وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    احمدرضا سهرابي، کاريکاتوريست :

    براي اولين کاريکاتورم " سيلي " خوردم ! منتخب سردبیر

    توسط پریسا گلریزخاتمی 16 دی 1399 62 0
    در میان همه هنرها شاید به جرات بتوان گفت که هنر کاریکاتور از جنبه عمومیتری برخوردار است چرا که کاریکاتوریست در کنار مردم و موضوع مورد دغدغه مردم را دست مایه اثر هنری خود میکند و با زبان طنز آنچه برای مردم دغدغه است را مطرح می کند .


     طنز موجود در کاریکاتور گاه از تلخی های سوژه می کاهد اما تاثیرش به شدت بیشتر از دیگر انواع انعکاس است.
    احمدرضا سهرابی متولد 8 فروردین 55 از جمله کاریکاتوریستهای استان فارس است که تاکنون چندین جایزه بین المللی را از آن خود کرده است و از آنجا که در عرصه روزنامه نگاری نیز فعال است موضوعات روز را دست مایه کاریکاتورهای خود می سازد.
    جایزه دو دوره جشنواره مطبوعات ایران ، جایزه اول نخستین جشنواره مطبوعات خلیج فارس ، جایزه دهمین مسابقه بین المللی کارتون و تصویرگری محیط زیست چین ، جایزه برتر جشنواره بین المللی سواد رسانه ای اندونزی ، جایزه وزارت نفت ، جایزه دو دوره وزارت نیرو ، جایزه چهر دوره شهرداری تهران ، گواهی مسابقه بین المللی کارتون Cebu Lampoon فیلیپین ، دیپلم افتخار جشنواره بین المللی کارتونCUSCO پرو ، گواهی جشنواره بین المللی دوسالانه کارتون آفریقا نیجریه ، اومیا ژاپن ، نمایشگاه بین المللی آلکالا اسپانیا ، جایزه نخستین جشنواره بین المللی عکس رژان تهران ، چهارمین مسابقه بین المللی کارتون برلین آلمان ، جشنواره بین المللی کارتون مازاتلان مکزیک، چاپ اثر در کتاب سال جشنواره بین المللی آیدین دوغان ترکیه ، فینالیست جشنواره بین المللی Niels Bugge دانمارک ، فینالیست دومین مسابقه بین المللی کاریکاتور مراکش 2018 و دهها جایزه دیگر و همچنین 24 سال فعالیت مطبوعاتی در روزنامه های " همشهری " ، " اعتماد " ، " جام جم " ، " فرهیختگان " ، " عصرمردم " ، " آیینه جنوب " و ... از افتخارات احمدرضا سهرابی، کاریکاتوریست و روزنامه نگار استان فارسی است.
    وی که زاده بوشهر است  به شرح ماجرای کاریکاتوریست شدن خود پرداخت و اظهار داشت: از سال 75 کار مطبوعاتی و کاریکاتور را با روزنامه آیینه جنوب بوشهر شروع کردم و حداقل سالی 300 کاریکاتور کشیدم که در مجموع این سالهای فعالیت بیش از 7 هزار کاریکاتور میشود البته در برخی از سالها نیز همزمان با چند روزنامه کار کردم که تعداد آثار در طول همه این سالها بیش از اینها است.
    سهرابی درباره نخستین کاریکاتور خود و این که آغاز این مسیر چگونه بود اظهار داشت: «نخستین کاریکاتوری که کشیدم به خاطرش یک کشیده خوردم؛ سال سوم دبیرستان یک کاریکاتور کشیدم معلم داشت درس میداد و به دلیل کاریکاتوری که من کشیدم نظم کلاس بهم ریخت البته نمیتوان گفت کاریکاتور چون نخستین کاری بود که من انجام داده بودم شبه کاریکاتور بود.
    معلم متوجه شد که بی نظمی کلاس به دلیل این شبه کاریکاتوری بود که بین دانش آموزان دست به دست میشد، معلم متوجه شد و من را از کلاس بیرون کرد و همزمان هم یک کشیده محکم به من زد، موضوع آن کاریکاتور هم یک شیطنت روزمره بود.
