وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    امان از نابجايي ها  

    توسط الف بیدار 14 آبان 1400 22 0
    یادداشت "الف بیدار" 15 آبان 1400            امان از نابجايي ها

    موي سر که بسيار عزيز و دوست داشتني است و آن را با مشک و عنبر در مي آميزيم و به آبشار و موج دريا و شبي که ماه را در خود جاي داده تشبيه مي کنيم و زينت سرمان است ، اگر از سر جدا شود و توي غذا بيفتد ديگر عزت و احترام گذشته را ندارد و آشغال به حساب مي آيد و کسي هم حاضر به خوردن چنين غذايي نيست ! در واقع هر چيزي در جاي خودش مناسب و مطلوب است . مو بايد روي سر باشد تا عزيز شود و هر روز آن را شانه بزنند ولي اگر در غذا بيفتد تهوع آور است . يک شخص هر چقدر هم آدم خوش مشرب و خنده رويي باشد وقتي به يک مجلس عزا وارد مي شود اگر لب به خنده بگشايد يا با تبسم به خانواده مصيبت ديده تسليت بگويد ، مي گويند چقدر بي ادب و وقت نشناس است . هنگام نقل مکان از يک خانه به خانه اي ديگر وقت زيادي را صرف جانمايي لوازم خانه مي کنيم . تلوزيون کجا باشد ؟ بر اساس مکان تلوزيون جاي مبل ها و صندلي هاي راحتي را تعيين مي کنيم .سمت و سوي قرار گرفتن قالي ها با توجه به خواب آنها براي راحتي در زمان جارو کردن و صدها نکته ي ظريف که براي ايجاد هماهنگي و تناسب و  هارموني لازم است را رعايت مي کنيم و معتقديم که هر چيزي بايد در جاي خودش باشد . شهرداري به صاحبان برخي از مشاغل ايراد مي گيرد که چرا ميوه يا پارچه و کالا را خارج از محدوده ي مغازه چيده ايد . با دستفروشي ها که در کنار خيابان بدون داشتن پروانه و اجازه ي کسب و کار بساط خود را پهن کرده اند برخورد قانوني مي کند و مي گويد بر اساس قانون هر چيزي بايد در جاي خودش باشد . اگر يک کارمند بجاي مستقر شدن پشت ميز کارش در خيابان پرسه بزند ، رئيس به او ايراد مي گيرد و تنبيه مي شود و حقوقي به او پرداخت نمي کنند . چون سر جاي خودش نيست . اگر ما کفشمان را روي سر بگذاريم و جوراب را به دست کنيم ، همه ما را مورد تمسخر قرار مي دهند و مي گويند عجب آدم ابلهي است . همه ي اينها را گفتم که بگويم افراد و شخصيت ها هم اگر در جاي خودشان نباشند حکم نيروهاي اضافي را پيدا مي کنند زيرا مصرف و فايده اي ندارند . چگونه است که ما به يک معمار و آرشيتکت درجه اول به دليل عدم برخورداري از دانش پزشکي اجازه ي حضور در اتاق عمل براي جراحي يک بيمار را نمي دهيم اما اجازه مي دهيم که يک فرد ناآشنا به اقتصاد و سياست و فرهنگ متولي کارهاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي باشد ! آثار زيانبار نابجايي ها بيش از يک جنگ فرسايشي به کشور و جامعه لطمه وارد مي کند . فرض کنيم که ما خود را مديون يک سري از اشخاص مي دانيم و فرصتي را جستجو مي کنيم تا زحمات آنها را جبران کنيم . چنين انگيزه اي نبايد موجب شود که ما چنين کساني را در پست ها و مسئوليت هاي گوناگون و مهم قرار دهيم . حتي اگر به اين گونه افراد حقوق بلا عوض بدهيم و بدون اين که کاري انجام دهند براي آنها امتيازات مادي در نظر بگيريم بهتر است تا اين که به او بگوييم بيا اين کاري را که هيچ تخصصي در آن نداري انجام بده . چنين رويکردي کشور را تدريجا به سمتي مي برد که هيچ کس قادر به جمع کردن آشفتگي هاي ايجاد شده در آن نيست .
    گزينش براي اين نيست که ما افراد متخصص و خبره را کنار بزنيم تا افراد مورد نظر خود را در ادارات و سازمان ها جانمايي کنيم بلکه فلسفه ي وجودي گزينش اين است که اجازه ندهيم فردي که از تخصص لازم برخوردار نيست متصدي انجام کاري شود زيرا به جاي آباداني ، ويرانگري از خود برجاي مي گذارد. يک فرد هر چقدر هم دلسوز باشد وقتي دانش انجام کاري را نداشته باشد ، دلسوزي و دوستي اش حکم دوستي خاله خرسه را پيدا مي کند که براي دفع شر مگسي که روي صورت دوستش نشسته بود از يک سنگ بزرگ استفاده کرد .
    متاسفانه در حال حاضر بعضا افرادي دربرخي ادارات و سازمان ها و نهادهاي کشور به اصطلاح مشغول کار هستند که برآيند کار آنها به دليل کم دانشي بسيار پايين است . بيلان کاري پايين افراد موجب گرديده که براي نتيجه گيري مجبور شده اند به تعداد آنها بيفزايند که البته باز هم نتيجه بخش نيست چرا که مقرون به صرفه نمي باشد به همين دليل هزينه ي اداره ي کشور با خروجي دستاوردهاي آن هيچ تناسبي ندارد . کافي است ما تعداد کارمندان وزراتخانه هايمان را با کارمندان وزارتخانه هاي يک کشور توسعه يافته مقايسه کنيم تا بفهميم همان کاري را که 10 نفر در ايران به صورت ناقص انجام مي دهند توسط دو نفر در کشوري ديگر به صورت مطلوب انجام مي شود و برعکس در بخش هايي از بيمارستان ها و مراکز درماني که تنها افراد داراي تخصص مي توانند شاغل باشند با کمبود نيروي متخصص روبرو هستيم زيرا نمي توانيم براي نورچشمي هاي بيسواد و سفارشي ها و آقازاده ها در بيمارستان ها کاري پيدا کنيم .
    به نظر مي رسد براي ورود کشور به فضايي که مناسب گام دوم باشد نيازمند بازتعريف چارت هاي سازماني و اداري و کيفيت بخشي به گزينش کارمندان و کارکنان در تمامي سطوح هستيم هر چند دير شده اما لازم
    است

    شماره روزنامه:7332
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در جمعه, 14 آبان 1400

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3