سرمقاله 13 بهمن 1404 محمد عسلی چرا در ایران انقلاب اسلامی شد؟
انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین رخدادهای سیاسی قرن بیستم به شمار میرود. انقلابی که نه تنها ساختار قدرت در ایران را دگرگون کرد بلکه معادلات منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار داد.
بررسی علل این رویداد نشان میدهد که انقلاب اسلامی نتیجه یک عامل واحد نبود. بلکه محصول همزمان مجموعهای از بحرانهای انباشته در عرصههای مختلف بود.
نخست بحران مشروعیت، نظام پهلوی در دهه پایانی حیات خود با بحران عمیق مشروعیت مواجه بود. تمرکز قدرت در شخص شاه، عدم ساز و کارهای مشارکت سیاسی، سرکوب مخالفان و محدودیت شدید آزادیهای مدنی و سیاسی، فاصله میان حکومت و جامعه را به طور بیسابقهای افزایش داد. فعالیتهای ساواک و فضای امنیتی حاکم، امکان اصلاح تدریجی را از بین برد و نارضایتیها را به سمت اعتراضات بنیادین سوق داد.
دوم توسعه اقتصادی نامتوازن، درآمدهای کلان نفتی در دهه 1350 اگرچه رشد اقتصادی سریعی ایجاد کرد اما به دلیل توزیع ناعادلانه به تشدید شکاف طبقاتی انجامید، گسترش فقر شهری، بیکاری، تورم و حاشیهنشینی به ویژه در میان مهاجران روستایی لایههای گستردهای از جامعه را به جمع ناراضیان افزود. این شرایط اجتماعی، زمینهساز حضور گسترده مردم در اعتراضات انقلابی شد. سوم تعارض فرهنگی و مذهبی، سیاستهای فرهنگی حکومت پهلوی که بر غربگرایی و تضعیف نقش دین در عرصه عمومی استوار بود با باورها و هویت دینی جامعه ایرانی در تعارض قرار گرفت. بخش بزرگی از جامعه این سیاستها را تهدیدی برای ارزشهای مذهبی و سنتی خود میدانست. در این فضا، نهاد روحانیت به عنوان یک مرجع مستقل، توانست نقش محوری در سازماندهی و هدایت اعتراضات ایفا کند.
چهارم نقش رهبری، رهبری امام خمینی(ره) از عوامل کلیدی در پیروزی انقلاب اسلامی بود. ایشان با طرح گفتمانی، مبتنی بر استقلال، عدالت و نفی استبداد توانست اقشار مختلف جامعه را حول هدفی مشترک متحد سازد. این انسجام اجتماعی اعتراضات پراکنده را به جنبشی سراسری و هدفمند تبدیل کرد. پنجم وابستگی خارجی، وابستگی سیاسی و اقتصادی حکومت پهلوی به قدرتهای خارجی به ویژه ایالات متحده آمریکا احساس تحقیر و از دست رفتن استقلال ملی را در میان مردم تقویت کرد. حضور پررنگ بیگانگان در تصمیمگیریهای کلان کشور، یکی از محورهای اصلی انتقاد مخالفان بود که شعار استقلالخواهی را به ی گفتمانی انقلابی تبدیل کرد.
در جمعبندی میتوان چنین نتیجه گرفت که انقلاب اسلامی ایران حاصل تلاقی استبداد سیاسی، نابرابری اقتصادی، تعارض فرهنگی، رهبری مؤثر و خواست عمومی برای استقلال و عدالت بود. این مجموعه عوامل، جامعه را به نقطهای رساند که تغییر بنیادین نظام سیاسی، تنها راه برونرفت از بحرانها تلقی میشد. تغییری که در بهمن 1357 به تحقق پیوست و مسیر تاریخ ایران را دگرگون کرد. اشتباه محمدرضا شاه در برگزاری جشنهای 2500 ساله که هزینههای گزافی را در پی داشت و جشن هنر که در برگزاری نمایشنامه بچه خوک و آتش در خیابان سعدی شیراز فرهنگ برهنگی غرب را به رخ کشید و روان مردم متدین مسلمان را آزرد انتقاداتی در پی داشت که شاه را از یک شخصیت سیاسی به یک شخصیت مخالف با شعائر اسلامی تنزل داد.
جشنهای 2500 ساله در شرایطی برگزار گردید که از شیراز به تختجمشید که تقریبا 45 کیلومتر فاصله هست جاده مناسبی برای حمل مدعوین خارجی ساخته نشده بود و برگزارکنندگان مجبور شدند میهمانان را با هلیکوپتر از فرودگاه شیراز به تختجمشید بیاورند.
خبرنگار بیبیسی فیلمی برای تلویزیون انگلستان تهیه کرد و آن را به نمایش گذاشت که در فاصله 500 متری تختجمشید زنان روستایی در گودال متعفن و آلودهای به رختشویی مشغول بودند. این مطلب را به عنوان شاهدی از بیتوجهی شاه به وضعیت روستاها مثال آوردم تا در کنارکلیگویی از دلائل انقلاب اسلامی، شمهای هم از واقعیتهای نامطلوب بیان شده باشد. هرچند بررسی علل و عوامل انقلاب اسلامی مثنوی را هفتادمن کاغذ می کندو در این خصوص کتابهای زیادی در ایران و خارج کشور توسط تحلیلگران نوشته و چاپ و توزیع شدهاند. متأسفانه جوانان و نوجوانان کنونی ایرانی حتی کسانی که 50 سال سن دارند هیچ ذهنیتی از نظام شاهنشاهی ندارند.
به نظر میرسد مردم ایران در هر سن و سالی که هستند بهتر است نگاهی به گذشته داشته باشند تا بهتر بتوانند در قضاوتهای خود درستی و راستی وقایع را درک کنند زیرا با گذشت 47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی با قوت و ضعفها و کاستیهایش هر آنچه در نظام پهلویها بر مردم ایران رفته فراموش شده است. یادآوری صادقانه تاریخ گذشته میتواند چراغ راه آینده باشد.
والسلام
منابع:
1-از کاخ شاه تا زندان اوین نوشته احسان نراقی
2-آخرین سفر شاه اثر شوکراس
3-ایران بر ضد شاه اثر احمد فاروتی و ژان- لوروریه ترجمه صمدی
نراقی
4-خاطرات علم وزیر دربار شاه
5-ایران بین دو انقلاب نوشته آبراهامیان