وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    حواله اي به نسل هاي آينده

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 12 بهمن 1399 33 0
    سرمقاله سردبیر اسماعیل عسلی 13 بهمن 1399        حواله اي به نسل هاي آينده

    برخي بر اين باورند که گذشت بيش از چهار دهه از انقلابي که منجر به فروپاشي يک سيستم حکومتي فاسد و تاسيس نظامي متفاوت گرديده ، زمان کافي براي داوري پيرامون دستاوردهاي آن به حساب نمي آيد چرا که انقلاب تنها با اهداف صرفا سياسي يا اقتصادي رخ نداده و لزوم دگرگوني هاي اجتماعي و فرهنگي نيز پيوست آن بوده که زمانبر است ؛ ضمن اين که براي ارزيابي آثار منطقه اي و جهاني انقلاب نيز بايد حساب جداگانه اي باز کرد . شناسنامه ي انقلابي که در ايران رخ داد را نبايد صرفا در چند فراز تاريخي خاص با فواصل زماني چندين ساله محدود کرد زيرا عقبه ي تاريخي چنين رويدادي قابل رديابي تا چندين قرن است . يعني دقيقا از زماني که ايرانيان احساس کردند از گذشته هاي باشکوه خود فاصله گرفته اند و اغلب خواص جامعه به جاي پرداختن به دغدغه هاي مشترک و تلاش در راستاي منافع ملي به دنبال حفظ سيستم ملوک الطوايفي هستند که لازمه ي چنين رويکردي، پاره پاره کردن مردم و سمت وسوي نژادي و زباني و قبيله اي و فرقه اي دادن به ملتي بزرگ بوده آن هم درکشوري که با برخورداري از ظرفيت هاي بالاي فرهنگي اقوام و باورمندان به يکتا پرستي  و خرده فرهنگ ها و آداب و رسوم گوناگون را در خود جاي مي داده است . اين درک تاريخي زماني حاصل شد که امکان مقايسه شرايط ايران با ساير کشورها در سايه ي اعزام جويندگان دانش به اروپا ، ارتباطات کنسولي و همچنين رواج روزنامه ها و تاسيس نشريات و ورود انواع کالاهاي مصرفي که روي سبک زندگي تاثير بسزايي داشت فراهم گرديد .
    شايد هنوز هم کساني باشند که معتقدند انقلاب با توجه به هزينه هاي مادي و جانبي آن مي توانست در قالب اصلاحات سياسي و فرهنگي و اقتصادي و به صورت تدريجي محقق گردد . اين عده بيشتر با مطالعه ي سرنوشت برخي از انقلاب ها که در روسيه و اروپا و آمريکاي لاتين و بعضا در کشورهاي آفريقايي رخ داده بود به چنين تحليلي رسيده بودند ولي در ايران از چنين رويکردي استقبال نشد زيرا انقلابيون واهمه داشتند که اين گونه اصلاحات رفورميک به شکل گول زننده اي صرفا براي کاستن از خشم عمومي دنبال شود و نهايتا به تداوم نظام سلطنتي منجر گردد کما اين که اجراي طرح هاي اصلاحي ترومن با همين هدف دنبال شد ! لذا خطر پذيرش چنين ايده اي بالا بود . به هر حال انقلاب خصوصا در روزها و ماه ها و سال هاي اول شکل گيري و پيروزي تا رسيدن به مرحله ي تثبيت و حاکميت قوانين جديد آشفتگي هايي را به دنبال دارد و طبيعتا در ميان امواج متلاطم عواطف مردمي که از نظام پيشين سيلي خورده بودند و انتظار داشتند که همه ي مشکلات و نابساماني هاي انباشته شده ظرف چندين قرن يکباره برطرف گردد ، کار کردن و پيشبرد امور بدون کمترين لغزش و خطا در محاسبه مطالبات و توان اقتصادي کشور براي پاسخگويي به آنها و همچنين مهندسي اعلام مواضع منطقه اي و جهاني و ارزيابي پيامدهاي اجتناب ناپذير آن به موازات برقراري امنيت ، کاري بسيار دشوار و غيرممکن بود . خصوصا اين که چهره هاي انقلابي يا سابقه ي کار سياسي و اداري و سازمان يافته نداشتند و يا اين که بيشتر هم و غم شان معطوف به رسانيدن نظام جديد به مرحله ي ثبات و حفظ دستاوردهاي اوليه آن بود و يا در حال دفاع از موجوديت خود در برابر رقباي داخلي بودند !
