وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    آتش حب الوطن چو شعله فروزد  

    توسط محمد عسلی/ مدیر مسئول روزنامه عصرمردم 24 دی 1401 25 0
    سرمقاله "محمد عسلی" 24 دی 1401       آتش حب الوطن چو شعله فروزد

    رودبار رودخانه اي است که سرچشمه آن در بخش ايج شهرستان استهبان است ماهي هايي که در سرچشمه اين رود متولد مي شوند بعد از کوتاه مدتي و طي کردن مسيري طولاني راهي خليج فارس مي شوند و چون بزرگ و بزرگ تر مي گردند با شکم هاي برآمده دوباره به زادگاه برمي گردند تا تخم هاي خود را در سرچشمه رها کنند. عليرغم آنکه در طول راه بسياري از آنها شکار مي شوند اما از اين غريزه و عادت دست برنمي دارند.

    در حياط وحش هم آهوها زادگاه و محل زندگي خود را به وسيله ماده خوشبويي که در بدن دارند علامت گذاري مي کنند و محدوده خود را حفظ مي نمايند تا ديگر حيوانات بدانند مکان علامت گذاري شده از آن آهوان است.

    در طول هزاران سال انسانها نيز در حفظ وطن و زادگاه خود جنگ ها را تجربه کرده و خون ها به پاي مام ميهن ريخته اند.

    ايران ما نيز در طول هزاران سال براي حفظ آب و خاک ميليون انسان شريف و از جان گذشته در جنگ هاي بزرگ و قهرآميز از دست داده تا ايران بماند و اين ميراث کهن به ما برسد. پژوهشگران تاريخي به اين نتيجه رسيده اند که حب الوطن غريزي است. تعلق خاطر به زادگاه چنان در رگ و پوست و استخوان ما ريشه دوانده که هر متجاوزي با هر نيت و دين و آئيني و با هر قدرتي به وطن ما حمله ور شده و توانسته مدافعان ما را با جنگ يا حيله شکست دهد در روح ميهن و آداب و رسوم و فرهنگ ما هضم شده و از نام و نشان آن جز به خشونت و تجاوز نامي نمانده است.

    اسکندر، رومي ها، چنگيز، هولاکو و اعراب و ترک ها که نمونه هايي از متجاوزان به کشور ما بودند هيچ کدام نتوانستند نام و نشان و زبان و سرزمين ايران را از تاريخ و استمرار حرکت آن محو کنند بلکه تسليم روح متعالي و فرهنگ و باورهاي ايرانيان شدند و از آنچه بودند و با خود آوردند به گونه اي تغيير کردند که تا تاريخ و انسان در اين کره خاکي به جاست نتوانستند و نمي توانند به اصل خود بازگردند و آن شوند که بودند و آنچه از باورها، فرهنگ، آداب و رسوم را با خود آوردند نتوانستند کاملا حفظ کنند.

    و اما در عصر ما که جهان به دهکده اي کوچک تبديل شده و ارتباطات و رفت و آمدهاي پرسرعت مرزها را درنورديده و جهان وطني «کاسموپوليتيسم» را در کنار مکاتب سياسي و عقيدتي به بار آورده هر ايراني مهاجر به هر کشوري که قدم گذاشته توانسته با خود فرهنگ و آداب و رسوم ايراني را در آنجا رواج دهد چنانکه نوع غذاها، رفتارها و برگزاري جشن ها و عزاداري ها و ديگر رسوم ايرانيان را در فواصل سال مي توان در کشورهاي بيگانه ملاحظه کرد هرچند تهاجم فرهنگي غرب نيز در 150 ساله اخير تأثيرات خود را بر فرهنگ و سنت هاي ما گذاشته اما ما را از باورها و اعتقاداتمان دور نکرده است. فردوسي و اشعار وي نمونه اي از اوج ميهن دوستي را به يادگار گذاشته اند آن هم در زماني که ايران زير سم ستوران جنگجويان و متجاوزان، روزگار خوشي نداشته و کشور در دست اميران نالايق بوده و احساس مليت در گرو زراندوزي و کشت و کشتار به ضعف گرائيده و قهرمانيها به سايه رفته است.

    ادبيات کهن ايران مشحون از توصيف و بيانات قهرماني ها و از خودگذشتگي ها در حفظ مرزها و مقابله با متجاوزان است که اگر بعضي از گروهک هاي خودفروخته امروزي که زير پرچم آمريکا و انگليس سينه مي زنند فراغتي مي يافتند تا به مطالعه آنها بپردازند از افکار ضد ميهني خود دست بر مي داشتند و خجالت مي کشيدند که چگونه حاضر مي شوند قهرماني ها و مجاهدت هاي سربازان ميهن را در جنگ تحميلي 8 ساله ناديده بگيرند و دست در دست دشمن بگذارند به اميد آنکه اين خيانت، آنها را بر حکومت نيابتي بنشاند. اختلاسگران و خائنان داخلي و خارجي هم فرقي با آنان ندارند. اگر امروز ايراني هست که در برابر بزرگ ترين قدرت نظامي  و اقتصادي جهان سر خم نکرده و دلاورانه ايستاده است از همت و مجاهدت شهيداني است که سرسلسله آنان سردار رشيد، شهيد سليماني است.

    به قول يکي از شعراي ادبيات کهن ما: «سالها بايد که تا يک کودکي از روي طبع شاعري گردد نکو يا عالمي شيرين سخن...»

    قدر ايران را مي دانيم. ايراني که هيچ نعمتي در آن نه کم است و نه ناپيدا. سرزمين دلاورزاد و قهرمان پرور، سرزمين آبها و جنگل ها و کوه هاي استوار که در آن از گياهان داروئي گرفته تا معادن و چشمه زارها فراوان است.

    سرزمين نعمت هاي خدادادي و ميراث هاي بازماندگاني که تا پاي جان و مال و ناموس از آن دفاع کردند. سرزمين جادويي هزار توي هزار آواز.

    سرزميني که اديب الممالک فراهاني در وصف آن اينگونه جاودانه شعري حماسي سرود:

    «تا ز بر خاکي اي درخت برومند

    مگسل از اين آب و خاک رشته پيوند

    مادر توست اين وطن که در طلبش خصم

    نار تطاول به خاندان تو افکند

    هيچت اگر غيرت است و دانش و ناموس

    مادر خود را به دست دشمن مپسند

    تاش نبرده اسير و نيست بر او چير

    بشکن از اويال و گرز و بگسل از او بند

    آتش حب الوطن چو شعله فروزد

    بر دل مؤمن کند به مجمره اسپند»

    والسلام

    شماره روزنامه:7664
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در شنبه, 24 دی 1401

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3