سرمقاله 14 بهمن 1404 اسماعیل عسلی گامی بلند در مسیری دشوار
« منافع ملي « موضوعي است که همه ي جريان هاي سياسي اعم از چپ و راست و ميانه رو و مستقل و اکثريت و اقليت و مسلمان و غير مسلمان و شيعه و سني و اقوام و طوايف از آن سخن مي گويند و بر سر لزوم پاي بندي به آن توافق دارند اما مشکل از آنجا آغاز مي شود که بخواهند بر اساس نگاهي عملگرايانه و مصداقي به ترسيم يک خط مشي جامع و مانع در راستاي حراست از منافع ملي وارد ميدان عمل شوند . وقتي ما از منافع ملي سخن مي گوييم در گام نخست بايد بر سر ارائه ي تعريفي از ملت و حقوق و منافعي که آنها دارند به توافق برسيم . انتظار معقول آن است که وقتي سخن از ملت به ميان مي آيد ، از طرح برخي از مسائل چالش برانگيز نظير خودي و غيرخودي ، مسلمان و غيرمسلمان ، اقليت و اکثريت که به چند قطبی شدن جامعه می انجامد وعده اي را از دايره ي ايراني بودن خارج مي کند ، بپرهيزيم . ما در جغرافيايي به سر مي بريم که طي هزاران سال اقوام گوناگوني را با زبان ها و فرهنگ ها و باورهاي متفاوت در خود جاي داده عادلانه آن است که سهم هر ايراني از آنچه بر روي اين خاک و زير آن وجود دارد با ديگران يکسان باشد به تعبير ديگر ما ملت ايران هستيم بدون اين که بخواهيم کلمه اي ديگر را جايگزين يکي از اين چهار کلمه کنيم و هر شخص و يا گروهي که بخواهد بر اساس انتخابات آزاد و قانوني ، مسئوليت اداره اين کشور را بر عهده بگيرد بايد حقوق آحاد مردم را به رسميت بشناسد و در عمل به آن پای بند باشد !
فصل سوم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران مربوط به حقوق ملت است . در اين فصل، انواع حقوق مردم و آزاديهاى اجتماعى و حدود آن بيان شده است . مهمترين حقوق و آزاديهايى که در اين فصل آمده، عبارتند از :
1 - حق برابرى همه مردم در برابر قانون .
2 - حق برخوردارى همه مردم از حقوق مساوى، بدون در نظر گرفتن رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها .
3 - حمايتيکسان قانون از زن و مرد و برخوردارى هر دو آنها از همه حقوق انسانى، سياسى، اقتصادى و فرهنگى با رعايت موازين اسلامى .
4 - حق برخوردارى مردم از امنيت و مصونيت از جهتحيثيت، جان، مال، حقوق، مسکن و شغل .
5 - حق مصونيت از تجسس .
6 - حق برخوردارى از امنيت و مصونيت قضايى; برائت، منع شکنجه، منع هتک حيثيت و تعرض .
7 - حق آزادى بيان، قلم و مطبوعات در حدود مقرر در اسلام .
8 - حق برخوردارى از آزاديهاى گروهى; مانند تشکيل احزاب، جمعيتها، انجمنهاى سياسى و صنفى و انجمنهاى اسلامى و راهپيماييها .
9 - حق آزاديهاى فکرى و عقيدتى و منع تفتيش عقايد .
10 - حق آزادى کار و شغل .
11 - حق برخوردارى از تامين اجتماعى .
12 - حق برخوردارى رايگان از وسايل آموزش و پرورش .
13 - حق برخوردارى از مسکن متناسب با نياز .
14 - حق انتخاب محل اقامت .
15 - حق دادخواهى و رجوع به دادگاههاى صالح و حق در دسترس داشتن اين گونه دادگاهها .
16 - حق انتخاب وکيل و حق فراهم شدن امکانات تعيين وکيل در صورت عدم توانايى فرد براى انتخاب وکيل .
17 - حق داشتن تابعيت ايرانى براى هر فرد ايرانى و حق برخوردارى اتباع خارجه از تابعيت ايرانى در حدود قوانين.
با کنار هم گذاشتن وجوه اشتراک اظهارات مسئولین کشور ظرف چند دهه ی اخیر به نظر می رسد که حقوق مردم از برخی جهات رعایت نشده و به تعبیر دیگر شاهد معطل ماندن برخی از حقوق مردم که در قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته هستیم با این تفاوت که سخن گفتن از بی توجهی به حقوق مردم عمدتا در بازه های زمانی برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و در کوران بحران های سیاسی و اجتماعی از قول طرفداران این جناح و آن جناح نقل می شود و در مواقع دیگر با سکوت و عالی توصیف کردن همه چیز هستیم ! زمانی که از سوء مدیریت و عدم شایسته سالاری سخن به میان می آید ، بی اعتنایی به حقوق مردم برجستگی بیشتری پیدا می کند زیرا میان دفاع از منافع ملی و احترام به حقوق مردم پیوندی ناگسستنی وجود دارد به طوری که امکان ندارد مدیران ، مجری بند بند قانون اساسی باشند اما قادر به مدیریت صحیح کشور نباشند مگر این که بگوییم قانون اساسی ایراد دارد . از این رو زمانی که از پای بندی به اصول سخن می گوییم قاعدتا باید منظورمان اصول قانون اساسی باشد و زمانی که از اصلاحات سخن می گوییم منظورمان بازنگری در شیوه های ناکارآمد حکمرانی شامل شیوه برنامه ریزی ، واگذاری مسئولیت ها به افراد شایسته و جبران اشتباهات صورت گرفته و بازگشت از راه هایی که که علی رغم هزینه بری فراوان تاکنون نتیجه بخش نبوده است . فهم آنچه گفته شد ، بسیار ساده است مگر این که تعارض منافع و تمامیت خواهی و خودشیفتگی مانع از پذیرش آن باشد .
تاکنون بارها و از زبان مسئولین عالیرتبه این نکته گوشزد شده که در صورت مدیریت صحیح امور و پای بندی به قانون ، مردم از مسئولین حمایت خواهند کرد و در چنین شرایطی هیچ کشوری قادر به دخالت و خط و نشان کشیدن برای ما نخواهد بود. بنابراین باید بپذیریم که ناخشنودی مردم و عدم رضایت آنها به عملکرد مسئولین بازمی گردد .
در فرهنگ دینی ، ارزش خودشکنی و خودتنبیهی و اعتراف به اشتباه و پوزش خواهی از مردم به منزله جهاد اکبر است که اگرچه با خود شیفتگی و غرور که از آفات قدرت است ، میانه ای ندارد اما چنین حرکت شجاعانه ای ، تاریخ را به تحسین و تمجید کسانی وامیدارد که در این مسیر دشوار گام برمی دارند . گامی تاریخی در مسیری دشوار