    انقلاب از يک سو نيازمند شعارهايي بود که روند پيروزي را سرعت بخشد و از سويي ديگر همين شعارها انتظار از انقلاب را در کوتاه مدت بالا برد . طرح شعارهاي منطقه اي و فرامنطقه اي توسط انقلابيون سرنوشت بسياري از حکومت هاي فسيل شده عربي و کشورهاي استعمارگر غربي را با افق پيش روي انقلاب اسلامي گره زد لذا ترس از همراهي ملت هاي اسلامي با انقلاب ايران ، خصوصا در کشورهاي عربي ، منجر به شکل گيري ائتلافي منطقه اي و جهاني بر عليه کشور ما شد و آتش جنگ تحميلي را روشن کرد .
    درهم تنيدگي انقلاب فرهنگي با حواشي جنگ تحميلي و تلاش براي جبران عقب افتادگي هاي کشور با پسمانده ي هزينه ي جنگ ، اگر چه زنگ بيداري را براي رويکرد به تغييرات زيربنايي به صدا درآورد اما رعايت اولويت ها که دفاع از سرحدات کشور در راس آن خودنمايي مي کرد از شتاب چنين حرکتي مي کاست به طوري که تقريبا پس از گذشت سه دهه از پيروزي انقلاب توجه به فراهم ساختن زمينه هاي دستيابي به اقتصاد مقاومتي و لحاظ کردن اين مهم در برنامه هاي توسعه مد نظر قرار گرفت آن هم در مسيري پر دست انداز که تحريم هاي زنجيره اي دست و پاي دولت ها را براي تامين بودجه مورد نياز بسته بود . در مجموع مي توان گفت که بزرگترين دستاورد انقلاب باورمندي به لزوم قوي شدن در عرصه ي اقتصادي ، بها دادن به نيروهاي انساني جوان، پرهيز از خويشاوند سالاري در مهره چيني ها که منافي جمهوريت است و خطر بازگشت به شيوه هاي غير مردم سالارانه را گوشزد مي کند، حرکت بر محور منافع ملي و مهندسي رفتارهاي سياسي در راستاي جلب رضايت مردم و تامين رفاه عمومي است که صد البته زمان بر و نيازمند بازنگري هاي زيربنايي در قوانين و تعميم عدالت و تقسيم امکانات کشور با در نظر گرفتن اولويت هاست . به نظر مي رسد که مردم ما براي رسيدن به درک واقع بينانه از انقلاب نيازمند اطلاع از زمان لازم براي تحقق دستاوردهايي هستند که اغلب در دراز مدت حاصل مي شود . برخي از مسئولين بايد ياد بگيرند که بدون اشاره به زمان لازم براي تحقق يک خواسته ي آرماني از آن سخن نگويند . انقلابي که به دنبال جبران چندين قرن عقب ماندگي فرهنگي است بيش از هر چيزي نيازمند تلاش و شکيبايي و حواله دادن ميوه چيني از درخت انقلاب به نسل هاي آينده است .بزرگترين آفت براي چنين انقلابي اشرافيگري ، خيانت در امانت و قرباني کردن منافع ملي در پاي جناح بازي هاي نخ نما شده است که تاکنون ثمري نداشته است .

    شماره روزنامه:7121
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در یکشنبه, 12 بهمن 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.