وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    درک اولويت ها

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 10 ارديبهشت 1400 51 0
    سرمقاله سردبیر "اسماعیل عسلی" 9 اردیبهشت 1400             درک اولويت ها

    اولويت بندي برنامه ها در اتاق هاي فکر وابسته به سيستم اداره کشور قاعدتا بايد پيوندي معنا دار با اولويت هاي مردمي داشته باشد . يعني اول بايد ديد مردم در وهله ي اول به دنبال چه هستند و چه چيزي براي آنها بيش از ساير چيزها حائز اهميت است سپس براي پاسخگويي به مطالبات مردمي برنامه ريزي کرد . بعضي ها تخصص شان تغيير اولويت هاست به اين معنا که مي خواهند مردم همواره به دنبال کف مطالبات خود باشند و به ايجاد سقفي براي خواسته هاي خود نينديشند . کف مطالبات چيزي مثل نفس کشيدن و نان و آب و نهايتا مسکن ، تا به دنبال چيزهايي مانند فرهنگ و انديشيدن و مطالبات حقوقي خود نباشند . در حال حاضر بحث کرونا و تنگناهاي معيشتي که از يکديگر جدايي ناپذيرند در رتبه ي اول اولويت رسيدگي قرار گرفته اند . از اين رو ما پا به هر اداره و سازمان دولتي که مي گذاريم بايد شاهد تلاش مسئولين و کارکنان دولتي براي رفع معضلات مربوط به کرونا و تنگناهاي اقتصادي باشيم چنين روندي مردم را به اين استدلال مي کشاند که اگر در مجلس يا دولت موضوع ديگري مطرح مي شود که مي تواند به عنوان تلاشي براي جابجايي اولويت ها مطرح باشد به اين معناست که اين دو نهاد دغدغه اي براي پاسخگويي به مطالبات عمومي ندارند .
    اگر بين اولويت هاي نمايندگان مجلس و مجموعه دولت با مردم بر سر ترتيب اولويت ها همسويي وجود نداشته باشد مفهومي جز اين ندارد که مردم و [به اصطلاح] خدمتگزارانشان هم سرنوشت نيستند يعني هر کدام هدفي ديگر را دنبال مي کنند . تصور کنيد عده اي در يک کشتي توفان زده نشسته باشند و مقصد مشترکي هم نداشته باشند ، طبيعي است که شاهد تلاش هايي هدفمند و هماهنگ براي هدايت کشتي به سمت و سويي معين نخواهيم بود و هر کدام از مسافران کشتي به دنبال نجات خودش است .
    از کجا مي توان فهميد که احساس هم سرنوشتي بين مردم و نمايندگان و مسئولين وجود ندارد ؟ پاسخ اين پرسش را بايد در هزينه هاي تبليغاتي جستجو کرد زيرا تبليغات تلاشي است که براي همسو کردن مردم با مسئولين صورت مي گيرد . به همين دليل جامعه شناسان وقتي سخن از سرکشي مدني به ميان مي آيد مي گويند بايد به آمار توجه کرد و بررسي کرد که آيا ميزان سرکشي مدني در اشکال گوناگون آن در حدي است که مسئولين و نمايندگان مجلس بتوانند با تبليغات بر آن فائق آيند يا نه ! در حال حاضر هزينه ي مبارزه با انواع سرکشي هاي مدني هيچ تناسبي با نتايج به دست آمده از آن ندارد . نماينده واقعي کسي است که دقيقا حرف اکثريت مردم را بزند نه حرف کساني که از آنها راي گرفته !! تا دليلي موجه براي نمايندگي اکثريت داشته باشد . ما يک اکثريت قانوني داريم و يک اکثريت عرفي . اگر نماينده سخني بگويد که اکثريت مردم در باره ي درستي آن ترديد داشته باشند مثل کسي است که سواد و دانش او تناسبي با پايان نامه ي تحصيلي اش ندارد . برخي تصور مي کنند سرکشي مدني تنها به اين