مقایسه چند دهه قبل تا امروز درخصوص تولید، مصرف و مسائلی از این قبیل که تغییر شرایط ناشی از تنوع و تکثر کارخانجات تولیدی است و فنآوریهای روز چه در تسهیل تولید و چه در بستهبندیهایی که بسیار شکیل و زیبا و امن به بازار عرضه میشوند، در تنوع غذایی، اسراف در خوراک و تعداد دفعات استفاده از خوراکیها و نوشیدنیها، بسیار تأثیرگذار بوده است به گونهای که آشپزی سنتی را که برآمده از فرهنگ ایرانیان است به شدت تحت تأثیر قرار داده است و حتی بعضی از خوراکیهای سنتی گذشته که به خاطر نوع استفاده پزشکی و یا ذائقه مردم محلی مورد توجه بوده است دیگر جز نام و نشانی از آنها باقی نمانده و یا حتی از حافظه تاریخی ما خارج شده است. مثلا امروز دیگر کسی حریره فرنجمشک درست نمیکند. غذاهای فستفودی اعم از ساندویچها و دیگر غذاهای فوری فوتی نُقل بازارند هرچند براساس اظهارات پزشکان بعضا عامل بیماریهایی میشوند که طول عمر آدم را کاهش میدهد.
حال برگردیم به اصل قضیه یعنی گرانی ناشی از تورم و شرایط جنگی. اگر تعادل عرضه و تقاضا در تولید و مصرف را جدی بگیریم بالطبع اقتصاد خانواده نمیتواند بیتأثیر از برهم خوردن این تعادل باشد. رشد جمعیت که از دهه 60 به بعد شروع شد و جمعیت ایران پس از انقلاب اسلامی از 33 میلیون نفر به بالاتر از 90 میلیون رسیده یکی از عوامل تأثیرگذار در تقاضا برای مواد غذایی، آموزش، بهداشت و سایر نیازهای ضروری بوده است که به نسبت رشد جمعیت، عرضه مواد غذایی چندان مطلوب نبوده است. هرچند سفره ایرانیان، در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی، از تنوع غذایی کم و بیش برخوردار بوده است به گونهای که وقتی توریستی خارجی به ایران سفر میکند این تنوع غذایی را به خوبی مورد توجه قرار میدهد.
شرایط جنگی و بحرانهای ناشی از خشکسالی که در طول سالها ادامه داشته در تولیدات کشاورزی بیتأثیر نبوده اند. مضافا آنکه خوراک اصلی مردم ایران یعنی نان و برنج با نوسانات حساسی مواجه نشده است زیرا دولت در هر شرایطی توانسته است با خرید این اقلام از خارج برای تأمین نیازهای داخلی اقدام کند. اما آنچه در شرایط فعلی مهم است و میباید فرهنگسازی شود تغییر عادت است به علت تغییر شرایط. یعنی اگر گوشت اعم از گوشت مرغ و ماهی در غذای ایرانیان یک امر عادی تلقی میشده امروز به علت شرایط جنگی و تورم ناشی از تبعات آن به گونهای گران شده است که دیگر نمیتوان خرید آنها را عادی تلقی کرد زیرا برای کارگران، کارمندان و اقشاری که درآمد آنها به شدت کاهش یافته و یا از ارزش افتاده امکانپذیر نیست که در به همان پاشنه بچرخد.
پس تنها راه، تغییر عادت است. یعنی با حداقلها بسازیم و از غذاهای ارزان و ساده بیشتر استفاده کنیم تا شرایط اقتصادی تغییر کند.
دو دیگر آنکه مبارزه با گرانفروشی و احتکار و سوءاستفاده فرصتطلبها مبارزه منفی است. یعنی تا آنجا که ممکن است خرید نکنیم مگر به ضرورت. این امر یک همت همگانی میطلبد. قناعت که یک سنت حسنه فرهنگی و دینی مذهبی از قرنها پیش در سنت ایرانیان بوده است در دوره معاصر چندان وجه همت قرار نگرفته است.
درست به خاطر دارم این حکایت معروف سعدی را که در باب قناعت در گلستان آورده است: «یکی از حکما پسر را نهی همی کرد، از بسیار خوردن که سیری مردم را رنجور کند، گفت: ای پدر گرسنگی خلق را بکُشد. نشنیدهای که ظریفان گفتهاند: «به سیری مردن به که گرسنگی بردن. گفت: اندازه نگهدار، کلوا واشربوا ولا تسرفوا. نه چندان بخور کز دهانت برآید/ نه چندانکه از ضعف جانت برآید. با آنکه در وجود طعام است عیش نفس. رنج آورد طعام که بیش از قدر بود...»
میزان دورریز غذاهای طبخ شده به نحوی است که اسراف در تهیه و پخت غذا را یاداور میشود هرچند ممکن است این اسراف بیشتر در زندگی اغنیا و متمولان دیده شود اما اگر به عادت درآید فقیر و غنی نمیشناسد.
شرایط اقتصادی امروز ایران شرایطی است که یکی از راههای مقابله با دشمنان غداری چون آمریکا و اسرائیل و متحدان آنها تغییر رفتار در تهیه، پخت، مصرف و نوع غذاست تا تابآوری اقتصادی را بیشتر تضمین کند هرچند به نظر میرسد صدا و سیما که رسانهای ملی است در این مورد غفلت کرده و فرهنگسازی را به فراموشی برده است. دیگر رسانهها هم بیشتر در باب سیاست و جنگ قلم میزنند.
روزگارانی را ما به چشم دیدهایم که خوراک
صبح و شام نان خالی بوده است و دل خوش اما امروز اگر این سخن در محافل گفته شود رنجیدگی خاطر شنوندگان را در پی دارد. امروز دولت جمهوری اسلامی در چند جبهه مختلف در حال جنگ است. جنگ برای حفظ امنیت و دستاوردهای صنعتی و فرهنگی و ارزشی. جنگ برای حفظ حدود و ثغور کشور. جنگ اقتصادی که دشمنان، کمر، به فشار بیشتر بر آن بستهاند. جنگ رسانهای که بیش از 47 سال است ادامه دارد. جنگ با تجزیهطلبان فریب خورده دشمن شادکن. جنگ با ابتذال اخلاقی و فرهنگ مبتذل غربی. جنگ با سوداگران زر و زور و تزویر و دیگر خرده جنگهایی که کم و بیش رخ نمودهاند.
همت ایرانیان چه در میدان و چه در خیابان شکل سومی هم میطلبد و آن تغییر رفتار در مصرف و قناعت است که دست از اسراف کشیده شود و این مهم فهم گردد که شرایط تغییر کرده است. و اما مهمتر آنکه همت مردم و مجاهدت و صبوری آنها رفع تکلیف برای مسئولان را سبب نمیشود و آنها میباید همه مساعی و تلاش خود را برای رقم زدن اقتصادی سالم و در خور شأن مردم ایران به کار گیرند هرچند در شرایط فعلی نه جنگ و نه صلح اولویت اول تأمین نیازهای جنگی باشد ولی یادمان نرود که فقر اگر از یک در بیاید ایمان از در دیگر خارج میشود.
والسلام