وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    شکيبايي تاريخ  

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 07 اسفند 1403 108 0
    سرمقاله 7 اسفند 1403 اسماعیل عسلی                  شکيبايي تاريخ
    هر چيزي براي خودش عمري دارد که مشخص کننده ي دوام و ماندگاري آن است. از دارو و مواد غذايي گرفته تا خودرو، ساختمان، زيرانداز، لباس، لوازم کار و غيره. حتي مي توان براي کساني که خود را بازيچه ي دست اين و آن قرار مي دهند نيز تاريخ مصرف تعيين کرد. با وجود آگاهي عمومي از حتمي بودن مرگ، بخشي از تلاش انسان ها در اين راه صرف مي شود که به طول عمر خود بيفزايند. آدم ها دو جور عمر مي کنند. عمر طبيعي آنها از تولد شروع مي شود و به مرگ مي انجامد اما باورمندي به ادامه ي زندگي پس از مرگ در همين دنيا و دنيايي ديگر موجب مي شود که خيلي ها براي ماندگاري در ذهن و زبان مردم و همچنين نيکنامي در دنيا و آخرت تلاش کنند. به همين دليل براي عمر پس از مرگ انسان ها نمي توان حد و مرزي تعيين کرد.
    گاهي اين گونه به نظر مي رسد که تلاش برخي افراد براي افزودن به عمر پس از مرگ خود از تلاشي که براي افزودن بر عمر طبيعي مي کنند بيشتر است. اين که ما دوست داشته باشيم مردم آن گونه ما را توصيف کنند و بشناسند که ما مي خواهيم در واقع تلاشي است که براي افزودن بر عمر پس از مرگ خود داريم.
    ورزشکار يا سياستمدار يا هنرمند و نويسنده و دانشمند و حتي يک فرد عادي فرقي نمي کند زيرا اغلب افراد در هر موقعيتي دلشان مي خواهد مردم هم در زمان حياتشان و هم آيندگان پس از مرگشان به نيکي از آنها ياد کنند. اما با وجود تمامي اين تلاش ها، گذشت زمان و تاريخ به صورت بيرحمانه اي نام بسياري را حذف مي کند. بدون ترديد در زماني که حافظ و سعدي مي زيسته اند، شاعران يا مدعيان شاعري کم نبوده اند اما تاريخ با غربال به سراغ همه ي آنها رفته و بسياري از آنها را حذف کرده است. شخصيت ها مانند ستاره هستند. ميزان درخشش يک ستاره ممکن است به اندازه اي زياد باشد که فاصله گرفتن از او موجب ناپديد شدنش نشود.
    ارزش طلا در اين است که گذشت زمان و درآميختن آن با طبيعت و حتي محبوس کردن آن در زير زمين عيار آن را تغيير نمي دهد و به همين دليل فلزي گرانبهاست که همه به دنبال آن هستند. اما برخي فلزات اکسيده مي شوند و چيزي از آنها باقي نمي ماند. گاهي اتفاق مي افتد که مدال يک ورزشکار دوپينگي را پس از آزمايش خونش از او مي گيرند و به گردن کسي که از او شکست خورده و به مقام دوم رسيده مي آويزند.
    بزرگي يک هنرمند، دانشمند، سياستمدار، ورزشکار، صنعتگر و... زماني به اثبات مي رسد که تاثير کارهاي او بر روي ديگران آشکار مي شود که اين امر مستلزم صاحب سبک بودن اوست يعني کاري کرده باشد که پيش از او و حتي پس از او کسي قادر به انجام آن نباشد به همين دليل کشف و شناسايي برخي از بزرگان و افراد برجسته در زمان حياتشان امکان پذير نيست.
    البته انسان هايي هم يافت مي شوند که با هدف ماندگاري در ذهن و زبان مردم و رفتن به بهشت کاري انجام نمي دهند بلکه عشق و سبک زندگي آنها و بزرگي کارهايشان آنها را ماندگار مي کند. در دنياي سياست هم همين گونه است.
    بر اساس شواهد تاريخي شهرت برخي از شخصيت ها در زمان حياتشان رشک برانگيز بوده اما پس از مرگ و آشکار شدن انگيزه هاي منفي که پشت رفتارشان بوده از آنها يک هيولا ساخته است. در گذشته هاي دور و در نبود ارتباطات چه بسا اتفاق مي افتاد که يک نفر کشف دانشمندي ديگر را به خود نسبت مي داد. گاهي شهرت نابجاي برخي افراد و انزواطلبي برخي ديگر موجب مي شود که او بتواند حاصل تلاش افراد گمنام را به نام خود ثبت کند. گاهي نوآوري و آشنازدايي يک دانشمند و يا هنرمند موجب مي شود که مورد هجمه ي محافظه کاران و حافظان سنت هاي تابو شده قرار گيرد و در زمان حياتش شهرت و محبوبيت نداشته باشد اما بعدها که آب ها از آسياب مي افتد و تاثيرکارهاي او بر نسل هاي بعدي آشکار مي شود عده اي براي معرفي او دست به قلم مي شوند. زماني که دانش آموز دوره راهنمايي بودم کتابي تحت عنوان عظمت بازيافته در مدارس به صورت رايگان توزيع مي شد که در آن مصدق را فردي خائن به کشور توصيف کرده بود اما پس از انقلاب از مصدق به عنوان يکي از برجسته ترين شخصيت هاي معاصر که نقش تعيين کننده اي در نهضت ملي نفت ايران داشت ياد شد و مادلين آلبرايت وزير امور خارجه اسبق آمريکا نيز اذعان کرد که آمريکا در سرنگوني دولت مردمي مصدق نقش داشته است. واقعيت هايي از اين دست اين نکته را يادآور مي شود که وقتي پيروز شده ها در مقطعي خاص تاريخ را مي نويسند بايد منتظر فرونشستن سيلي که به راه مي اندازند شد و شکيبايي به خرج داد تا آب زلال شود و همه چيز آشکار گردد.
    بخشي از جنگ روايت ها مربوط به زمان حيات کساني است که بر سر ماندگاري در ذهن و زبان مردم تلاش مي کنند اما زماني که شرايط تغيير مي کند و محبوبيت برخي افراد و منفور بودن آنها در ذهن مردم تاثير مقطعي خود را از دست مي دهد، زبان ها به اعتراف گشوده خواهد شد. توفان ممکن است چيزهاي سبک را بالا ببرد اما با فرونشستن توفان هر چيزي در جاي واقعي خود قرار مي گيرد.
    در واقع مي توان گفت که تاريخ براي مهر زدن در پاي سند بزرگي برخي انسان ها شکيبايي به خرج مي دهد تا غربال به دست ها بيايند و بروند و چندين نسل بگذرد و توفان ها فرونشيند و هر کسي در جاي خود قرار گيرد. بايد به شکيبايي تاريخ و تاثير آن بر تعيين جايگاه افراد باور داشته باشيم. نکته ي قابل تاملي که مي تواند نتيجه ي چنين موضوعي باشد اين که تحولات اجتماعي و علمي و فرهنگي در واقع حاصل تلاش هاي جدي و طبيعي و خودجوش افراد يک جامعه است نه تلاش هايي که در راستاي خودنمايي و ارائه ي تصويري غيرواقعي صورت مي گيرد.
     
    شماره روزنامه:8272
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در سه شنبه, 07 اسفند 1403

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3