وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    مانده ایم که چه کنیم

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 20 آبان 1399 32 0
    سرمقاله اسماعیل عسلی   مانده ایم که چه کنیم


    مردمی که منتظر یک رویداد بیرونی برای بهبود احوالات درونی خود به سر می برند دچار خود فریبی هستند. خداوند چنین چیزی را وعده نداده و هر گز محقق نخواهد شد. زیرا صراحتا در قرآن فرموده است: "ما سرنوشت هیچ جامعه ای را تغییر تمی دهیم مگر این که خودشان از درون تغییر کنند". در داستان   های نمادین عرفانی نظیر آنچه عطار نیشابوری در منطق الطیر مطرح می کند نیز عنوان شده است: کسانی که در آرزوی سیمرغ هستند باید بدانند که وقتی خودشان سی مرغ شوند سیمرغ رخ می نماید. یعنی خودشان باید دست به کار شوند، حرکت کنند و ناهمواری   ها و مشکلات راه رسیدن به مدینه ی فاضله ای که آرزویش را دارند به جان بخرند تا به مرحله ای از ظرفیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و معرفت درونی برسند که به توانایی   های خویش برای برقراری مناسباتی مبتنی بر ارزش   های انسانی ایمان بیاورند.امام جعفر صادق (ع) نیز می فرمایند: کسانی که در انتظار مصلح به سر می برند، خود باید صالح باشند.البته حساب کسانی که دچار استضعاف فکری هستند از دیگران جداست و آنها کسانی هستند که سیل آنها را با خود خواهد برد نظیر همان اتفاقی که در انقلاب   ها می افتد و در آغاز کار تعداد انقلابیون انگشت شمار هستند و بیشترین هزینه را آنها می پردازند اما وقتی سیل به حرکت درمی آید چه بسا انقلابیون اصلی در کشاکش تندروهای مدعی انقلابی گری به سازشکاری متهم شوند !
    زمانی که در یک داستان نمادین آدم و حوا از بهشت رانده شدند، شرط بازگشت آنها به چنین بهشتی بازگشت به فطرت الهی تعیین شد یعنی کس دیگری غیر خودشان قرار نیست آنها را به بهشت ببرد و هر کسی در گرو نفس و عمل خویش است. در همین جهان کنونی به صراحت می توان مدعی شد که برخی از جوامع توانسته اند
    فاصله ی خود را با جوامع دیگر بیشتر کنند اگر چه تعاملات و درآمیختگی ناگزیر آنها با سایر جوامع روی درجه ی خلوص رفتارها و هنجارمندی آنها تاثیر منفی گذاشته اما به هر حال جهانگردانی که با برخورداری از ذهنیتی واقع بینانه قادر به مقایسه ی عملکردهای اجتماعی هستند بهتر می توانند در مورد برتری برخی جوامع نسبت به جوامع دیگر به داوری بنشینند.
    نگاه ابزاری به باورها و برخی کنشگری   ها و شعارها و ادعاها و هدف گذاری   ها موجب گردیده که نتوان در مورد درستی و نادرستی آنچه عده ای در این سوی و آن سوی جهان مطرح می کنند و بر اساس آن جنگ و خونریزی به راه می اندازند با صراحت سخن گفت چرا که در مقام ادعا تمامی شعارها نشات گرفته از فطرت انسانی است به طوری که حتی زمانی که به ادعای گروه   های بنیادگرای سلفی و خشک مغزی چون داعش و طالبان نیز گوش می کنیم می بینیم که به دنبال نتایجی متعالی از رفتار خشونت بار خود هستند و آن خشنودی خداوند است و رسیدن به مدینه ی فاضله است و با هیچ منطقی هم نمی توان آنها را متقاعد کرد که شما چگونه تصور می کنید با سوزاندن یک خلبان در قفس فلزی می خواهید به اهل دنیا نشانی بهشت را بدهید و راهی که شما برای رسیدن به چنین هدف بزرگی برگزیده اند مناسب نیست ؟ اما حیف
    آفت ادراک این قیل است و قال
    خون به خون شستن محال است و محال
    باید اذعان داشت تنازعی که برای بقا در جریان است، فرصت اندیشیدن و اصلاحات تدریجی را نمی دهد. زمانی که ما از کار فرهنگی سخن می گوییم مشخص نمی کنیم تا زمان به نتیجه رسیدن کار فرهنگی تکلیف گرسنه گان، بی خانمان   ها، از خانه و کاشانه رانده شده گان و افراد بیکار چیست ! معمولا کسانی پیشنهاد دهنده ی کار فرهنگی که در دراز مدت نتیجه
    می دهد هستند، یا بار خود را بسته اند و یا بسیار خوش بین هستند و دقیقا کسانی که با کار فرهنگی هیچ گونه سنخیتی ندارند از همین ایراد وارده استفاده کرده و غوغایی به راه می اندازند و با دمیدن در کوره ی اقدامات فاقد برنامه ریزی و تنها با توزیع کمک   ها و بسته   های غذایی به دنبال کشانیدن عده ای بی خبر به دنبال خود هستند و این دور باطل همچنان تداوم پیدا می کند.
    گاهی می گویند عدالت قربانی توسعه شد و گاه می گویند: ندانم کاری   ها جز این که به تولید فقر بیانجامد نتیجه ای در بر ندارد !! از سویی دیگر دست کشیدن از کار فرهنگی و مبادرت به اقداماتی که در کوتاه مدت نتیجه بخش است مستلزم پذیرش ریسک حاکمیت زور و دیکتاتوری و ناگزیر کردن مردن به قانونمندی با شیوه   هایی است که ضریب خطای آن بالاست. شما همین داستان اجرای پروتکل   های بهداشتی را در نظر بگیرید که ابتدا دولت و وزارت بهداشت از مردم خواستند به صورت خودجوش ضمن رعایت فاصله ی اجتماعی، شستن دست   ها، زدن ماسک، خودداری از سفرهای غیرضروری و شرکت نکردن در دورهمی   های خانوادگی به جنگ کرونا بروند اما اکنون به این نتیجه رسیده اند که جز با زور و جریمه و تعطیلی شهرها و مسدود کردن راه   ها نمی توان روند صعودی تلفات کرونا را کاهش داد. تلفات کرونایی ایران به نسبت جمعیت ازپرجمعیت ترین کشورهای جهان هم بیشتر است !
    برخی برای حل سریع مشکلات اقتصادی و اجتماعی روی آوردن به دیکتاتورهای دلسوز را پیشنهاد می دهند و صراحتا می گویند مردم ما ظرفیت فرهنگی لازم برای رسیدن به آزادی   های اجتماعی و برخورداری از حقوق شهروندی را ندارند و باید با اجبار آنها را به رعایت قوانین ملزم کرد تا زمانی که برخی هنجارها نهادینه شود و جا بیفتد. برخی می گویند تا مردم تغییر نکنند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و برخی به دنبال راه حل   های
    بینابینی برای حل معضلات در هم تنیده ی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هستند و ما رسانه   ها هم مانده ایم که چه کنیم.

    شماره روزنامه:7052
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در سه شنبه, 20 آبان 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.