با وحشت بالاي سرش را نگاه کرد و موش هاي سفيد و سياه را ديد که با سرعت مشغول جويدن شاخه ها بودند او که هر لحظه هراسان تر از قبل مي شد به اطراف نگريست که راه چاره اي بيابد. ناگهان در مقابل خويش کندوي عسلي را ديد که مقداري عسل در آن بود. لب هايش را به نزديک کندوي عسل برد و قدري از شيريني آن چشيد، عسل آنقدر در نظرش شيرين و خوشمزه آمد که از کار خود غافل ماند و ديگر فکر نکرد که پاي او بر سر چهار مار است. موش ها را هم فراموش کرد که شاخه ها را به جد مي جويدند. چون موش ها کار بريدن شاخه ها را تمام کردند آن مرد در دهان اژدها افتاد...»
هرچند برزويه طبيب با اين تمثيل قصد نشان دادن دلبستگي به دنيا را داشته اما وضعيت فعلي ما بي مشابهت به اين تمثيل نيست.
زيرا وقتي انقلاب شد و انقلابيون از شر آن شتر مست که شاه بود به وسيله مردم و رهبري امام خميني(ره) رها شدند در واقع خود را به دهانه چاهي آويزان کردند تا با مستکبران و استعمارگران درگير شوند و انقلاب را حفظ کنند بعضي ها از طعم شيرين پيروزي از اهداف انقلاب دور افتادند بار خود را بستند و به شيريني دنيا دلمشغول شدند به گونه اي که از مخاطرات غافل ماندند و به دهان اژدها افتادند.
بعضي ها هم هنوز در اين شيريني سهيمند و از مارها و اژدها و بريده شدن تکيه گاهشان توسط زمان غافلند.
اما هستند کساني که با پيشه کردن تقوي هنوز به دنبال اهداف اوليه انقلاب خود را از شيريني شهد دنيا محروم کرده جاي پايشان را براي استقامت حفظ کرده اند.
از جمله شهدايي هستند که براي حفظ امنيت از جان مايه گذاشته و ظرف اين 42 سال مدام خبر شهادت و مجاهدت هاي آنان به گوش مي رسد که اگر نبودند اژدها که همان آمريکا باشد به کمک چهار مار همراه کشور و ملت را همانند کشورهايي مانند افغانستان، عراق، سوريه و امثالهم به کام مي کشيدند و سرزمين هاي سوخته تحويلمان مي دادند و با شعار آزادي و حقوق بشر همه را غافلگير مي کردند.
اين سخنان به معناي اين نيست که ملت از حق و حقوق قطعي و قانوني خود بگذرد و به اميد هرچه پيش آيد خوش آيد بنشيند و صرفا دست دعا به سوي آسمان دراز کند.
بلکه بدين معني است که چاه ويل تحريم ها، بيماري مصيبت زاي کرونا، تورم و گراني و خشکسالي به مثابه همان 4 مار است که با تدبير بايد مسئولان و مردم از آنها خلاصي يابند و به شيريني شهد دنياداري دل مشغول نشوند و بدانند که هر چيز بهايي دارد و نبايد بيش از بهاي آن پرداخت کرد.
اگر امنيت نباشد و فرصت جولان به دشمناني داده شود که کمر به نابودي ايران بسته اند و در پي انتقام از انقلاب و مردم انقلابي اند روزگاري بهتر از عراق و سوريه و افغانستان و يمن نخواهيم داشت که روي سرزمين سوخته نشسته اند و به آزادي و حقوق بشر هم نرسيده اند.
ما ايراني هستيم. باهوش ترين مردم دنيا با تمدني چند هزار ساله. ما با ديگران فرق داريم براي همين در دل آمريکا و اروپا هراس افکنده ايم نبايد از تدبير و تأمل غافل شويم و اجازه دهيم دشمنان با احساسات ما بازي کنند. بدون امنيت هيچ پيروزي به دست نمي آيد. هوشيار باشيم.
مسئولان هم حتما تاکنون دانسته اند که بدون رضايت مردم رشد و توسعه اتفاق نمي افتد. فقر ايمان را از مردم مي گيرد و مردم بي ايمان طبل توخالي مي شوند و در برابر ترفندهاي دشمنان آسيب پذير مي شوند.
ريشه کني فقر اگر امکانپذير نباشد به تعادل اقتصادي رساندن جامعه با توجه به منابع غني کشور عملي است. مسئوليت ها را به جوانان بسپاريم و فقط از تجربه پيران استفاده کنيم. جوانان تحول آفرين و پرکار و پرنيرويند و به فساد خو نکرده¬اند با نظارت مستقيم بر کارها فساد اداري شرايط ثبات پيدا نمي کند.
امنيت در گرو رضايت و رضايت با رفع نيازمندي ها امکان پذير است.
والسلام

شماره روزنامه:7250
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)

موارد مرتبط