رسانه ها با انتخاب شیوه ای که برای روایت واقعیت ها انتخاب می کنند ، عملکرد خود را از اکنون تا همیشه در معرض داوری مردم و تاریخ قرار می دهند . این مسئله خصوصا برای رسانه های رسمی که قاعدتا نباید نگاهی خدشه پذیر داشته باشند ، حائز اهمیت شایانی است .
بر اساس مستندات مطبوعاتی و تلوزیونی ، مسعود پزشکیان در شرایطی به ریاست جمهوری انتخاب شد که اقتصادی آسیب دیده ناشی از مشکلاتی در هم تنیده را تحویل گرفت و ترجیع بند سخنانش برای جلب نظر مردم ، اجرای عدالت بود . طبیعتا با توجه به پیوند اجتناب ناپذیر وضعیت اقتصادی با سیاست خارجی و اثر تحریم ها ، انتظار می رفت که شاهد تحولاتی در این حوزه پس از روی کار آمدن آقای پزشکیان باشیم .
گره خوردگی روزهای اول ریاست جمهوری آقای پزشکیان با تحولات منطقه ای که در سوریه و لبنان ظهور و بروز بیشتری داشت ، روی مسیر ی که باید برای رفع تحریم ها طی می شد تاثیر منفی بر جای گذاشت زیرا واکنش ایران به آنچه رخ داد ، هر چند قابل پیش بینی بود اما مسیر مذاکره را بیش از پیش تخریب کرد . به هر حال کسانی که پشت رویدادهای منطقه ای بودند ، قطع بازوهای ایران را در منطقه دنبال می کردند ، این گونه محاسبه کرده بودند که با تضعیف موقعیت ایران در سوریه و لبنان بتوانند پیش شرط های خود را برای پایان دادن به فعالیت های هسته ای و موشکی ایران بر فضای مذاکرات تحمیل کنند .
نباید فراموش کرد که همزمانی این رویدادهای زنجیره ای با اوج گیری مشکلات اقتصادی و کاهش ارزش پول ملی ، امید افکار عمومی به بهبودی شرایط را به طرز بی سابقه ای کاهش داد . ضمن این که اخبار مرتبط با اختلاس ها و سوء استفاده از ارز ترجیحی و اخبار مربوط به سرمایه های سوخت شده ایران در چندین کشور بحران زده نظیر سوریه و لبنان و ونزوئلا در حکم بمباران افکار عمومی قبل از قبل از بزرگنمایی مخاطرات پیش رو بود و همین مسئله زمینه ی تبدیل اعتراضات به برخوردهای خشونت آمیز را فراهم کرد.
جای تاسف است که این بحران در حالی که می توانست با خبررسانی و تحلیل های متقاعد کننده و قرار دادن تریبون در اختیار اصناف معترض به خوبی مدیریت شود به دنبال موج سواری جریان برانداز بیرونی از اعتراضات به حق اصناف و گروه هایی از مردم ، از مسیر یک اعتراض مدنی که بارها تجربه شده بود ، منحرف شد و به طرز ناشیانه ای با انگیزه های براندازانه پیوند خورد و دستاورد آن چیزی بود که نه دولت پزشکیان به دنبال آن بود و نه مردم ، زیرا دولت در همان ابتدا اعتراضات را به رسمیت شناخت و سخنگوی دولت نیز تاکید کرد که به به دنبال حل مشکلات اقتصادی است .
در حال حاضر نیز در فضایی پر التهاب و احساسی ناشی از رخدادهای تلخ ، رسانه های خارجی ، ابتکار عمل را در نبود اینترنت برای سمت دهی به افکار عمومی در دست گرفته اند و هر روز اخباری منتشر می شود که دورنمای آینده را تیره و تار و غبارآلود و آغشته به انتظارات متناقض ترسیم می کند و تداوم قطعی اینترنت نیز به چنین شائبه ها و تصورات رنگارنگ دامن می زند .
به نظر می رسد که اگر چه ما تاکنون برای عبور از بحران های ناشی از سیل و زلزله و حتی حمله خارجی توانسته ایم در بازه ی زمانی محدودی همه چیز را به خوبی مدیریت کنیم اما برای مدیریت این بحران که آمیزه ای از بحران های سیاسی و اجتماعی و اقتصادی است نه تنها هنوز نتوانسته ایم از قابلیت های نهفته در فرهنگ دیرپای خود استفاده کنیم ، بلکه دست رسانه ها را برای ارائه ی تحلیل های متقاعد کننده و جهت دهنده با قطع ارتباط اینترنتی آنها با مردم بسته ایم . همه کم و بیش می دانند که با توجه به گرانی کاغذ و هزینه ی بالای توزیع نشریات ، رسانه های مکتوب با شمارگانی کمتر از گذشته منتشر می شوند و اغلب از طریق اینترنت با مردم در ارتباط هستند .از این رو انتظار می رود که دست اندرکاران امور کشور هر چه زودتر در این خصوص به تصمیمی راهگشا برسند . زیرا در این شرایط بی خبری ، خوش خبری تلقی نمی شود و به قول آقای پزشکیان با گل و بلبل توصیف کردن همه چیز مشکلی حل نخواهد شد . زمانی که یک خودرو دچار نقص فنی مثلا ترمز بریدگی می شود دیگر نمی تواند با همان سرعتی که برای آن تعریف شده حرکت کند. مسلما در چنین شرایطی خودرو باید خود را به حاشیه امن جاده نزدیک کرده و با سرعت مطمئنه حر کت کند و کلاچ و دنده ابتکار عمل را در نبود ترمز به دست گیرند و این وضعیت تا زمان برطرف شدن عیب فنی باید تداوم داشته باشد . قابل انکار نیست که مشکلات اقتصادی همه ی حوزه ها را با خود درگیر می کند و روی عملکرد سیاسیون ، فرهنگوران ، چهره های اجتماعی و مناسبات داخلی و خارجی تاثیر می گذارد . تضعیف نقش مردمی رسانه ها در بحران های اجتماعی و سیاسی و اقتصادی به منزله نادیده گرفتن مشکلاتی است که وضعیت کنونی نتیجه ی آن است .