وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    گوي و ميدان  

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 21 آذر 1400 158 0
    سرمقاله "اسماعیل عسلی" 22 آذر 1400            گوي و ميدان

    اين که افکار عمومي در داخل کشور ديگر مانند گذشته واکنش معناداري نسبت به فعاليت هاي حزبي از خود نشان نمي دهند و رقابت هاي جناحي عمدتا در دايره اي بسته دنبال مي شود بيانگر اين واقعيت است که مردم احساس مي کنند جابجايي شخصيت هاي شناخته شده حزبي با ضريب خطاي نزديک به هم علي رغم شعارهاي متفاوت نمي تواند تکميل کننده ي پازل مردم سالاري باشد ، کما اين که چنين موضوعي در جريان رقابت هاي انتخاباتي 1400نيز مطرح شد که جناح ها ديگر کارکرد گذشته خود را ندارند و مشارکت مردم در هر سقفي که باشد با نگاهي فراجناحي دنبال مي شود . البته تاريخ کارحزبي پس از مشروطيت تاکنون نيز گوياي چنين واقعيتي است چرا که قدرت هاي در سايه به تدريج با نفوذ در بدنه احزاب ، مردم سالاري را با چالش هاي زيادي مواجه کرده اند . قدرت هاي در سايه از رسوب هاي بر جاي مانده از نقش شخصيت ها و طبقات ذي نفوذ در لايه هاي اجتماعي هستند تا جايي که افرادي بدون اين که تکنوکرات ، اقتصاددان ، سياستمدار، دانشگاهي يا برآمده از سازو کار همه پرسي و انتخابات باشند به راحتي مي توانند موازنه ها را به نفع برخي جريان ها تغيير دهند .نقشي که يقه سفيدها به خوبي از ايفاي آن برآمدند
    اصولا ساز و کاري که منجر به ظهور جناح هاي سياسي در ايران مي شود معيوب است و عرض اندامي فصلي و موسمي دارند و يکي از دلايل معيوب بودن آن نيز اين است که چانه زني جناح ها مگر در بازه ي زماني تبليغات انتخاباتي با محوريت منافع ملي دنبال نمي شود . بديهي است که فراواني چنين رفتارهايي کم کم به بي خيالي مردم نسبت به سرنوشت جريان هاي سياسي و ريزش ها و رويش ها مي انجامد .
    مراکز توليد انديشه و نظريه پردازي آخرين سنگري بود که توسط قدرت هاي در سايه تسخير شد و اميد تشکل هاي دانشجويي نسبت به تاثيرگذاري خود در تحولات اجتماعي را کمرنگ کرد . هر چند هنوز هم تلاش مي شود اين گونه وانمود گردد که احزاب ، کماکان منشأ تاثيرگذاري و کانون کنشگري هاي سياسي و اجتماعي هستند .
    از سويي ديگر اغلب اعضاي نهادهاي مشورتي بيش از آن که خود را وامدار و سخنگوي مردم بدانند معمولا با هدف ماندگاري در دايره ي رقابت هاي سياسي تلاش مي کنند خود را به يکي از مولفه هاي قدرت وفادار نشان دهند . اکنون در شرايطي که شاهد همگرايي شخصيت هاي تاثير گذار بر روند امور کشورهستيم برخي از نمايندگان مجلس براي ابراز وجود و قرار گرفتن در سمت و سويي آينده دار ، احساس گونه اي بلاتکليفي مي کنند تا جايي که اگر گاهي براي ايفاي نقشي متکلفانه و در راستاي ابراز وجود به نقد ساختاري روي خوش نشان دهند به خروج از قاعده بازي و ناديده انگاشتن الزامات همگرايي قواي سه گانه متهم مي شوند.چنين شرايطي زمينه انزواي نظريه پردازان در حوزه اجتماعي را فراهم مي آورد چرا که غبارآلود بودن افق پيش رو، ترسيم آينده را براي آنها دشوار مي سازد. بر کسي پوشيده نيست که ظرف دو دهه ي اخير مردم در کوران التهابات سياسي و تنگناهاي معيشتي به کسب امتيازات در چارچوب حقوق شهروندي چشم داشته اند که عمدتا در رديف مطالبات طبقه ي متوسط جامعه بوده هر چند به زعم پژوهشگران حوزه ي اجتماعي طبقه متوسط به دليل قرار گرفتن در معرض فروپاشي از زاينده گي سنتي خود باز مانده و بسياري از کنشگران تحصيل کرده وابسته به طبقه متوسط مهاجرت کرده اند.مطالبات فرهنگي به محاق رفته و سمت و سوي مطالبه گري ها به نيازهاي معيشتي براي کاهش شکاف هاي طبقاتي معطوف شده است . تضعيف نهادهاي سنتي و از دست رفتن مخاطبان شخصيت هايي که تا دو دهه قبل نقش پررنگي در مديريت افکار عمومي داشتند ، هزينه اداره کشور را بالا برده و توسل به شيوه هايي در راستاي مطالبه تراشي به نمايندگي از مردم با اما و اگرهاي زيادي مواجه شده است .
    نتيجه سخن اين که در حال حاضر افکار عمومي در حالت بي حسي و انتظار به سر مي برد لذا شرايط براي هر گونه جراحي و به اتاق عمل بردن اقتصاد بيمار و تجديد نظر پيرامون راهکارها و تغيير و تعديل مواضع در عرصه سياست داخلي و سياست خارجي و روشن کردن موتور گفت و گوي ملي و جمع بندي خروجي اتاق هاي فکر براي بهره برداري از آن در عرصه هاي اجرايي کاملا فراهم است . بديهي است پس از جراحي و خون رساني به شريان هاي خشک شده ي اقتصاد ، مي توان دوران نقاهت را با اميد به آينده اي سرشار از فرصت هاي جديد پشت سر گذاشت .
    پرهيز از ماندگاري در ترديدي که دراين موقعيت حساس دامنگير دولتمردان و مولفه هاي تاثير گذار در اداره کشور شده ، نيازمند شجاعتي تاريخي است .به هر حال تاکنون درمان اقتصاد بيمارکشور با نسخه هاي دم دستي و غير کارشناسانه به جايي نرسيده و همگان به ضرورت عمل جراحي اذعان دارند که صد البته با درصدي خطر پذيري همراه است . قاعدتا اگراين جراحي نيازمند اخذ رضايت از مردم که صاحب اختيار واقعي کشور هستند، باشد ، مکانيزم رجوع به افکار عمومي و برگزاري همه پرسي در قانون اساسي پيش بيني شده و نبايد از آن ترسيد .اقتصاد ما در وضعيتي بينابيني به سر مي برد به طوري که از يک سو ويژگي هاي اقتصاد سوسياليستي را مي توان در آن ديد و از سويي ديگر به اقتصاد آزاد و ليبرالي پرچم سفيد نشان مي دهد . آنچه مهم است نحوه ي خروج از اين وضعيت شتر مرغي است . اين گوي و اين هم ميدان !

    شماره روزنامه:7364
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در یکشنبه, 21 آذر 1400

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.