ماهیگیری هم آداب و عالمی دارد. وقتی بچه باشی جوی کوچکی کنارت باشد که ماهیهای کوچکی در آن لول میزنند، شاید سوزن قفلی چارقد مادربزرگ هم بتواند شوق گرفتن چند ماهی تو را بر آن دارد که او را راضی کنی تا سنجاق قفلیاش را به تو بدهد حتی اگر شده با گریه و زاری و چون آن سوزن به ترفندی خم شود و به نخی آویزان گردد با همان بازمانده نانی که حس ماهیها را تحریک میکند چشمانت بر آن جوی دوخته شود با صبوری اگر حتی بارها آن خمیر کوچک حل شده در آب نصیب ماهیها شود اما بالاخره میتوانی چند ماهی کوچک بگیری و اگر زورت برسد آنها را از آب بیرون آوری و سر قلاّب خم نشود آن وقت یادت باشد که سگ و گربه در حال انتظار و در کمین، ماهیهایت را ندزدند و اما اگر بزرگ شدی و تجربه آموختی و رفتی نزدیک روخانهای شدی که ماهیهای بزرگی دارد و آموختی که چگونه طعمه خوشطعمی بر سر قلابی زنی که دیگر چون قلاب سوزن مادربزرگ سر خم نکند و ماهی از آن فرار ننماید میتوانی ماهیهای درشتی بگیری اما یادت باشد که ماهیهای درشت هم به آسانی دهان به قلابت باز نمیکنند هرچند گاه ممکن است تو را و قلابت را به زیر کشند اگر به دریا رفته باشی و بادها و تُندرو توفان را تجربه کرده باشی و در تند موج حادثه جان سالم بدر برده باشی.
ترامپ هر چند نه با سوزن مادربزرگ در کنار جوی آبی نه چندان پرآب دل به صید ماهی داده است او میراثدار قلابهای بزرگی بوده است که دیگران را به ماهیگیری ترغیب نموده و از زحمت و تلاش آنان سودهای فراوان برده است اما امروز از پس آن همه مال و منال بر کرسی بزرگی نشسته است که میل به گرفتن ماهیهای درشتی دارد. اما نه قلابش و نه آن طعمهای که بتواند حسی و شوقی در ماهیهای آزاد ایجاد کند کاری از پیش نمیبرند زیرا با صبوری و رنج نشستن و چشم بر آب دریا دوختن نیست و صرفا فرمانی از سر خشم است و پرتاب قلابی که در سر آن طعمه جذاب و خوشطعمی نیست هرچند در باتلاقها میتوان ماهیهای درشتی گرفت که آزادی را تجربه نکردهاند.
فیالحال قلاب ترامپ به سوی زلال آبهای خلیج فارس در سواحل ایران دراز شده است که بر سر آن حرفهای تهدیدآمیزی است که اگر با بوی دلار بتوان صیدی کرد و آن ماهی درشت آزادی را به چنگ آورد که بارها از سر قلابهای درشت با طعمهای مختلف رها شده و خوب میفهمد که چگونه ماهیگیران غربی را فریب دهد و به دام آنها نیفتد. امروز و هم دیروز پهنه خاک کهن ایران زمین چشمنواز و تحریک کننده دشمنانی بوده و هست که دیده حریص بر تصاحب آن دوختهاند غافل از آنکه ماهیها راه را از چاه میدانند و به دام نمیافتند هرچند مرزهای غذایی بر دریای اقتصادی بسته باشد و حس گرسنگی انگیزه نزدیک شدن به قلابهای بیطعمه را تحریک کند.
ترامپ هر چند قلابهای قوی دارد و طعمههای درشت نه چندان خوشطعم اما شناختی از دریا و ماهیهای آزاد ندارد و نمیداند چگونه میتوان از آبهای نیلگون خلیج فارس در سواحل ایران صیدی کرد هرچند در آن طرف مقابل توانسته است ماهیهای دستآموزی را آسان و چاق حتی بیقلاب و به فرمانی تهدیدآمیز از آن خود کند.
به گفته حافظ: «برو این دام بر مرغ دیگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه...»
ما آزمودهایم در این جهان پرآشوب سیاستهای شلکن سفت کن و چماق و هویج غربیها را و رنج گزیدگی خانهای دل بسته به آمریکا را و تسلیم شدن شاهانی را در عصر کنونی برای حفظ موقعیتهای شغلی تا آنجا که کاخنشینها، کوخهای بیشماری را به فراموشی بردند و ظهور انقلابی عظیم را به چشم دیدند و راهی جز فرار ندیدند.
قلابهای پر زور راه به دریای اندیشه ما ندارند. اگر دستی از آن سوی دراز شود که دست دیگری در پشت سر خنجری به نشانه نداشته باشد میتوان آن دست را فشرد شاید ان روز بیاید هرچند حفظ منافع غربیها پیوسته با سیاست آلوده به دروغ و مکر همراه بوده است و شرقیهای دانه درشت هم از آنها آموختهاند اما حداقل هنوز راه درازی در پیش دارند تا به آن کمال برسند. حتی اگر چین باشد یا روسیه و یا دیگرانی که راه آنها را میپویند آیا میتوان در این جهان پرآشوب بیمکر و فریب راه به دریایی گشود که بتوان صیدهای فراوان کرد؟ آیا اراده آزاد آدمی و اندیشه خلاق و تفکر او که از خداوند به ارث برده است در مسیر ظلم و ستمگری به خود و دیگران همزمان و همراه با نهیب آزادیخواهی و عدالتطلبی راه به کمال میبرد و در تضاد جهان پر تضاد حق بیچارگان و ستمدیدگان حفظ میشود یا آنکه ضعفا باید قوی شوند تا داد خود را از بیدادگر بستانند هرچند بعد از آن خود به بیدادگری روی میآورند و این انسان است که به تعبیر قرآن در طول زمان به خسارت و جنایت دلمشغول میشود مگر آنکه باورمند شود و به حق و صبوری روی نهد.
چه بسیار ترامپها آمدند و رفتند و باز میآیند و کاخهایی برپا میکنند و در کنار آنها کوخهایی بنا میشوند تا در اسارت رفتگانی چند پایههای اریکه سلطنت را به گردش درآورند و اگر چنین نشود هیچ قدرتی جان نمیگیرد و زوری بهم نمیزند. زیرا زور قدرتمندان از جمع زور ضعفاست.
والسلام