وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    خطراتي که آمريکا را تهديد مي کند

    توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 24 آذر 1399 53 0
    سرمقاله محمد عسلی 25 آذر 1399      خطراتي که آمريکا را تهديد مي کند

    آمريکا هنوز هم باور دارد که ارباب دنياست چون بزرگ ترين اقتصاد دنيا را در دست دارد، چون ارتش مجهز به پيشرفته ترين سلاح هاي کشتار جمعي را دارد، چون از يک سيستم بانکي کنترل کننده گردش پول بانک هاي جهاني برخوردار است و يا نفوذ سياسي و اقتصادي روي کشورهاي متحد در خاورميانه و... دارد.
    اما وقايع انتخابات اخير آمريکا و عملکرد استبدادي ترامپ در سياست داخلي و خارجي نشان داد که آمريکا به سوي يک جامعه دوقطبي در حرکت است و عنقريب شاهد جنگ هاي داخلي و استقلال طلبي ايالت هاي 50 گانه خواهد بود.
    بي اعتباري قول و قرار و امضاهاي رئيس جمهور فعلي آمريکا از يک سو و از ديگر سوي نارضايتي مردم از عملکرد دولت در کنترل بيماري کرونا و بالا رفتن نرخ بيکاري و هزينه هاي سرسام آور جنگ با عراق و افغانستان ميزان بدهي و کسر بودجه را به گونه اي غيرقابل تصور بالا برده و رشد اقتصادي چين و در دست داشتن بازار جهاني و اختلافاتي که اخيرا آمريکا و چين بر سر داد و ستدهاي مرسوم دارند استخوان در زخمي است که به سادگي قابل مرهم گذاري نيست.
    مهم تر آنکه کشور انقلابي ايران با ايدئولوژي اسلامي و حمايت مردمي توانسته در برابر ستمگري و زورگويي دولت هاي آمريکا ظرف 41 سال اخير مقاومت کند و عليرغم تحريم هاي صددرصدي و کمرشکن ترامپ تسليم نشود. اين روند اعتبار قلدري آمريکا را زير سئوال برده و موجب بيداري کشورهاي تحت ستم شده است. حال فرقي نمي کند ترامپ با سياست چماق و هويج رئيس جمهور آمريکا باشد و يا بايدن با دستکش ابريشمي و مشت چدني بيايد. مهم هدفي است که دولت هاي آمريکا براي بقاي سياست «همه چيز براي من و هيچ براي تو» دنبال مي کنند.
    اگر آمريکا زماني يکه بزن بهادر بود و مي توانست با کودتاي نظامي و يا کودتاي خزنده دست نشاندگان خود را به مسند قدرت در کشورهاي ديگر بنشاند، امروز اين سياست جواب نمي دهد. زيرا کشورهايي مانند چين، روسيه و ايران هم به لحاظ نظامي و قدرت بازدارندگي داراي قابليت ها و توانمندي هايي هستند که بتوانند مقابل آمريکا و تجاوزگري هايش بايستند.
    مضافا اينکه امروز آمريکا به لحاظ نيازهاي مالي و تدارکاتي بيش از هر کشور ديگري به نسبت تقاضاهاي مردمش مستأصل است و با باج خواهي و باج گيري از اين و آن هم نمي تواند هزينه هاي کلان خود را تأمين کند و خوراک بچه غول سرمايه داري که اينک به غول عظيم و پرخوري تبديل شده را تأمين نمايد.
    زير سئوال رفتن سياست هاي دروغين حمايت از دموکراسي با خشونت پليس و اعمال نژادپرستي دولت آمريکا از يک طرف و از طرف ديگر مقابله خشونت آميز با اعتراضات خياباني مردم آمريکا در شهرها و ايالت هاي مختلف دل مردم امريکا را خالي کرده و همگان به دنبال رهايي از اين وضعيت نکبت بار روزشماري مي کنند.
