وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    ما که بوديم؟ که هستيم؟ و به کجا مي رويم؟

    توسط محمد عسلی/ مدیر مسئول روزنامه عصرمردم 05 آبان 1399 112 0
    سرمقاله محمد عسلی 6 آبان 1399ما که بوديم؟ که هستيم؟ و به کجا مي رويم؟

    پنجاه سال قبل ما در کدام مسير تاريخي قدم گذاشتيم که نويد ورود به دروازه تمدن بزرگ از زبان شاه معزول شنيديم؟
    پنجاه سال قبل چرا نرخ ريال تقريبا ثابت بود و با ارزهاي خارجي رقابت مي کرد؟ چرا پاسپورت هر ايراني براي اکثر کشورهاي جهان پذيرفتني بود؟
    چرا آمريکا ما را تحريم نکرد و ما مي توانستيم از آمريکا و کشورهاي توليدکننده سلاح هاي پيشرفته و مدرن خريداري کنيم؟
    چرا با کودتاي 28 مرداد دولت ملي مرحوم دکتر محمد مصدق برچيده شد و سران آن به محاکمه کشيده شدند و بسياري از آنان تيرباران و اعدام شدند؟
    چرا در شرايطي که نه جنگ داشتيم، نه تحريم و نه جمعيتي سه برابر جمعيت امروز اکثريت روستاها از آب بهداشتي، جاده آسفالته، برق رساني، گازرساني و تلفن محروم بودند؟
    چرا بعد از افزايش نرخ نفت و درآمد سرشار آن که در سال 1973 به صدور 6 ميليون بشکه رسيد ايران تورم 23 درصدي را تجربه کرد؟
    چرا از همان سال، سيل مهاجرت روستائيان به شهرها افزايش چند برابري داشت؟
    چرا عليرغم تقسيم اراضي کشاورزي در سايه انقلاب سفيد شاه، کشاورزان مجبور شدند براي خريد بذر، کود و ماشين آلات کشاورزي از بانک ها وام دريافت کنند اما چون نتوانستند اقساط آن را بپردازند اجبارا زمين هاي واگذاري را به شرکت سهامي زراعي آريامهر به ثمن بخس و کمترين بها فروختند و بيکار و خانه نشين شدند؟
    چرا استقبال از فرهنگ تهاجمي غرب که به نام آزادي زنان و آزادي هاي مدني رقم خورد خانواده ها را دچار تعارض فرهنگي کرد و تضاد سنت و مدرنيته به اوج خود رساند تا جايي که اکثريت مردم ما از يک انقلاب مذهبي و ديني استقبال کردند؟
    چرا عليرغم اينکه سران احزاب و گروه هاي چپ و ماترياليست بر عليه نظام شاهنشاهي مبارزات سختي را پشت سر گذاشته و به زندان هاي مخوف ساواک کشيده شده و بعضا هم اعدام شدند پس از پيروزي انقلاب اسلامي نتوانستند اعتماد عمومي مردم را جلب نمايند؟
    و سئوال آخر اينکه اگر کشور ايران با نظام شاهنشاهي پهلوي ها گل و بلبل و مطلوب طبع همگان بود چرا مردم ايران اعم از عالم و عامي، فرهنگي و دانشگاهي، روشنفکر و کم سواد ، کشوري و لشکري همه در مقابل شاه ايستادند و يکدل و يک زبان شعار دادند و مقابل سربازان مسلح سينه سپر کردند و گفتند مرگ بر شاه؟
    آنچه بعضي ها در فضاي مجازي براساس شنيده هاي مغرضانه به نفع نظام فرو ريخته شاهنشاهي تبليغ مي کنند زماني مي توانند مردم را از انقلاب خود پشيمان کنند که به سؤالات فوق پاسخ دهند.
    براي روشن شدن بحث به بيان يک واقعيت تلخ مي پردازم.
    وقتي صدام به کويت حمله ور شد و آن کشور کوچک بي دفاع را تصرف کرد، تعداد قابل توجهي از کويتي ها به کشور ما پناه آوردند و در مسافرخانه ها و هتل هاي شيراز هم اسکان يافتند.
    در آن روزگار من سرپرستي روزنامه کيهان در فارس را عهده دار بودم. يکي از خبرنگاران نزد من آمد و گفت: پول کويت آنقدر بي اعتبار شده که هيچ کس آن را نمي خرد. بيا سرمايه گذاري کنيم و پول آنها را بخريم، وضع به اين منوال نمي ماند.
    من که هيچ اميدي به آزادسازي کويت آن هم از طرف آمريکائي ها نداشتم گفتم اولا چندان پول قابل توجهي ندارم. ثانيا به اين کار هم اعتقاد ندارم.
    آن خبرنگار و چندين نفر سرشناس ديگر دينارهاي ارزان کويتي ها را خريدند. وقتي آمريکايي ها شيخ فراري کويت را از عربستان دوباره به کويت بازگرداندند بعد از يک هفته دينار کويت همان ارزش قبلي خود را بازيافت.
    اين واقعيت که نفوذ آمريکايي ها در ايران و مأموران و تحصيلکرده هاي آمريکائي در شرايط صلح به پول ايران ارزش مي دادند يک واقعيت است.
    چون انقلاب ايران انقلابي ضد آمريکايي و در واقع ضد سرمايه داري وابسته بود اولين کشوري که ريال ايران را شناور اعلام کرد آمريکا بود. و چون بسياري از سرمايه هاي نقدي و اعتباري و ارز و سکه و طلا توسط فراريان به ديگر کشورها از جمله آمريکا سرازير شد بانک مرکزي طي اطلاعيه اي اعلام خطر کرد و عنوان نمود که خزانه ارز در حال خالي شدن است.
