سرمقاله 27 خرداد 1405 محمد عسلی تصویر آینده ، اگر ایران و آمریکا وارد جنگ نمیشدند در دنیای امروز، ثبات سیاسی و امنیتی یکی از مهمترین پیششرطهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشورها به شمار میرود. اگر فرض کنیم که ایران و آمریکا هرگز وارد یک رویارویی نظامی نمیشدند و اختلافات از مسیر دیپلماسی و مذاکره مدیریت میشد، میتوانستیم تصویری متفاوت از آینده ایران، منطقه و حتی جهان ترسیم کنیم. نخستین پیامد چنین شرایطی، کاهش نااطمینانی در اقتصاد ایران بود. سرمایهگذاری داخلی و خارجی افزایش مییافت، هزینههای ناشی از تنشهای امنیتی کاهش پیدا میکرد و دولت میتوانست منابع بیشتری را به توسعه زیرساختها، آموزش، سلامت و حمایت از تولید اختصاص دهد. ثبات اقتصادی نیز به بهبود ارزش پول ملی، کنترل تورم و افزایش اشتغال کمک میکرد.اما جنگ چندموضوع مهم رابرای ایرانیان وجهان روشن کرد نخست این که ایران توانست قدرت نظامی وبازدارندگی خود را به دنیا بویژه امریکا و اسرائیل نشان دهد. دو دیگر انکه مردم ایران باپشتیبانی ازنیروهای نظامی وجمهوری اسلامی به یک وحدت ملی در شرایط سخت رسیدند که بسیاری ازمعترضین به نظام جمهوری اسلامی به برنامهریزی درست و قدرت نظامی کشور پی بردند که بدون نتایج جنگ امکان پذیر نمی بود . چهارم ارزش و اهمیت تنگه هرمز درحمل ونقل نفت و میعانات گازی و دیگر کالاها به مردم دنیا تفهیم کرد که اگر جنگی رخ نمی داد این اهمیت به باورنمی رسید پنجم قدرت نظامی امریکا برای حامیان و متحدانش تا این همه سست و بی پایه نمود پیدا نمی کرد و میزان آسیب پذیری ان اشکار نمی شد ششم ناکارامدی سلاح های گران امریکایی در برابر سلاح های ارزان ایران فقط بااین جنگ به باور سران کشورهای منطقه می نشست هفتم.دولت امریکا با رد خواستش از سوی کشورهای اروپایی برای بازگشایی تنگه هرمز به عدم اعتماد به اعضای ناتو در مواقع جنگ پی بردکه در شرایط صلح معلوم نمی شد هشتم بیداری کشورهای مسلمان یکی دیگرازنتایج جنگ بود که می توان امریکا و رژیم صهیونیستی را شکست داد و جلونفوذ انها را درمنطقه گرفت و موارد دیگری نیز قابل ذکر است که از حوصله این نوشتار خارج است. و اما بعد در حوزه منطقهای، کاهش تنش میان تهران و واشنگتن میتوانست زمینهساز همکاریهای گستردهتر در خاورمیانه شود. بسیاری از کشورهای منطقه به جای رقابتهای فرسایشی، فرصت بیشتری برای همکاری در زمینه تجارت، انرژی، حملونقل و مقابله با چالشهای مشترک پیدا میکردند. همچنین امنیت مسیرهای دریایی و بازار جهانی انرژی تقویت میشد. از منظر اجتماعی، کاهش فضای تنش و نگرانیهای ناشی از بحرانهای بینالمللی، امید اجتماعی را افزایش میداد. نخبگان علمی، دانشگاهیان و کارآفرینان در فضایی آرامتر فعالیت میکردند و روند مهاجرت نیروهای متخصص نیز میتوانست کاهش یابد. جامعه فرصت بیشتری برای تمرکز بر مسائل مهمی همچون توسعه پایدار، نوآوری و ارتقای کیفیت زندگی پیدا میکرد. هرچند شکست امریکا وعدم دسترسی به اهداف از پیش اعلام شده آن ، مردم ایران را به اینده امیدوارتر کرد. در عرصه فرهنگی نیز ارتباطات بینالمللی گستردهتر میشد. تبادل علمی، گردشگری، همکاریهای دانشگاهی و تعاملات فرهنگی میتوانست به شناخت بهتر ملتها از یکدیگر و کاهش سوءتفاهمهای تاریخی کمک کند. البته باید توجه داشت که حتی در نبود جنگ، همه مشکلات بهطور خودکار حل نمیشد. چالشهایی مانند اصلاح ساختارهای اقتصادی، مبارزه با فساد، افزایش بهرهوری، مدیریت منابع آب و توسعه متوازن همچنان نیازمند برنامهریزی و تصمیمگیری داخلی بودند. صلح و نبود جنگ، فرصت ایجاد میکند؛ اما بهرهبرداری از این فرصتها به سیاستگذاری صحیح وابسته است. در نهایت، تجربه جهانی نشان میدهد که ملتها در سایه ثبات و گفتوگو، فرصت بیشتری برای پیشرفت دارند. آیندهای بدون جنگ میان ایران و آمریکا میتواند آیندهای مبتنی بر توسعه، همکاری منطقهای، رونق اقتصادی و افزایش رفاه عمومی باشد؛ آیندهای که در آن رقابت جای خود را به همکاری وتعامل و تقابل جای خود را به گفتوگو می دهد و مسیر پیشرفت برای همه طرفها هموارتر میشود.
رئیس کل بانک مرکزی با تأکید بر مقابله جدی بانک مرکزی با سفته بازی در بازار ارز اعلام کرد: بانک مرکزی در کنار دولت آماده ی کمک به هرگونه برنامه اقتصادی است که درجهت ساماندهی به بازارها و رونق اقتصاد باشد، ولی مراقبت خواهد کرد که پایه پولی تحت تأثیر قرار نگیرد.