وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    زخم نابجايي ها  

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 12 دی 1400 22 0
    سرمقاله "اسماعیل عسلی" 13 دی 1400          زخم نابجايي ها

    هر يک از طبقات اجتماعي ويژگي ها و رفتاري دارند که مقايسه ي کارکرد آن ها با کارکرد ساير طبقات اجتماعي منجر به دسته بندي آنها از جهات گوناگون مي شود . عرف و قانون ، تنظيم کننده ي مناسبات بين طبقات اجتماعي است و طبيعتا انتظار از هر طبقه اي با نگاه به جايگاه عرفي و قانوني آن شکل مي گيرد . جاي گيري در هر طبقه اي جداي از ارزش گذاري هاي يکسان مبتني بر حقوق شهروندي و انساني با در نظر گرفتن ثروت ، تخصص و سواد و همچنين درآمدزايي و کارآفريني و تعلق صنفي صورت مي گيرد و هر طبقه اي متناسب با ظرفيتي که براي پذيرش جايگاه خود دارد در مسير تاب آوري و رشد قرار مي گيرد. تاب آوري هر فردي بستگي زيادي به پذيرش عادلانه بودن شرايط در بحث توزيع ثروت و امکانات فراخور تلاش ، نبوغ و ارزش گذاري کار او دارد . در واقع اين عدالت فراگير اجتماعي است که تعيين کننده ي ميزان تاب آوري آحاد مردم است .
    . آنچه موجب مي شود که ما شاهد بروز رفتارهايي مغاير با ويژگي هاي طبقاتي باشيم ، جابجايي هايي است که به دنبال بحران ها و تحولات شتابزده اجتماعي و سياسي ، جنگ و کم رنگ شدن نقش قانون در تنظيم مناسبات اجتماعي صورت مي گيرد .
    پيش از انقلاب ، بازاريان با ويژگي هايي از ساير طبقات متمايز مي شدند ولي با حذف برخي از کارکنان و کارمندان از بدنه ي دولت و پيوستن ناگزير آنها به صنف بازاريان به تدريج شاهد فاصله گرفتن اين قشر از ويژگي هاي شناخته شده آنها بوديم . روحانيون نيز به موازات کنشگري هاي سياسي با کارکردي متفاوت نسبت به گذشته ضمن ايفاي نقشي سنتي ، مسئوليت پذيري و درگيري با واقعيت هاي اقتصادي و اجتماعي را تجربه کردند و با ويژگي هاي جديدي به ترميم جايگاه خود پرداختند و تلاش مي کنند ضمن حفظ موقعيت سنتي خود ، کارکردهاي تجربه نشده اي را به نمايش بگذارند !
    در يک جامعه اگر عاملي غير از ثروت مشروع ، نبوغ  ، سواد ، تخصص ، تجربه ، تبحر و کارآفريني و نگاه روزآمد موجب رشد افراد شود بايد به نقش هدايتگري قانون که تنظيم کننده مناسبات اجتماعي است ، شک کرد . متاسفانه مدتي است که شاهد بروز رفتارهاي فراطبقاتي و رشد خارج از قاعده افراد و حتي تزلزل طبقه ي متوسط بوده و هستيم  . اين که طبقه متوسط از زاينده گي بازمانده و از قابليت هاي تاريخي خود فاصله گرفته از منظر جامعه شناسان و اقتصاد دانان و کساني که دغدغه فرهنگي دارند ، رويدادي ناخوشايند تلقي نمي شود .
    طبقه ي کارگر که لوکوموتيو قطار رشد و توسعه محسوب مي شود به دلايلي ويژگي هاي شناخته شده ي خود را از دست داده است . بهره گيري از کارگران غير ايراني از يک سو و پذيرش شغل کارگري توسط افراد تحصيل کرده موجب جايگيري افرادي با ظرفيت هاي گوناگون و مطالبات جديد در ميان قشر کارگر گرديده است . البته گستردگي چتر تامين اجتماعي به دنبال محدوديت هاي ايجاد شده در دستگاه هاي دولتي براي استخدام و رواج بيش از پيش قراردادهاي پيماني نيز بر اين امر تاثيرگذار بوده است.
    اصولا نابجايي افراد دلايل متعددي دارد . از حذف و اضافه هاي گزينشي و سليقه اي و لحاظ کردن سهميه در امر تحصيل گرفته تا باز گذاشتن عرصه براي جذب باندي و رانتي نيروهاي دولتي ، ضمن اين که کيفيت بدنه ي کارشناسي ادارات را تنزل داده ، خروجي دانشگاه ها را نيز از يکدستي نسبي درآورده است به همين دليل وقتي که صاحبان مدرک تحصيلي يکسان براي کار در کنار يکديگر قرار مي گيرند ، درک واحدي از اولويت ها ، ضرورت ها و واقعيت هاي عيني ندارند . مقايسه خاستگاه طبقاتي معلمان استخدام شده در آموزش و پرورش در دهه هاي گوناگون نشان مي دهد که زماني طبقه متوسط تامين کننده ي بيش از 80 درصد از نيروهاي شاغل در آموزش و پرورش بود اما اين تناسب در حال حاضر دچار دگرديسي شده و آثاري منفي از خود بر جاي گذاشته است .
    اگر در دهه ي چهل مي خواستيم خاستگاه طبقاتي قشر راننده را اعم از راننده شهري و يا بين شهري مشخص کنيم کار دشواري پيش رو نداشتيم اما اکنون از مهندس و فارغ التحصيل دانشگاهي گرفته تا بازنشسته اداري و حتي زنان و دختران را هم مي توانيم در ميان اين قشر پيدا کنيم .کما اين که برخي از پزشکان نيز به سرمايه گذاري در امر ساخت و ساز روي آورده اند. از اين رو ما نبايد انتظار رفتاري يک دست و مشابه از افرادي که در يک طبقه جاي گرفته اند داشته باشيم .
    در يک جامعه متعادل دستيابي به ثروت ، مدرک و منصب که در مواردي منجر به تغيير جايگاه طبقاتي مي شود بايد به دنبال سيري پلکاني توسط افراد محقق شود تا شاهد اثر گذاري نقش آموزش تدريجي ضمن خدمت و بهره گيري از تجربه و تبحر در سرعت و دقت انجام کارها باشيم . نمونه هاي فراوان قاعده گريزي و استثناء پذيري در امور گوناگون نشان مي دهد که با خروج جامعه از مدار تعادل شاهد تسري نابجايي ها به تمامي بخش ها و زيرمجموعه ها هستيم که همه شئونات زندگي را تحت الشعاع قرار مي دهد . بر اساس تحليل هاي اجتماعي صورت گرفته حتي مي توان افزايش حجم پرونده ها در محاکم قضايي را به تغييرات شغلي و طبقاتي افراد فاقد ظرفيت هاي لازم ربط داد . افزايش ترديدها نسبت به اصالت مدارک تحصيلي ، مقاله هاي علمي ، ثروت هاي غيرمتعارف و برخي نابجايي ها از حاشيه نشيني عدالت اجتماعي حکايت دارد . اگر زخم نابجايي ها با مرهم اصلاحات اصولي التيام پيدا نکند و زخم ها با کهنه شدن به ناسور تبديل شوند ديري نخواهد گذشت که کلاف سردرگم مشکلات از يکسو و تراکم مطالبات از سويي ديگر، سقف ترک خورده بنيان هاي برافراشته فرهنگي ، بر سر دغدغه مندان فرود آيد و رشته ها را پنيه کند .

    شماره روزنامه:7382
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در یکشنبه, 12 دی 1400

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3