    اعتبار پاسپورت ما هم به اعتبار روابط حسنه با آمريکا و غرب وابسته بود و اينکه در يک معامله دو طرفه شاه و آمريکا ورود به کشور ما براي همگان باز بود تا توريست ها و جهانگردان خارجي با نرخ ارزاني بتوانند در ايران خوشگذراني کنند.
    به زعم بعضي ها اين سياست التقاطي شاهانه آمريکائي خوب بوده زيرا ايران را از حداقل سهم فروش نفت برخوردار مي کرده و همه در صلح و صفا شبانه روز از راديو و تلويزيون ملي ايران به ترانه هاي دل خوشکنک گوش مي دادند و بي خيال دنيا مي شدند.
    اگر درآمدهاي ارزي حاصل از فروش نفت صرف ايجاد اشتغال مي شد روزنامه هفتگي توفيق با طنزي تلخ نمي نوشت:
    «اي که گفتي هيچ مشکل جز فراق يار نيست
    ديپلمه فارغ شد از تحصيل اما کار نيست...»
    آنان که مي گويند در زمان شاه ما از کره اي ها پيش بوديم اشتباه مي کنند درست به خاطر دارم در دوران دبيرستان بين سالهاي 44-45 و 46 کابل گذاري مخابرات داخل گودال هاي پياده رو را کره اي ها انجام مي دادند و کارگران ايراني و افغاني فقط به کند و کوب مي پرداختند.
    يکي از همسايگان مغازه کتابفروشي دايي که لوله "آفتابه" لحيم مي کرد با ترس به من گفت آمريکا موشک مي ساز ما آفتابه توليد مي کنيم.
    ايران خودرو اتومبيل هاي پيکان، سيتروئن، شورلت را مونتاژ مي کرد و همين کار را کارخانجات مونتاژ، توليدات شرکت توشيبا و ديگر وسائل خانگي را با مونتاژ انجام مي دادند و اکثر تجهيزات و سلاح هاي نظامي از خارج وارد مي شد.
    60 ساله ها به بالا به خوبي به ياد مي آورند که نقدينگي چندي در اختيار مردم نبود و نزولخواران يهودي، بهائي و ايراني به اصطلاح مسلمان خون بازاريان و مردم تنگدست را با قرض ده چهل در شيشه مي کردند.
    در چنين شرايطي شاه بودجه مملکت را يا صرف خريد سلاح و تجهيزاتش مي کرد و يا به کشورهاي اردن، مصر، سنگال، انگليس و فرانسه و امثالهم کمک مي کرد بلاعوض مي داد يا خريد سهام مي کرد به قول هويدا نخست وزير معدوم شاه آنقدر پول داشتند که نمي دانستند چه کارش کنند و مردم فلاکت زده ايران با خريد اجناس قسطي تا خرخره در قرض بودند.
    آري پاسپورت ما اعتبار داشت، تحريم نبوديم، جنگ نداشتيم، آمريکا و کشورهاي غربي دوستمان بودند و ظاهرا مملکت ما آرام و بي صدا مانند جزيره اي امن در فساد و تباهي و جنگ سنت و مدرنيته غوطه ور بود.
    جوي هاي جواديه تهران آنقدر لجن و تعفن داشت که نتواني از کنار آن بگذري. در دروازه غار و حاشيه هاي تهران آنقدر فقر و بيدادگري افزون بود که وقتي انقلاب پيروز شد بيشترين کشته ها و زخمي ها از همان محله هاي فقيرنشين بودند. امام(ره) آنها را پابرهنه خواند. همانها که بر توپ ها و تانک ها شوريدند.
    مردان انقلابي ما اهداف رفاهي قابل توجهي را در سر پرورانده بودند اما دشمن قدر قدرت نظامي و اقتصادي آمريکا و ديگر کشورهاي غربي تاب استقلال و خودکفايي ايران انقلابي را نياوردند، يا بايد انقلاب اسلامي ايران همانند شاه عمل مي کرد و دوباره اجازه تاخت و تاز و غارت نفت و گاز و معادن را به آنها مي داد و تمام قد تسليم مي شد و يا با آنها به مبارزه برمي خاست.
    کشور انقلابي ايران آن هم از نوع اسلامي و مردمي که طعم تلخ وابستگي را قرنها چشيده بوددند و سربازان و مجاهدان جان در طبق اخلاص گذاشته خود را که به تازگي از زندان هاي مخوف ساواک نجات داده بودند زير بار آمريکا نرفتند.
    نتيجه آنکه جنگ تحميلي را تاب آوردند. تحريم ها را مقابله کردند، به خودکفايي دل مشغول شدند و بند ناف کشور و نظام گذشته را از رحم آمريکا و غرب بريدند.
    اينک اين مردم سلحشور تاريخ ساز با سه دشمن قدرتمند در ستيزند. آمريکا، تحريم هاي فقرزا، و کرونا کوويد 19... آري هم اکنون هم حاشيه نشين هاي فقيري داريم. بيکاري و اعتياد داريم. سارقين بيت المال داريم. طرح هاي عمراني نيمه تمام داريم. بعضي مديران ناکارآمد داريم. اينها محصول وابستگي نيستند. اينها حاصل بهاي استقلال و تحريم هايند بعضي هم حاصل مديران نالايقند.
    آنان که چشم بر نتيجه انتخابات آمريکا دارند همان هايي هستند که اميدشان را از خدا و خود بريده اند و دل به وعده هاي بيگانه بسته اند.
    بالاخره اين وضع به سر مي آيد و تمام مي شود. زمستانها سپري مي شوند و روسياهي به ذغال مي ماند.
    والسلام

    شماره روزنامه:7040
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در دوشنبه, 05 آبان 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.