وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    نسيم صبح که بر سرزمين ما گذرد  

    توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 04 خرداد 1405 190 0
    سرمقاله 4 خرداد 1405 محمد عسلی                   نسيم صبح که بر سرزمين ما گذرد

    وقتي پونه‌هاي وحشي از کناره جوي روان قنات‌ها سر بيرون مي‌آورند، سنجاقک‌ها از دورترها مي‌آيند و گِرد عطر و بوي آنها مي‌چرخند آنچنانکه از پاي درآيند و چون پروانه‌ها سفر آغاز مي‌کنند ناخودآگاه مسيري طولاني را طي مي‌کنند تا به ديار محبوب بشتابند، آنجا که عطر و رايحه گل‌ها به آنان جان تازه‌اي مي‌بخشد.

    در ارتفاع کوه‌هاي سر بر آسمان نيلگون سائيده، زير صخره‌هاي سخت از آفتاب سوخته، ريشه‌هاي ريواس کوهي سر برون مي‌آورد تا آنجا هم بي‌نصيب از زيبائي گل‌ها نماند و اگر باران آنچنان زمين را شسته باشد، گل‌سنگ‌ها از روي صخره‌هاي سخت سر برون مي‌آورند. صحراهاي بي‌آب و علف و شوره‌زارها هم بيکار ننشسته‌اند. آنها هم در بهار، خودي نشان مي‌دهند. خارشترهاي روييده در نمکزارها ، خوراک جان‌سخت‌ترين بار بر روي زمين‌اند.

    من اين راه‌هاي کوهستاني را در سرزميني طي کرده‌ام که ايرانش مي‌خوانيم، خاکي که از آن هزاران خاصيت زايد و از هر وجبش نعمتي حاصل آيد که اگر درختي تناور نرويد، بوته‌هاي کوچکي از داروهاي گياهي برويند که دردها را درمان کنند.

    و هر ايراني که از اين خاک خوب تغذيه شده باشد روحي ناآرام دارد. روحي زاينده و تني خستگي‌ناپذير زيرا هم خاصيت فقر کوير را در سلول‌هاي خود به تجربه دارد و هم رويش بهاران را در شمال کنار درياي مازندران. اين قوم قديم زحمتکش شجاع تسليم‌ناپذير همانند شيرهاي کوهي صخره‌نوردهايي‌اند که شکارشان به آساني ميسر نيست. زيرا در خون هر ايراني هم خاصيت پونه‌هاي خودرو از رايحه احساس‌برانگيز عاطفه است و مهرباني و هم سرسختي براي ماندني افتخارآميز.

    در طول هزارن سال چه بسيار و بارها، امپراطوري‌هاي قدرقدرت، خود را آزمودند تا به مرزهاي اين خاک خوب تهاجم و تجاوزي داشته باشند براي ماندن و تحميل قدرت، گاه با شکست و خفت فقط پيامشان به سرايشان رسيده و گاه پيروز موقت ميدان شدند. اما در نهايت خاصيت آب و خاک اين ديار به مذاقشان خوش آمد و در فرهنگ ما مستحيل شدند.

    اينک از آن روزگاران قرن‌ها گذشته است. ايران عزيز، ستم‌هاي بيگانگان و تجاوز و تعدي آنان را در ذهن تاريخي خود بارها در کلاس‌هاي درس مرور کرده است و در اين عصر کوچ جنگ‌زدگان که به قول شاعر معاصر فريدون مشيري: «کودکان را بر سينه مي‌فشارند گرم و همسرانشان را چون کوليان خانه بدوش مي‌کشانند از دنبال/ و پيش پايشان از انفجارهاي مهيب/ دهان دوزخ وحشت گشوده مي‌شود...»