معناست که فردي به اموال عمومي خسارت وارد کند در حالي که ماليات گريزي ، قاچاق کالا ، نقض قوانين ، دروغگويي در خوداظهاري ها ، عدم همکاري براي اجراي بخشنامه ها ي دولتي و فرامين عمومي و رسمي و .... اشکال گوناگون سرکشي مدني هستند . در برخي از کشورها که مردم احساس هم سرنوشتي با گردانندگان امور دارند شما نمي توانيد به سادگي يک جنس قاچاق را به فروش برسانيد زيرا آنها احساس مي کنند که فروشنده کالاي قاچاق به دنبال پايمال کردن دارايي خودشان است . علتش اين است که عملکرد مسئولين به گونه اي بوده که چنين باوري را در آنها ايجاد کرده است . اما در جامعه ي ما مردم براي خريد جنس قاچاق صف مي بندند . اين همه قراردادهاي غيررسمي که بين مالک و مستاجر منعقد مي شود به اين دليل است که مالک نمي خواهد سهم دولت را از مالياتي که به اجاره بها تعلق مي گيرد بپردازد . وقتي علتش را از او مي پرسي مي گويد من مطمئن نيستم که ماليات اخذ شده توسط دولت براي رفاه حال من هزينه شود !
    اينجاست که درمي يابيم کسي مي تواند براي مردم تعيين اولويت کند که مردم او را با خود هم سرنوشت بدانند . کسي که به دنبال هدفي ديگر است و مردم را به حال خود رها کرده نه سخنگوي مردم است و نه حق تغيير اولويت ها را دارد . گاهي مسئولين و نمايندگان و وزرا به گونه اي در باره ي خود و مردم سخن مي گويند مثل اين همه سوار بر يک کشتي نيستند . رسيدن به درجه اي از تفاهم که مردم و مسئولين احساس هم سرنوشتي بالايي داشته باشند اهميت زيادي براي ايجاد همبستگي ملي دارد . خيلي ها اين موضوع را به شوخي مي گيرند و با استناد به الگوهاي تحريف شده ي تاريخي تصور مي کنند خواست و اراده ي مردم هيچ اهميتي ندارد و چه بسا به خطا برود ؛ در صورتي که اين گونه نيست . شما وقتي به سمت يک درياي آرام سنگ مي اندازيد به راحتي مي توانيد در همان جهتي که مي خواهيد موج ايجاد کنيد اما سنگ اندازي در يک درياي مواج چنين نتيجه اي را در برندارد زيرا موجي که شما ايجاد مي کنيد با امواجي که خود دريا توليد مي کند درهم مي آميزد و برآيند آنهاست که نشان مي دهد شما تا چه اندازه در ايجاد موج موفق بوده ايد . در حال حاضر جامعه ي ما متلاطم و مواج است و بحران هاي درهم تنيده ، مردم را در ميان گرفته اند و اولويت هاي مردم را تا حد کف مطالباتشان تقليل داده اند. اگرمي خواهيد مردم با شما همراهي کنند به دنبال رسيدگي به خواسته هاي آنها بر اساس حقوقشان باشيد . آنچه هزينه ي اداره ي کشور را پايين مي آورد ، تعديل نيرو و کاستن از هزينه هاي متعارف نيست ، تفاهم سرچشمه ي احساس هم سرنوشتي است که جاي خالي آن را به شدت احساس مي کنيم . گره اصلي ماجرا اينجاست که مسئولين هر چقدر هم در جهت پاسخگويي به کف مطالبات گام بردارند باز هم بدهکارند چرا که در فضاي فراگير ارتباطات جهاني روز به روز شاهد رويش مطالباتي هستيم که از رهگذر مقايسه هايي که توسط مردم با ملاحظه ي وضعيت جوامع گوناگون ايجاد مي شود ،صورت مي گيرد.

    شماره روزنامه:7181
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در شنبه, 11 ارديبهشت 1400

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.