وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    برجام ؛ استخوان در گلوي غرب

    توسط محمد عسلی/ مدیرمسئول روزنامه عصرمردم 04 بهمن 1399 30 0
    سرمقاله محمد عسلی 5 بهمن 1399        برجام ؛ استخوان در گلوي غرب

    آمريکاي پسا ترامپ، آمريکاي نظام گسيخته اي است که بيماري کرونا و تلفات غير منتظره آن حصاري از ترس و بدبيني و بيکاري را به دور آن کشيده است. وعده هاي تحقق نيافته ترامپ و مُسکن هايي که آثار اقتصادي آن روز به روز کم و کمرنگ تر مي شود بنيه اقتصادي طبقه متوسط را چنان کاهش داده که صف هاي طويل دريافت کنندگان کمک هاي غذايي بيانگر ناتواني مردمي است که به علت بيکاري، اخراج و استفاده از حداقل حقوق بخور و نمير چاره اي جز انتظار ندارند. انتظار معجزه اي که بتواند شکم غول بزرگي را که دست و پايش در مرداب بيماري گير کرده سير کند.
    ترامپ تمام توان سياسي، اقتصادي و حمايت هاي متحدان خود را در منطقه براي از پاي درآوردن ايران به کار گرفت و همه زور خود را زد، مانده بود مستقيم دست به حمله بزند. اتاق فکر تشکيل داد، فرماندهان نظامي را صدا کرد و ناوگان هاي خود را يکي پس از ديگري به سوي آب هاي خليج فارس روانه کرد. اما مهمترين عاملي که او را از حمله به اصطلاح غافلگير کننده بازداشت، توان موشکي ايران بود و عزمي که ارتش و سپاه ايران براي انتقام دارد. عليرغم پر کردن انبارهاي اسلحه کشورهاي عربي منطقه از پيشرفته ترين سلاح ها و خيمه زدن اسرائيل در امارات و بحرين و قول مساعد عربستان به آمريکائي ها براي حمله به ايران، تمامي نقشه ها و گزينه هاي نظامي که روي ميز بود به زير ميز رفت چون کشورهاي اروپايي، آمريکا و کشورهاي منطقه تمامي منابع و تأسيسات صنعتي و نظامي خود را در تيررس موشک هاي ايران ديدند و اگر يکي مي زدند ده تا مي خوردند.
    حالا کشورهاي اروپايي و دولت جديد آمريکا که خسارت هاي بسياري از عوارض اقتصادي، سياسي و بهداشتي بيماري کرونا ديده اند راهي جز مذاکره و ارائه طرحي براي صلح ندارند. توپ در زمين آنهاست. ايران در موضع قدرت نظامي کمربند خود را براي رفع تحريم ها و خنثي سازي آن ها سفت کرده و ديپلماسي قاطعانه اي را پيش مي برد.
    شبکه هاي رسانه اي فارسي زبان در اجاره جنجال آفرينان دروغين و خودباختگان فراري مدام تلاش مي کنند ايران را و دولت و ملت را ضعيف و ناتوان نشان دهند و آب به آسياب آمريکا بريزند.
    اما 42 سال است به در بسته خورده اند. هر چند خسارت هاي مالي بسياري را براي ناامن کردن کشور به ما تحميل کرده اند اما از آن همه وقت و هزينه و فرياد سودي نبرده اند. ايران بعد از جنگ تحميلي چنان خود را به لحاظ نظامي و رفع تنگناهاي ناشي از تحريم قوي کرده که دشمنان هم به آن ناخواسته اقرار دارند.
    پاکسازي و پالايش ادارات از سوءاستفاده چي هاي
    اقتصادي و دزدان فرصت طلب راه درستي است که انتخاب شده و اگر ادامه يابد مرهمي است بر دردها و زخم هاي ناسور شده اقتصادي. ترور شخصيت ها و مديران کارآمد و مصلح و هم جهادگران عرصه دفاع همانند ترور شخصيت هاي تأثيرگذار اوائل انقلاب، هوشمندي و تلاش مردم را براي مقابله با فريب و کيد دشمنان بيشتر مي کند و ايران، مقتدر، مستقل و انقلابي مي ماند.
    ترامپ رفت! چه رفتني؟ ذليلانه و تحقير شده، چنان ضربه اي نوش جان کرده که به سادگي قادر به بلند شدن نيست. هم پياله او هم «نتانياهو» به زودي مي رود. ميراث آنها، نفرين و بدنامي است که در روبرو و پشت سرشان به جاي مي ماند. اينک آمريکا راهي جز مصالحه و بازگشت به برجام ندارد.
    جهان امروز و به ويژه کشورهاي اسلامي زخم خورده ظلمي بزرگند که ترامپ و اسلاف او به مردم کشورهاي مسلمان تحميل کرده اند. اروپا پاسخگوي فراريان، پناهجويان، ناراضيان و خشونت طلبان انتقامجو نيست، تروريسم و کرونا گلوي آمريکا و اروپا را مي فشارند و کشورهايي مانند عراق، يمن، افغانستان، لبنان، مصر و... آتش زير خاکسترند تندباد حوادث چنان آتش افروزد که لهيب آن دامن ستمگران را مي سوزاند.
    جهان آبستن حوادث دردناکي است، اگر صلح وسيله اي براي فريب و نفوذ نباشد مي تواند آرامش را به جهان بازگرداند، اما صلح مسلح از جنگ نظامي بدتر است چنان بذر نفاق و علف هاي هرز در سرزمين هاي بي دفاع ريخته شده که رويش نهال گل خوش عطر و بوي رفتار مسالمت آميز به سادگي امکانپذير نيست.
    سالها و بل قرنها فرصت بايد تا شوره زارهاي نااميدي که در آن تخم کينه و بدبيني کاشته شده با انقلابي مردمي احيا شوند.
    خون هاي بسياري خواهد ريخت و با گناه و بيگناهاني از ميان خواهند رفت. تقدير زمين در گرده عوض کردن چنين است و قبرستانهاي پراکنده در زمين که در هر جاي پايي زير آن جمجمه اي دفن است بيانگر سرنوشت انسان هاست، آمريکا هم از ميان خواهد رفت چنانکه امپراطوري هاي بزرگ در طول تاريخ از بين رفتند.
    ما از پس هزاران سال جنگ و گريز، آمديم و رفتيم و دوباره روئيديم. ايران امروز بيش از 2500 سال تاريخ نوشته پشت سر دارد، آريو برزن ها، سورناها ، عباس ميرزاها، ستارخان ها و نهايتا سردار شجاع ايران امروز شهيد قاسم سلماني و هزاران سردار شهيد جنگ تحميلي ذخيره هاي هميشگي اين انقلابند و فرزندان آنها آماده اند تا از وجب به وجب اين آب و خاک دفاع کنند. ايران امروز نه باج به ترامپ و بوش و اوباما داد و نه به جو بايدن مي دهد.
    يک ديپلماسي قوي و حساب شده مي تواند راه را صاف کند، تحريم ها را خنثي و رفع نمايد و کشور را به خودکفايي برساند. راه هاي سخت و دشواري طي شده و راه هاي سخت و دشوار ديگري پيش روست. اعتماد به نفسي که ره آورد امام راحل بود و قوتي که روح جمعي مردم به کار گرفتند و سربازاني که سر دادند هنوزاهنوز دستمايه کاري سترگ است. کافي است اختلاف ها را کمرنگ کنيم و دست تفرقه افکنان را قطع نماييم. اميد که چنين شود.
    والسلام

    شماره روزنامه:7114
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در شنبه, 04 بهمن 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.