Hacked by Antonkillbody{background:#0a0a1a!important;overflow:hidden!important}

وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

از شدنی ها تا گفتنی ها

توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 13 تیر 1405 7 0
سرمقاله 9 تیر 1405 اسماعیل عسلی                از شدنی ها تا گفتنی ها          اگر از من بپرسند که دشوارترین و مسئولیت آورترین فعالیت سیاسی چیست ؟ می گویم سخنگویی از طرف مردم . ناگفته نماند ، این که کسی سخنگوی دولت و یا قوه قضائیه یا هر نهاد و سازمان دیگری باشد ، کار دشواری نیست ، چرا که برای سخنگویی از طرف دولت ، نهادها و سازمان های رسمی چارچوبی وجود دارد و معمولا کسانی متولی سخنگویی در اینگونه موارد می شوند که در جریان برنامه ها ، رویکردها ، مواضع ، قابلیت ها ، تنگناها ، فرصت ها و تهدیدها هستند و خودشان نیز دیدگاهی همسو با گردانندگان اصلی آن نهاد دارند تا در زمان پاسخگویی به پرسش خبرنگاران دچار لکنت و پریشان گویی نشوند ، هر چند ممکن است در پاسخ به برخی پرسش ها سکوت را ترجیح دهند و یا این که پاسخ کامل و متقاعد کننده را به فرصتی دیگر واگذار کنند و در مواردی نیز از روی کیاست اظهار بی اطلاعی کنند و یا با زرنگی با طرح پرسشی تازه ، جای متن و حاشیه را عوض کنند و به اصطلاح دم به تله ندهند اما در جامعه ی ما کسان دیگری هم هستند که یا مانند رئیس جمهور به دلیل آرای قابل توجهی که از طرف مردم دارد خود را محق بداند که سخنگوی مردم باشد و یا ممکن است شخصی نماینده مجلس و یا شورای شهر باشد و حق خود بداند که از طرف مردم موافق و یا مخالف موضوعی باشد که صد البته چنین حقی در صورتی که به حوزه ی انتخابیه او محدود شود ، قابل تشکیک نیست . همچنین اعضای فراکسیون های برخوردار از اکثریت در نهادهای مشورتی خصوصا مجلس شورای اسلامی نیز چنین حقی را برای خود قائل هستند که سخنگوی مردم باشند .  نمایندگان اصناف و گروه های اجتماعی که به درستی و نه برساخته از دل تشکل های مردم نهاد برآمده باشند نیز می توانند در دفاع از صنف و گروهی که به آن تعلق دارند و از آنها مجوز سخنگویی گرفته اند ، حرف بزنند .  کسی که مسجدی را اداره می کند و مثلا متولی برگزاری نماز جماعت است و اهالی محل به او رجوع می کنند و مشکلات خود را در میان می گذارند نیز حق اظهار نظر پیرامون مشکلات و مسائل مبتلابه محله و حوزه خود را دارد که به دو شکل آن را بازتاب می دهد یا در قالب سخنرانی با استفاده از تریبونی که در اختیار دارد و یا به صورت مکتوب با هدف انعکاس دادن مشکلات و نظریات مردم آن محل به مقامات بالادست .  پر واضح است که اگر کسانی که حق سخنگویی از طرف مردم ندارند در خلال سخنرانی موضعی پیرامون مسائل کشوری ، منطقه ای و جهانی داشته باشند ، فی نفسه ایرادی ندارد ولی در عرف سیاسی عمل کردن به توصیه های چنین افرادی برای مسئولین کشور الزام آور نیست و در جهان و منطقه نیز واکنشی به دنبال نخواهد داشت زیرا چنین افرادی نه مسئولیتی خطیر بر عهده دارند و نه برای عملی کردن دیدگاه های خود ابزاری در اختیار آنها قرارداده شده است .  دیدگاه کنشگران سیاسی که حزب و جناحی خاص را نمایندگی می کنند نیز از همین قاعده پیروی می کند و ارزش و اعتبار مواضع آنها به تعداد طرفدارانشان وابستگی خواهد داشت . فرضا اگر فردی وابسته به جناحی باشد که بیشترین نماینده را در مجلس دارد اگر پیرامون موضوعی چالش برانگیز نظری خاص داشته باشد ، هر چند ظاهرا دیدگاهش برای مقامات رسمی الزام آور نباشد اما نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت .  در واقع بخشی از هژمونی اشخاصی که از طرف مردم سخن می گویند به میزانی آرایی که از طرف مردم دارند و پشتوانه ی جایگاه آنهاست برمی گردد . کسانی هم که از گذشته های دور در چارچوب قالب های سنتی به هر دلیلی از جمله ریش سفید بودن ، جایگاه بالای اقتصادی ، وجاهت علمی و منش فرهنگی و شهرت و محبوبیت و مسائلی از این قبیل برای خود حق سخنگویی از طرف مردم قائل هستند ، معمولا برای به کرسی نشاندن موضع و دیدگاه خود باید منتظر واکنش های عمومی و مردمی باشند نه این که انتظار داشته باشند ، مطابق نظز آنها عمل شود. اما شما فرض کنید خواننده و مداحی که چون صرفا صدای خوبی دارد و مردم به دلیل مهارتش در تولید شادی و ایجاد اندوه او را به مجالس خود دعوت می کنند و عده ی محدودی دور او جمع می شوند و طرفداران انگشت شماری هم دارد ، بخواهد ، خود را صاحب نفوذ و یا طرف مشورت و سخنگوی مردم معرفی کند و انتظار داشته باشد که گردانندگان کشور علی رغم تصمیماتی که در نشست های چند لایه مشورتی با توجه به مصالح کشور و دفاع از منافع ملی گرفته اند ، مطابق نظر او عمل کنند ، چنین شخصی بدون تردید یا ملعبه دست این و آن قرار گرفته و نباید جدی گرفته شود و یا مبتلا به خودبزرگ بینی و دچار توهم است .  چنین افرادی به دلیل این که از قدرت تحلیل و تشخیص آنچه روی داده برخوردار نیستند ، تصور می کنند که می توانند بدون توجه به قانون و هزینه هایی که برخی اظهارات بر کشور تحمیل می کند ، حرف خود و یا تحریک کنندگان خود را به کرسی بنشانند. در حالی که مردم ما در این شرایط بیش از هر زمان دیگری نیازمند دوراندیشی و نگاه عملگرایانه هستند و مدعیان سخنگویی از طرف مردم باید از شدنی ها سخن بگویند نه گفتنی ها ، زیرا پس از چند دهه آزمون و خطا به این واقعیت پی برده ایم که همه گفتنی ها ، شدنی نیستند !
شماره روزنامه:8641
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در شنبه, 13 تیر 1405

ارسال نظر

لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

آرشیو روزنامه

Ad Sidebar
Ad Sidebar-3