وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    اتکای زبان فارسی به هنرمندان و دانشوران

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 29 ارديبهشت 1405 17 0
    سرمقاله 27 اردیبهشت 1405 اسماعیل عسلی                 اتکای زبان فارسی به هنرمندان و دانشوران

    زبان از یک نگاه نه تنها بخشی از هویت ماست بلکه گاهی احساس می کنیم که تمامی ابعاد زندگی ما را احاطه کرده است . با زبان سخن می گوییم و احساس خود را با دیگران در میان می گذاریم . از طریق زبان با سرنوشت گذشتگان و آثار بزرگان خود ارتباط برقرار می کنیم . با سخن گفتن به زبان فارسی ، ملیت خود را به رخ جهانیان می کشیم . آشنایی با زبان بیگانه نیز با یاری گرفتن از زبان مادری امکان پذیر می شود . بخشی از درآمیختگی زبان ما با زبان های بیگانه ، یادآور هجوم آنها به سرزمین ماست و ماندگاری زبانمان در طول تاریخ ، روایتگر پایداری ما در برابر فشارهای بیرونی است . دانش و تجربه ی گذشتگان از راه همین زبان به ما رسیده و وجود آثار برجسته ای در جستارهای گوناگون به زبان فارسی ، نشان دهنده ی گستردگی و ژرفایی اندیشه ی ایرانی است .

    امروزه روز ، کمتر زبانی پیدا می شود که تحت تاثیر زبان های دیگر قرار نگرفته باشد ، هر چند گذشت زمان و دگرگونی در نحوه ی تلفظ ، مانع از فهم تاثیر زبان فارسی بر زبان های دیگر است .

    از جمله راه های حفظ زبان در گذشته پدید آوردن آثاری بزرگ و تاثیرگذار بوده است . این تنها فارسی زبانان نیستند که خود را مخاطب داستان های حماسی سروده شده توسط فردوسی می دانند بلکه برخورداری شاهنامه از نکات در خور توجه برای تمامی انسان ها و وجود جنبه های دراماتیک در آنها موجب گردیده که شاهنامه به چندین زبان دنیا ترجمه شود و خوانندگان فراوانی داشته باشد .

    شمار فراوانی از فرمانروایان ایرانی پس از فروپاشی امپراتوری ساسانی ، عرب نژاد و یا ترک زبان بوده اند اما با وجود رغبت فراوان آنها به رواج زبانی غیر از زبان فارسی در ایران ، می بینیم که بهترین و شاخص ترین آثار به زبان فارسی نظیر شاهنامه فردوسی و تاریخ بیهقی در زمانی به رشته ی تحریر درآمده اند که زبان دیوانی و اداری ، عربی و یا ترکی بوده است . نکته ی در خور اعتنا این که حتی اسامی بسیاری از شهرها و روستاهای مناطق ترک نشین و عرب نشین ایران نیز فارسی است .

    انگیزه ی ایرانیان برای نگهبانی از زبان فارسی ، حراست از فرهنگ و آداب و سنن ایرانی بوده است .

    از جمله ویژگی های فرهنگ ایرانی ، توانایی بالا برای درآمیختن با سایر فرهنگ هاست که البته هر چند تاثیرپذیری را اجتناب ناپذیر می نماید اما مانع از فرو ریختن شالوده های فرهنگی و زبانی می شود .

    ایرانیان هرگز در برابر هجمه های فرهنگی تسلیم محض نبوده اند و نه تنها دلیلی نمی دیدند که باورهای درست خود را در زمان پذیرش بخشی از باورهای وارداتی کنار بگذارند بلکه تلاش می کرده اند آنچه به آنها عرضه شده ایرادی دارد ایراد آنها را برطرف کنند و نگاهی گزینشی به فرهنگ وارداتی داشته باشند .