    ناگفته پيداست که امروز بيش از هر زماني، فقر، فاصله طبقاتي، بيکاري، بيماري و تبعيض نژادي در آمريکا نهادينه شده و سرمايه داران بزرگ روز به روز چاق تر و مردم آمريکا لاغرتر مي شوند. اين سرنوشت محتوم تمام امپراطوري هاي بزرگ جهان بوده و هست که «فواره چون بلند شود سرنگون شود».
    شايد براي بعضي خوانندگان اين سئوال پيش آيد که: آمريکايي که مدينه فاضله و کعبه آمال بسياري از مردم جهان است چگونه اين قدر سياه نشان داده مي شود؟ آن هم از جانب نويسنده اي که خود در ايراني زندگي مي کند که معضلات و مشکلات عديده اي دارد؟
    پاسخ اين سئوال بسيار روشن است. ايران 41 سال است زير فشار جنگ، تحريم، فشار سياسي و اقتصادي است اما توانسته در مقابل تمامي ستم ها و ناروايي ها بايستد، حال اگر آمريکا به چنين عقوبتي گرفتار آيد مي تواند چند سال دوام بياورد و وضعيت فعلي را حفظ کند؟
    آمريکايي که نتوانسته در برابر يک بيماري همه گير کرونا عملکرد مطلوبي داشته باشد و نتوانسته کشورهاي اروپايي که متحد بنيادي او هستند را در برابر عدم تبعيت و يا خروج از برجام و مسائل مربوط به محيط زيست متحد نگه دارد و در طول 3 سال چانه زني و رفت و آمدها طرفي نبسته و شوراي امنيت هم به وي پاسخ منفي داده آيا حرکتي به جلو داشته يا عقب؟
    امروز ديگر آمريکا ارباب و آقاي جهان نيست. اين سخن را از زبان نشريات و روزنامه هاي معتبر آمريکا و جهان شنيده ايم.
    يادمان نرفته شوروي توانسته بود اولين فضانورد مرد و زن را به فضا بفرستد در زماني که آمريکائي ها در خم يک کوچه بودند، شوروي به لحاظ تجهيزات نظامي و اقتدار سياسي در جهان دوقطبي، قطب چپ بود و تنه به آمريکا مي زد و ترس در دل آنها مي افکند اما همين روسيه در زمان گورباچف با تز پروستريکا از هم پاشيد و جمهوري هاي جنوبي و غربي آن مستقل شدند.
    لذا چون آمريکائي ها بر جنازه دشمن شادي کردند امروز بر آنها همين ماجرا خواهد رفت. بت آمريکا وقتي شکسته شد و فرو ريخت که دانشجويان پيرو خط امام به سفارتخانه آنها در تهران حمله کردند و آن را جاسوسخانه خواندند و آمريکائي ها بعد از 444 روز که اعضاي سفارتخانه آنها گروگان ايراني ها بودند فقط با مصالحه توانستند آنها را آزاد کنند هرچند براي اقتصاد ايران خيلي گران تمام شد.
    به هر تقدير آنچه مسلم است دير يا زود آمريکا خطراتي را پشت سر نتواند گذاشت و منجر به اعتراضات داخلي و مخالفت هاي خارجي خواهد شد.
    آمريکا در عراق، در ويتنام، در افغانستان و در سوريه پيروزي به دست نياورد بلکه فقط تخريب کرد و به آوارگي ها افزود و فقر را هم در آمريکا و هم در کشورهاي مورد تجاوز افزايش داد.
    سرمايه داري ملي آمريکا به چاه ويل و عميقي مي ماند که هر چه در آن بريزند پر نخواهد شد و روز ديگر بيشتر و بيشتر طلب مي کند. خاصيت رشد امپرياليسم همين است و زود باشد که از هم بگسلد و نتواند کمر راست کند.
    ان شاءا...

    شماره روزنامه:7081
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در دوشنبه, 24 آذر 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.