سرمقاله 16 فروردین 1404 محمد عسلی آثار جنگ رسانه ای آمریکا بر علیه ایران
گرچه مردم ایران در طول 45 سال گذشته به انواع جنگ رسانه ای غرب بر علیه ایران آشنایی دارند و به آن عادت کرده اند و چندان اهمیتی هم نمی دهند اما این جنگ بر روند اقتصاد ایران بی تأثیر نبوده و نمونه بارز آن افزایش نرخ تصاعدی دلار است که بر روی نرخ گذاری کالاها و اجناس تأثیر مستقیم دارد و دولت را بر آن داشته تا سقف 37 درصد افزایش حقوق کارگران را پذیرفته و تأیید کند.
از طرفی جنگ رسانه ای بر مهاجرت جوانان تحصیلکرده هم بی تأثیر نبوده است به نحوی که شاهدیم مهاجرت برای بعضی از جوانان جویای کار به یک هدف و آرزوی تحقق پذیر تبدیل شده است.
افکار عمومی تحت تأثیر جنگ رسانه ای که احتمال اجرایی شدن جنگ نظامی را هم در پی خواهد داشت گذشته از آثار خسارت بار اقتصادی بیشتر به مقاومتی می اندیشد که از طریق ارتش و سپاه مجهز به سلاح های پیشرفته بومی توانسته اند در دل دشمنان ترسی ایجاد کنند که مذاکره را بر جنگ ترجیح دهند وگرنه آنگونه که به عراق، افغانستان، سوریه، یمن حمله کردند بی دریغ و بدون معطلی به ایران هم حمله می کردند. حتی در زمان ریاست جمهوری بوش پسر که ایران را ضلع سوم مثلث شرارت نامید و ما در آن زمان از قدرت نظامی و تسلیحاتی امروز برخوردار نبودیم هم، جرأت حمله را به خود راه نداد. حالا می گویند و چنین وانمود می کنند که ترامپ در تصمیمات خود جدی است و با کسی شوخی ندارد اما ناگفته نماند که ترامپ در طول ریاست جمهوری دور قبلی در برابر کره شمالی کوتاه آمد و ثابت کرد که مرد جنگ نیست. زیرا او بیشتر به درآمد و سودی فکر می کند که بتواند کسری بودجه دولت خود را جبران کند و به قول خودش حفره ها و سوراخ های خالی اقتصادی را پر نماید.
ترامپ به خوبی می داند که جنگ با ایران جنگ با داعش و القاعده و طالبان و یا سوریه و لبنان و عراق و افغانستان نیست. جنگی درازمدت، فرسایشی و بسیار خسارت آمیز خواهد بود. زیرا هر گلوله ای که شلیک شود پاسخ آن پایگاه های نظامی آمریکا را در کشورهای منطقه هدف خواهد گرفت و خاورمیانه در آتشی چنان گسترده و سوزنده قرار می گیرد که قطره ای نفت از تنگه هرمز خارج نخواهد شد اگر چاه های نفتی و مراکز تأسیساتی استخراج نفت کشورهای منطقه از ترکش بمب ها در امان بمانند.
عقل سلیم، فهم این مسئله مهم برای ایران و آمریکا را آسان می کند که جنگ برای هیچ طرفی حتی در شرایط پیروزی بدون خسارت جانی و مالی و حیثیتی نخواهد بود و بهتر است که همه در سایه صلح و امنیت زندگی کنند اما تاریخ گواه این واقعیت است که هر جنگی بهانه می طلبد که اگر این چنین نبود زمین و مردمانشان در طول هزاران سال شاهد جنگ های خونین نبودند.
همیشه اینگونه نیست که سلاح ها و تجهیزات پیشرفته نظامی در جنگ ها تعیین کننده باشند. زیرا جنگ تحمیلی 8 ساله صدام بعثی بر علیه ایران که ارتشی از هم پاشیده و حکومتی باثبات نداشت این تجربه را به دنیا دیکته کرد که رزمندگان باورمند ایرانی از چنان مقاومتی برخوردارند که جان می دهند اما تسلیم نمی شوند و حتی یک وجب از خاک خود را به دشمن تا دندان مسلح ندادند.
آمریکا روی سرزمین های سوخته خاورمیانه به دنبال کدام منافع خود است و بدیهی است که ترامپ به چنین قمار از پیش باخته ای سرمایه گذاری نخواهد کرد. مذاکره ای که از قبل نتیجه آن معلوم باشد و صرفا خواسته یک طرف مطمح نظر قرار گیرد جنگ از آن بهتر است زیرا اگر خسارتی به دنبال داشته باشد شامل یک طرف نمی شود حتی اگر نسبت آن به تساوی تقسیم نشود.
و اما بعد؛
نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ایران را آمریکا نیاورده که همانند نظام شاهنشاهی پهلوی بخواهد ببرد و به قول بعضی از کج فهمان و جاهلان سیاسی رژیم را تغییر دهد. انقلاب ایران و نظام آنرا مردم ایران با شهادت صدها هزار شهید به ثمر رسانده اند و به استقلال و امنیت پایدار مرزها نائل شده اند. پس خودشان هم آن را حفظ خواهند کرد. مشکل فعلی ایران این است که همانند دیگر کشورهای منطقه به آمریکا و کشورهای غربی استعمارگر باج نمی دهد حتی اگر چندین برابر به خاطر دوران تحریم ها خسارت ببیند.
زیرا استقلال یعنی پایداری در برابر عدم نفوذ خارجی هر کشور قدرتمندی از جمله آمریکا...
ایران سرافراز امروز را با اقتصاد تحمیلی خراب و تورم زا نباید مقایسه کرد. ایران امروز را با چنان قدرتی باید مقایسه کرد که چون کشورهای نیابتی آمریکا مانند اسرائیل نتوانستند از پس نفوذ و قدرت آن برآیند حالا خودش آمده و وارد گود شده است.
این مسئله خیلی ساده است ایران در زمان سلسله های هخامنشی، اشکانی و ساسانی با امپراطوری های بزرگ رومی، یونانی و ... می جنگید و ایران امروز هم مقابل آمریکا و اتحادیه اروپا ایستاده است. شوخی نیست. 45 سال است این مقاومت و پایداری ادامه دارد اگر کسانی چه دوست و چه دشمن این واقعیت را فهم نکنند تاریخ نخوانده و از سیاست چیزی نمی دانند.
بله ما قدرت تسلیحاتی و نظامی آمریکا و قدرت اقتصادی آن را نداریم، اما از چنان قدرت و باوری برخورداریم که فقط یک تیر ما اگر به هدف بخورد عقاب آمریکا را از فراز به زیر می کشد همانگونه که هیبت او را در مقاطع مختلف شکستیم.
در خاتمه ذکر این مهم را یادآور می شوم که صلح در هر شرایطی بهتر از جنگ نیست اما صلح در شرایطی که بتواند منافع ملی را تضمین کند به مراتب بهتر از جنگ است حتی اگر به بهای تغییر سیاست خارجی تمام شود.
امروز هم مردم دنیا درک کرده اند که تاب آوری مردم ایران در برابر دلار صد هزار تومانی هم محک زده شده و این جنگ روانی بر اراده تزلزل ناپذیر ما بی تأثیر بوده است، هرچند فشار آن بر معیشت مردم سخت و گرانبار است.
والسلام