    بارزترین نمونه های ایستادگی ایرانیان در برابر فرهنگ بیگانه ، رفتاری است که در برابر فرهنگ عربی داشته اند . بر آگاهان پوشیده نیست که اعراب مسلمان بخشی از باورهایی که ریشه در جاهلیت پیش از اسلام داشت و یا این که فرصتی برای اصلاح آنها پس از مسلمان شدنشان پیش نیامده بود را نیز با خود بر ساکنان سرزمین های مغلوب شده ، تحمیل می کردند . آنچنان که همین اتفاق در برخی سرزمین های تسخیر شده توسط مسلمانان رخ داد و زبان و فرهنگ عربی میخ خود را در این سرزمین ها کوبید . اما ایرانیان اجازه ندادند که چنین اتفاقی در ایران بیفتد . رواج ازدواج های متنوع در فرهنگ عربی با وجود برپایی حرمسراها در دارالخلافه ها ، مورد استقبال ایرانیان قرار نگرفت و هنر مجسمه سازی و ایجاد نقش و نگار بر روی فرش هر چند در ایران با محدودیت هایی همراه شد اما به کلی از بین نرفت و ایرانیان مساجد و عبادتگاه ها را به کانون هنرنمایی خود تبدیل کردند .

    این گونه ایستادگی ها در برابر هجمه های فرهنگی اعراب بعدها در قامت وجود زاویه بین شرع و عرف و قانون ، خودنمایی کرد به طوری که آثار آن هنوز هم پا برجاست . تلاش های صورت گرفته توسط فقهای باورمند به فقه پویا پس از انقلاب اسلامی برای کم کردن زوایای موجود بین شرع و عرف و قانون پیرامون موضوعاتی نظیر ارث و دیه و مسائلی از این قبیل در پاسخ به چنین حساسیت ها و پاسخگویی به مطالباتی از این دست باز می گردد . به طور کلی باید گفت ، دگردیسی های رخ داده در زبان فارسی با وجود تمامی رویدادها و شکست ها و پیروزی ها و مهاجرت هایی که به دنبال آمد و شد حکومت ها رخ داده و همچنین ورود واژه های انگلیسی ، فرانسوی و روسی از اواخر عهد قاجار به بعد هم در حدی نیست که ستون های این زبان غیرتمند را بلرزاند و سقف زبان را بر سر فارسی زبانان خراب کند .

    آنچه فردوسی در اواخر قرن چهارم هجری انجام داد ، الگویی در خور پیروی برای شاعران و نویسندگان درهر عصر و زمانی است زیرا هجمه های فرهنگی هرگز متوقف نمی شود به ویژه در عصر ارتباطات که نوجوانان و جوانان فراخور اقتضائات سنی و نیاز تحصیلی همواره با واژه های بیگانه سرو کار دارند که فرهنگستان زبان فارسی نیز قادر نیست با سرعتی متناسب با ورود اصطلاحات و واژه های بیگانه مبادرت به انتخاب جایگزین و معادل نماید .

    آنچه مسلم است ما تا زمانی که به صادر کننده دانش و تکنولوژی تبدیل نشویم نباید انتظار داشته باشیم که از هجمه های زبانی در امان باشیم و یا بتوانیم زبان فارسی را گسترش دهیم . به جرات می توان گفت که اگر بزرگانی چون فردوسی ، مولوی ، نظامی ، سعدی ، حافظ و خیام نبودند ، توجه به زبان فارسی تا این اندازه برجسته نبود . زمانی که فرهیختگان علمی و دانشگاهی از کشور مهاجرت می کنند و آثار خود را به زبان بیگانه انتشار می دهند ، زبان فاسی بیش از هر زمان دیگر تهدید می شود . چه کسی می تواند نقش شکسپیر ، مولیر و هگل و تولستوی را در معطوف کردن نگاه جهانیان به زبان های انگلیسی ، فرانسوی ، آلمانی و روسی انکار نماید . به نظر می رسد که پاسداشت بزرگان و ایجاد انگیزه در آنها برای ماندگاری در ایران ، یکی از راه های حراست از زبان فارسی است .

    شماره روزنامه:8607
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در سه شنبه, 29 ارديبهشت 1405

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.