    ايراني مسلمان ايستاده چون کوه مقابل قدرت امپراطوري زر و زور و تزوير که در کارنامه تجاوز و جنگ‌افروزي اش صدها جنايت به يادگار دارد. ايستاده چون گون جان سختي در کوير و چون استقامت سروکوهي برآمده از دل سنگ کوهستان‌ها سرسبز و در فراغت ، خنياگر غمين خوش آوازي است که چنان آهنگ‌هاي مانايي را با سرايش شعرهاي لطيف حافظ و سعدي مي‌نوازد که گويي همان عطر پونه‌هاي خودرو را مي‌پراکند تا احساس آدمي را به مهر پيوند زند و به عشق آغشته کند و به خود ببالد که آري ما هنوز هم ناشناخته‌ايم که اگر چنين نمي‌بود مدرسه کودکانمان در تهاجم کينه‌توزانه دشمنان بمباران نمي‌شد.

    و من که سالها در ادبيات اين ديار مروري هر چند گذرا داشته‌ام هم غم فردوسي را از تجاوز بيگانگان به ياد دارم و هم احساس قدرت او را در بازوي رستم دستان، هم رنج ويراني ايران را در حمله مغول و هم تهاجم اعراب را در سرشکستگي ساسانيان و مي‌دانم که چرا در عصر ما شاعر نوپردازي چون نيما سرود که: .... نيست يکدم شکند خواب ز چشم کس و ليک/ غم اين خفته چند، خواب در چشم ترم مي‌شکند...»

    و نيز سياوش کسرايي را در سرايش منظومه آرش مي‌شناسم که چون زبان را مجال نقد دوران ستمشاهي پهلوي‌ها نبود، آرش را در منظومه ستود تا خواب‌زدگان را بيدار کند.

    اما امروز، روزي ديگر است. روزگار افتخار ايرانيان مسلماني که بيدارند و هم زور و پهلواني دارند و هم قدرت زورآزمايي را و تشخيص ترفندهاي دشمنان را

    نام ايران، امروز در هر نقطه‌اي از دنيا يادآور افتخار ايستادگي در مقابل قدرتمندترين کشور روي زمين است. ايران امروز نه چونان سران اروپا تحقير دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريکا را پاسخ نداد و نه چونان اميران عرب، گاو شيرده شد بلکه ترامپ و هم آمريکا را تحقير کرد تا سران اروپا جرأت پيدا کنند و پاسخ منفي به تقاضاي حمايت آمريکا دهند. تاريخ هنوز در شوک اين واقعه تاريخي است و ناباوراني هم هنوز به دنبال گوساله سامري‌اند و خوش‌باشي را به تشويق دشمنان در تجاوز به ايران ترجيح داده‌اند.

    ما از اين سرزمين تغذيه شده‌ايم و رنج و گنج آن را آزموده‌ايم. ما ايراني هستيم و مسلمان. هنوز به ايرانمان مي‌نازيم که اين چنين جواناني داريم که در راه آب و خاک و ارزش‌هاي انقلابي‌شان جان فدا مي‌کنند.

    ما حتي براي مردمان اروپا و آمريکا هم که مدعي قدرت سرمايه، نظامي‌گري و امنيت‌اند، رشک‌برانگيز شده‌ايم و مي‌خوانيم که منتقدان سياست و جنگ، قدرت چهارممان مي‌خوانند و مي‌گويند: «اژدهايي سر برآورده که استعمارگران را ترسانده است. آري اين حاصل 47 سال رهبري خردمندانه و تلاش ملتي است که از پس رنج‌ها و جنگ‌ها اين چنين مقاوم شده‌اند.

    ما سلام مي‌کنيم به ايستادگان در ميدان چه در ميدان جنگ و چه در ميدان سياست و يادآور مي‌شويم که به قول ملک‌الشعرا بهار: «نسيم صبح که بر سرزمين ما گذرد/ ز خاک پاک نياکان تو را سلام دهد/ تو شرقي اي و به شرق اندرون کمالاتي است/ ولي چه سود که غربت فريب تام دهد».

    والسلام

    شماره روزنامه:8614
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در دوشنبه, 04 خرداد 1405

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3