وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    پای دوم اقتصاد  

    توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 30 بهمن 1403 86 0
      سرمقاله 30 بهمن ماه محمد عسلی                     پای دوم اقتصاد
    به تواتر نقل شده است که در جنگ دوم جهاني ، شکر در آلمان جيره  بندي شد و مردم در صف ايستادند تا هر کدام سهم خود را که يک کيلو شکر بود دريافت کنند، يک ايراني مقيم آلمان پشت سر يک آلماني ايستاده بود و مشاهده کرد که او به جاي دو کيلو شکر 500 گرم تقاضا مي کند. درِگوشي به او گفت اگر سهمت را کم مي  گيري بقيه را براي من بگير. آن آلماني با اعتراض پاسخ مي  دهد چون شکر کمياب است من کمتر گرفتم. آيا اين احساس مسئوليت و از خودگذشتگي براي بهبود اوضاع اقتصادي را ما ايراني  ها آموخته و به کار گرفته  ايم که دولت را ياري کرده و در مواقع بحران تنش  هاي اقتصادي را کاهش دهيم؟ و يا تب دلار و طلا مدام آزارمان مي  دهد که تا دير نشده نقدينگي ريالي خود را به دلار تبديل کنيم و ما هم در جهت کاهش ارزش مبادله  اي ريال به دلار دانسته و ندانسته اقدام کنيم؟
    ممکن است بعضي  ها پاسخ دهند که وقتي تورم و گراني ارزش پول ملي را کاهش مي  دهد اشتباه است ريال را نگه داريم و يا در بانک سپرده گذاري کنیم اما غافل هستيم که يکي از دلایل گران شدن دلار و يا هر ارز خارجي ديگر به عرضه و تقاضا مربوط مي  شود. وقتي به صرافي  ها هجوم مي  بريم و يا تقاضاي خريد سکه رو به افزايش مي  گذارد بديهي است که مدام نرخ دلار و سکه بالا مي  رود و دولت هم چاره  اي ندارد که بهاي فروش دلار و سکه را به قيمت روز يا کمي پائين  تر اعلام کند. اين روند چهل و چند ساله ارزش دلار را به ده هزار برابر افزايش داده است. البته مسئله مهم اصلي کاهش ارزش پول ملي برمي  گردد به معيارهاي اقتصادي ديگر از جمله ميزان توليد ناخالص ملي، ميزان سرمايه  گذاري خارجي، امنيت سرمايه  گذاري، نرخ رشد اقتصادي، ناترازي  هاي صادرات و واردات، روابط خارجي با دولت  ها و مهم  تر از همه تحريم  ها، جنگ، رشد جمعيت، عدم تعادل عرضه و تقاضا و مواردي از اين دست. اما ناگفته پيداست که فهم اقتصادي و نوع زندگي و بي  توجهي به منافع جمعي مي  تواند تب خريداران ارز و طلا را بالا يا پائين بیاورد.
    فرهنگ، سنت  ها و عاداتي که ما ايراني  ها در ميزان خريد اجناس و تهيه خوراک داريم نيز در افزايش قيمت  ها بی تاثیر نيست. مثلاً ما مانند اروپايي  ها، هندوانه، خربزه و يا حتي سيب را نصفه و قاش شده و يا دانه  اي نمي  خريم یا این که داخل يخچال  هايمان پر از داروهاي مصرف نشده است.
    بيشتر در منزل غذا طبخ مي  کنيم و کمتر به رستوران مي  رويم. در مصرف آب، برق، گاز، تلفن و حتي اينترنت صرفه  جويي نمي  کنيم و عادت نکرده  ايم خود را با شرايط اقتصادي روز تطبيق دهيم. از اتومبيل در مواقع ضروري استفاده نمي  کنيم. کمتر از وسايل حمل و نقل عمومي مانند اتوبوس و مترو استفاده مي  کنيم. همه سعي داريم از اتومبيل شخصي استفاده کنيم. هدررفت بنزين، آلودگي بيش از انتظار هوا، ترافيک، پارک دوبله و در محل  هاي توقف ممنوع همه و همه ناشي از عدم مسئوليت  پذيري است. در واقع ما با خودمان جنگ و درگيري اقتصادي داريم و اين رفتارها با شرايط روز همخواني ندارد.
    در رعايت قوانين و مقررات هم مشکل داريم. فساد اداري و فساد مالي و اخلاقي ناشي از عدم باور يا پذيرش قانون است و اگر روزي روزگاري باورهاي ديني و مذهبي بازدارنده از گناه بودند امروز کمتر شاهد چنين بازدارندگی های درونی هستيم.
    نبايد همه ارزش  ها ريشه در آبشخور اقتصاد داشته باشد اما زندگي ماشيني و صنعتي همانند طوفاني سهمگين همه را به سمت و سويي پرتاب کرده است که رقابت  ها به برجسته شدن جنبه  هاي مادي زندگی در چشم همگان انجامیده است. مسلم است که مردم پاي دوم اقتصادند و دولت پاي اول.
    اگر پاي اول لنگ مي  زند، پاي دوم هم چندان به سلامت قدم برنمي  دارد. اگر مي  خواهيم اقتصاد سالمي داشته باشيم، بايد بعضي عادت  ها را کنار بگذاريم. به انتخاب افراد شايسته و ذيصلاح و آگاه و مسئوليت  پذير با علم و مطالعه توجه کنيم و تحت تأثير تبليغات قرار نگيريم.
    چرا مجلس نسبت به آنچه بر سر اقتصاد آمده پاسخگو نيست؟ حق نظارت کجا رفته؟ اگر پاي دوم اقتصاد مردم هستند چرا پاي اول آن که دولت است لنگ مي  زند؟ اگر در سياست خارجي اشتباهات گذشته را تکرار مي  کنيم بهتر نيست تجديدنظر کنيم تکليف مالايطاق را رها کنيم و به آنچه در توان داريم بسنده نماييم.
    چه بخواهيم و چه نخواهيم اقتصاد مهم است و راه گريزي از آن نيست. به قول سعدي: «شب چو عقد نماز مي  بندم/ چه خورد بامداد فرزندم» و يا اين سخن نغز که مي  گويد: «يکي تحرمه ی عِشا بسته و ديگري منتظر عَشا نشسته، اين بدان کي ماند!»
    والسلام
     
    شماره روزنامه:8266
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در سه شنبه, 30 بهمن 1403

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3