وقتی زمان آبستن حوادث است ، قدرت موتور محرکهای است که اگر آزاد شود تغییر ایجاد میکند و تغییر است که ابتدای حیات انسان را بر روی این کره خاکی به انتها میبرد. امروز جهان و جهانیان شاهد تغییراتی هستند که سرعت آن لحظه به لحظه زیاد و زیادتر میشود و فنآوریها و رویدادهای شگرفی را ایجاد و استمرار میبخشد.
قدرت ، خواه مادی باشد ، خواه معنوی تأثیرگذار است . از دل قدرت نتایجی حاصل میشود که پیوسته با هم در تضادند. خشونت و مهر، جنگ و صلح، حیات و زندگی، سیری و گرسنگی و بسیار از این دست را قدرت سبب است.
اگر قدرت در اختیار انسانهای صالح باشد، موجب رشد و بالندگی و صلح و همزیستی مسالمتآمیز میگردد و اگر در دست انسانهای بدسیرت قرار گیرد ، جنگ و خونریزی و کشتار در پی دارد.
ترامپ رئیس جمهور فعلی آمریکا ، میراثدار رؤسای جمهور گذشتهای است که کشور آمریکا را با زور و قلدری و کشتار پایه گذاری کردند. وقتی مهاجران بیرحم، بومیان سرخپوست را از میان برداشتند و به کشتار مرد و زن و فرزند آنها پرداختند و از روی اجساد آنان ارابه بیرحم تاریخ آمریکا را عبور دادند، این بنیانی که بر زور و قلدری بنا شده برای ماندن هم باید با زور و قلدری حفظ و یا گستردهتر شود. اگر در تهاجم آغازین، حق از دهانه تفنگ بیرون میآمد اینک علاوه بر آن، زبان فریب و دستمال ابریشمین هم به عنوان قدرت رسانه ای می تواند نمود و ظهوری داشته باشد. با جنگ رسانهای، جنگ شناختی، جنگ سایبری و یا جنگهای دیگری در آینده که خواسته جنگجویان را به ثمر می نشاند، آنگاه فهم کنیم که چه بود و چه شد!
اینک قدرت در اختیار مردی است که با روانپریشی، خشونت کلامی ، انتقامجویی و خودبزرگبینی نشانه ای از شخصیت نا متعادل دارد.
دشمنی ترامپ فقط با ایران و ایرانیان به چشم و فهم نمیآید، بلکه او امروز با دنیا در جنگ است. جنگی برای زیادهخواهیها، جنگی که تکیه بر انواع سلاح دارد، از هواپیماهای فلان و بهمان گرفته تا بمبها و جنگافزارهای اتمی و یا طلاها و دلارهای انباشته در بانکهای آمریکا.
برای ترامپ نه سازمان امنیت، نه شورای امنیت، نه دوستی با همسایگان، نه عضویت کشورهای اروپایی در ناتو و نه سازمانهای حقوق بشری و ابزارهای فکری بازدارنده و مهماند. او با عبور از همه قوانین بشری به قول خود فقط به یک مهم میاندیشد و آن قدرت آمریکاست. قدرت برای قدرت. در ترامپ، احساسی از درد و کشتار کودکان و زنان فلسطینی برانگیخته نمیشود. از خرابی و نابودی شهر یا کشوری ابایی ندارد. ترامپ همان هدفی را دنبال میکند که اسلاف او برای تصاحب و تصرف سرزمین سرخپوستان دنبال کردند. از دید ترامپ امروز ملتهای جهان همان بومیان آمریکا هستند هرچند زبان نرمی دارد و مدعی صلحطلبی است، وقتی سخن از مهر و محبت و انساندوستی میکند همزمان ارتش آمریکا به کشتار در سوریه، فلسطین اشغالی، یمن، لبنان و دیگر نقاط جهان مشغولند.
با این موجود مدعی صلح چگونه میتوان کنار آمد وقتی با طرح تسلیم بلاشرط، راه هرگونه توافق شرافتمندانه ای را می بندد . رد خون هابیل از اراده آزاد آدمی بر صفحات تاریخ مانده است. ترامپ این رد خون را دنبال میکند تا همانند جهانگشایانی چون آتیلا، چنگیز، فراعنه مصر، ناپلئون و هیتلر در زبالهدانی تاریخ گم شود. زیرا عاقبت چنین قدرتطلبانی جز این نخواهد بود.
در ایران، ایوان مدائن آینه عبرت است و کاخهای پادشاهانی که آثاری از آنها باقی است. رد خونهای بیگناهان را باید از اولین صفحه تاریخ ورود آدم به روی زمین دنبال کرد. وقتی قابیل هابیل برادر خود را کشت، فلسفه بکش تا زنده بمانی، قانون جنگل را یادآوری میکند. قانونی که گرچه در طول تاریخ با پیشرفت علوم بشری و اخلاقمداری پیامبران تعدیل شده است اما امروز شاهد عقبگرد آنیم وقتی جنگهای خونین بیدلیلی را شاهدیم که جوی خون از دل آن جاری است و این خون به شراب شکرآوری تبدیل شده که هوش از سر زمامدارانی چون ترامپ ربوده است. اگر سرنوشت تاریخ بشر چنین نبود همه شاهان و قدرتمندان به جای میماندند و نوبت به قلدر دیگری نمیرسید.
به قول سعدی:
"اینکه در شهنامهها آوردهاند
رستم و روئینهتن اسفندیار
تا بدانند این خداوندان ملک
کز بسی خلق است دنیا یادگار "
والسلام