سرمقاله 11 تیر 1405 اسماعیل عسلی هم آغوشی ورزش و سیاست رقص خوشحالی وزیر آمریکایی به خاطر حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام جهانی نشان داد که سیاست هم مثل اقتصاد راه خود را به تمامی موضوعات باز می کند ، پرداختن به چنین موضوعی نیاز به کارشناس فوتبال بودن ندارد زیرا چنین موضوعی پیش از آن که یک بحث فوتبالی باشد ، به مناسبات انسانی باز می گردد که قرار است بر رقابت های بین المللی در عرصه ورزش حاکم باشد . شاید اگر تمامی رسانه های مستقل دست به دست هم می دادند تا بی تعهدی دولتمردان آمریکایی را به حقوق بشر به اثبات برسانند به اندازه ی حماقتی که وزیرامنیت داخلی آمریکا به خرج داد تاثیرگذار نبودند . در این بلبشوی فوتبالی آبروی فیفا هم به عنوان نهادی بین المللی که قرار بود موضعی بی طرفانه در رقابت ها داشته باشد به باد فنا رفت کما این که اخیرا پنجاه نماینده مجلس اروپا با امضای نامه ای به کمیته اخلاق فیفا از شکایت یک کمیته حقوق بشر علیه جیانی اینفانتینو حمایت کردند . این شکایت به دلیل اهدای جایزه صلح فیفا به دونالد ترامپ صورت گرفته است . حمایت از چنین شکایتی ، خوشحالی چند دقیقه ای ترامپ در زمان دریافت چنین جایزه ی مفتضحانه ای را به حسرتی ابدی تبدیل می کند ، چرا که از منظر تشکل های حقوق بشری ، دریافت چنین جایزه ای به کسی که 120 دانش آموز کودک ، 26 معلم و هفت نفر از والدین دانش آموزان را به شهادت رسانیده ، نشان دهنده ی این است که اینفانتینو اعتبار بزرگترین نهاد فوتبالی را در پای یک معامله ی سیاسی ، قربانی کرده است . اصل بر این است که کشورهای برگزار کننده مسابقات ورزشی در سطح جهانی تلاش کنند تا بهترین تصویر را از نگرش خود نسبت به مهمان نوازی ، صلح ، نوعدوستی و کمک به برگزاری رقابت های سالم ارائه دهند تا هم بازیکنان و هم تماشاگران با خاطره ای خوش چنین مسابقاتی را دنبال کرده و به پایان برسانند که متاسفانه و یا بهتر بگوییم خوشبختانه دولتمردان آمریکایی در این آزمون مردود شدند . از دید تمامی انسان های فهیم ، مهمان نوازی ، نشانه ی برخورداری میزبان از فرهنگ و تمدن است . آن دسته از شهروندان آمریکایی که از نحوه ی برخورد دولت دونالد ترامپ با تیم ملی فوتبال ایران خشنود نیستند در معرض اتهام مهمان ستیزی قرار نمی گیرند . چون همگان می دانند آمریکا ، کشوری مهاجرپذیر است که افرادی از ملیت های گوناگون را در خود جای داده و به دلیل شرایط خاصی که از لحاظ اقتصادی و علمی دارد ، ظرفیت بالایی برای مهاجر پذیری دارد اما کسانی که این کشور را اداره می کنند ، تافته ای جدا بافته هستند. برای اثبات این ادعا کافی است بدانیم با وجود این که سهم جمعیتی یهودیان در آمریکا از 3 درصد تجاوز نمی کند اما به اذعان دبیر کل جمعیت جهانی یهودیان ، یهودیان حق اظهار نظر و به تبع آن اعمال نفوذ در تمامی شئون سیاسی آمریکا را دارند . ممکن است این پرسش برای هر کسی مطرح باشد که چنین حقی از کجا نشات می گیرد ؟ پر واضح است که وقتی از یک طرف 6 یهودی در فهرست 10 ثروتمند بزرگ جهان قرار دارند و 75 درصد ثروت آمریکا در دست 10 درصد از یهودیان است و از طرفی دیگر تکلیف تاثیر اقتصاد بر سیاست و فرهنگ و ورزش هم روشن است ، ما نباید انتظار داشته باشیم که دولتمردان آمریکایی برای بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران فرش قرمز پهن کنند زیرا آنچه برای آنها بیش از هر چیز دیگر اهمیت دارد ، جلب خشنودی صهیونیست هاست. نکته ی دیگر ی که نباید فراموش شود این که یهودی ها که همواره از هر فرصتی برای درآمد زایی و تبلیغات بهره می گیرند ، هرگز نمی توانند نسبت به ورزش فوتبال که محبوب ترین بازی گروهی با تماشاگران میلیاردی است بی تفاوت باشند . ازارتباط زیرپوستی فوتبال با فراماسونری که بگذریم اگر تاریخچه تاسیس برخی از باشگاه های بزرگ ورزشی را ورق بزنیم به نقش موریس پودولوف به عنوان معمار بسکتبال مدرن و ان بی ای ، جان بلوخ یهودی و نقش او در تاسیس فوتبال آلمان خصوصا باشگاه بایرن مونیخ ، نقش ثروتمندان یهودی در جذب بازیکن های گران قیمت برای تیم بارسلونا پی می بریم و در کنار همه ی این ها اگر به تبلیغات حاشیه زمین فوتبال در مسابقات جهانی و اروپایی توجه کنیم ، اغلب برندها مربوط به کمپانی هایی است که سهم ثروتمندان یهودی در تاسیس و اداره آن ، در خور توجه است . وقتی برخی از شخصیت های یهودی که ممکن است صهیونیست هم باشند در کمیته های فیفا عضویت دارند و بر علیه کشورهای حامی فلسطین هم رای می دهند ، مشخص است که چنین افرادی می توانند با اعمال نفوذ ، روی نتیجه ی برخی از بازی ها هم تاثیر گذار باشند و تحقق این امر صرفا به نحوه ی داوری باز نمی گردد بلکه گاهی مربیان و بازیکنان نیز می توانند ، مجری منویات صهیونیست ها باشند . اگر به عکس مسی که قبلا شاخص ترین بازیکن بارسلونا بوده با عرقچین یهودی در کنار دیوار ندبه گرفته توجه کنیم و همچنین عکس او را در کنار ترامپ به یادآوریم و در نظر داشته باشیم که یهودی ها چه جایگاهی در آرژانتین دارند ، آنگاه پاس دادن به مسی برای آقای گل شدن او و پاس ندادن به رونالدو که گاهی مواضع ضد صهیونیستی اتخاذ کرده برای ما مفهوم سیاسی پیدا می کند ! به هر تقدیر به نظر می رسد با اتفاقاتی که در آمریکا رخ داد ، هم آغوشی سیاست و ورزش بار دیگر به موضوعی برای طرح در رسانه های خبری تبدیل شد . شاید بتوان در آینده ای نزدیک با بررسی نقل و انتقال برخی از مربیان و بازیکنان دخیل در برخی تبانی ها به باشگاه های بزرگ بتوان به نقش آنها و دلقک هایی نظیر جیانی اینفانتیو در رقم خوردن نتایج بازی ها پی برد .