وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha
    سرمقاله 1 تیر 1405 محمد عسلی                    این رستخیز عام                  دلی که ذوق پریدن دارد چه در باغ باشد و چه در راغ تفاوت نمی‌کند. پرواز انگیزه می‌طلبد تا تن رها شود و روح را در فضای عالم قدس به جولان درآورد.  احساس و دانش هر دو در بیداری فطرت می‌توانند نقش داشته باشند اما باور ، کاری می‌کند که احساس و عقل و دانش را در سلطه خود درمی‌آورد. میراث امام حسین(ع) و یارانش در میدان عاشورا آشکار شدن هویت انسانیت بود که در مواقع سختی‌ها بروز می‌کند و نقشی پایدار را نه در روی سنگ‌های کوهستان بلکه در قلب‌ها به جای می‌گذارد و روان آدمیان را از تعلقات مادی خلاص می‌کند تا به سمت خدا گام بردارند و تفاوت بین خوب و بد را تشخیص دهند. شمشیرها در دست هر کس باشد می‌برند و بمب‌ها و گلوله‌ها نیز این چنین‌اند اما تیری که اراده خدا در آن است با تیری که اراده شیطان یک اثر بر جای نمی‌گذارند. وقتی تمامی حق در برابر تمامی باطل قرار می‌گیرد حتی اگر باطل ظاهرا بر حق چیره شود، حق می‌ماند و ظهوری دوباره را به انتظار می‌نشیند. امام حسن(ع) به مصلحت، علیرغم میل باطنی با معاویه از در صلح درآمد و فرصتی پیدا شد تا باطل بودن معاویه با نشستن بر اریکه قدرت اثبات شود اما انتظار به پایان رسید و امام حسین(ع) میدان را برگزید تا فرصت بیشتری برای ستمگری یزید بن معاویه باقی نماند. این درسی است که تاریخ بارها تکرار کرده که پاسخ ظلم و ستم فرا می‌رسد و ظالم به سزای اعمال خود می‌رسد و از مجازات رهایی نمی‌یابد. آن اراده آزاد که آسمان‌ها و زمین تحمل پذیرش آن را نداشتند هم در یزید و ترامپ و صدام و هیتلر و امثالهم ظهور و بروز می‌کنند هم در امام حسین(ع) و دیگرانی که از صراط مستقیم غافل نمی‌شوند. در میدان ، هر دو در جنگند مثل میکروب‌ها و ویروس‌ها با گلبول‌های مدافع بدن، زیرا جنگ بر اصل تضاد در خلقت، گاه اجتناب‌ناپذیر و گاه اختیاری است. حاصل جنگ مهم است که هر حرکتی در استمرار به سمت آنچه خدا گفته باشد، راه راست و هموار در پیش روست و اگر برخلاف آن باشد فرقی نمی‌کند، در آغاز خلقت باشیم که قابیل برادرش هابیل را می‌کشد چون نفس بر وی غالب می‌شود و یا چنگیزیان چنان وحشیانه می‌تازند که صغیر و کبیر و سگ و گربه را هم از دم تیغ می‌گذرانند. در مکتب اسلام، دفاع از آب و خاک و مال و نوامیس امری واجب است از نوع تکلیفی آن در برابر ستمگران و متجاوزان اما دفاع از حق و قوانین خداوند و اسلامی که باور ما به آن تکیه دارد شجاعت و حریتی فراتر می‌طلبد که چون صد آمد، نود هم پیش ماست. نهضت امام حسین(ع) در کلیت، تمامی ویژگی‌های یک انقلاب دینی را در خود دارد. زیرا یزیدبن معاویه که دین را به بازی گرفته بود و به هیچ یک از اصول و فروع آن باور نداشت و یا در عمل از او دیده نمی‌شد، راه ضلالت را گشوده بود و باب دیانت را بست ؛ از این منظر هم حق‌الله را پاس نمی‌داشت و هم حق‌الناس را. امام حسین(ع) خود و یارانش را مکلف به ایفای وظیفه دانست تا مسیر حق‌طلبی و حق‌گویی بسته نشود حتی به بهای جان خود و همراهان. چنین اراده شجاعانه‌ای را هیچ ملت یا کشوری در هیچ مصافی به یاد ندارد که آدمی این چنین متفاوت با دیگران، برای عقیده‌ای که به درستی آن شک نداشت تمامی لذت‌های دنیوی را طلاق دهد و صرفا به نهضتی بیاندیشد که پرچمدار آن است. ایشان می‌توانست حتی به ظاهر از در صلح و بیعت درآید تا حفظ جان و جانها شود. اما خونی که در رگ‌های او جریان داشت خون حق‌جویان و حقگویان بود. خون علی(ع) و امام حسن (ع) که در راه دین ریخته شده بود و یا آنان که پرچم افتخار آزادی و حریت را بر فراز بلندترین قله‌های افتخار به اهتزاز درآوردند. آری امام حسین(ع) بود که فرمود: «گر دین حق به کشتن من می‌شود بلند/ ای شمشیرها بیایید بر فرق من فرود...» و امروز بعد از 1400 و اندی سال امام حسین(ع) مقبول عالمیان و یزید منفور همگان است. هرچند یزیدهایی چند در دنیا به ترفند بر اریکه قدرت نشسته‌اند و ظلم و ستم از جانب کافران و خداناباوران بر مسلمانان مستولی است. اما ندای امام حسین(ع) بر دل‌ها نهیب حق‌طلبی سر می دهد و در گوش‌ها می‌پیچد و راه او در مصاف با یزیدهای زمان ادامه دارد و این رستخیز عام که نامش محرم است در استمرار است. والسلام