    همان فاصله که من را از کلاس بیرون کرد تا زمانی که زنگ تفریح خورد، ذهنم درگیر این موضوع شد که یک کاریکاتور میتواند تاثیرگذار باشد درست است که آن کاریکاتور نظم کلاس را به هم ریخت ولی در عین حال این جرقه در ذهن من خورد که کاریکاتور میتواند تاثیرگذار باشد حالا در آن سطح کوچک بود و در مدرسه اتفاق افتاد.
    اما همان جا احساس کردم اگر کاریکاتوریست شوم میتوانم جامعه را تحت تاثیر قرار دهم. به همین دلیل خیلی جدی گرفتم که کاریکاتور را ادامه دهم اما جرقه اش از همان کاریکاتور شروع شد».
    وی در ادامه چنین توضیح داد که بعد از آن چند تا کار برای روزنامه آیینه جنوب بوشهر فرستادم که مدیر مسئول روزنامه هم قبول کرد و از همان سال شروع کردم اما خانوادهام همیشه مخالف بودند. پدرم همیشه تاکید داشت که با این کار درس را ادامه نمیدهم و مادرم هم انتظار داشت که پزشک شوم اما من با کاریکاتوریست شدن رویای پدر و مادرم را به هم ریختم.
    پدرم هم همیشه میگفت روزنامه نگاری شاید برایت آب شود اما هیچ وقت نان نمی شود. البته به پدرم ثابت کردم این گونه هم نیست چون یک سال بعد من نخستین جایزه ملی را در جشن روزنامه نگاران جوان ایران گرفتم و آن جایزه برایم خیلی حیثیتی بود چون به خانوادهام ثابت کردم که میتوانم در زمینه کاریکاتور کار کنم.
    این هنرمند و کاریکاتوریست مطرح استان فارس درباره بدترین کار خود افزود: هیچ وقت سوژه یا موضوعی که دوست نداشتم را کار نکردم. کاریکاتور یک تفاوتی با نقاشی دارد این که بگوییم یک اثر خوب نشده یا بد است در کاریکاتور صدق نمیکند و این موضوع بیشتر در نقاشی است که مصداق پیدا میکند.
    وی تصریح کرد: کاریکاتور دو بخش دارد، یکی سوژه است و دیگری اجرا. هیچ وقت این اتفاق پیش نیامده است اگر از قبل احساس کردم که نمیتوانم کار کنم اصلا کار را شروع نکردم.
    سهرابی درباره بهترین کارش نیز خاطرنشان کرد: کاریکاتور خوب زیاد کشیدم، آخرین کاریکاتور که بگویم یک کاریکاتوری کشیدم شب یلدا همزمان با روز پرستار شده بود که در آن انار تاج خودش را روی سر یک پرستار گذاشته بود که فکر کنم این آخرین کاریکاتوری بود که به دلم خیلی نشست و آخرین کاریکاتوری هم که هنوز شکل نگرفته و واقعا ذهنم درگیر است و مطمئنم که نمیتوانم کار کنم. خیلی دوست دارم کاریکاتوری یا طرحی برای شهید سلیمانی کار کنم ولی مطمئنم که نمیتوانم.
    این کاریکاتوریست در جواب چرایی این مسئله عنوان کرد: چون بعضی وقتها یک چیزهایی آنقدر بزرگ است که نمیتوانی چیزی دربارهش بنویسی یا کاری بکنی. مجبور هستی تسلیم شوی و احساس میکنم در مقابل بزرگی سردار سلیمانی کم می آورم.
    وی که بیش از 40 جایزه ملی و بین المللی دارد، درباره بهترین جایزههای بینالمللی خود نیز گفت: 8 جایزه بینالمللی دارم که از لحاظ عددی جایزه 2 سال پیش از مسابقه کاریکاتور اندونزی که 20 میلیون روپیه که معادل هزار و 100 یورو شد از همه بهتر بود ولی این که به دلم چسبید و طعم دو مزهای داشت و سال 92 در جشنواره ال ام چین برگزیده و در کتاب سال آن جشنواره هم کار شد، کاری مربوط به فلسطین بود.
    سهرابی تصریح کرد: کاری که من فرستادم یک تیر و کمان افتاده روی زمین بود که یک موشک به سمت این تیر و کمان در حال فرود بود. تیر و کمان نماد انتفاضه بود و تقابل دو چیز غیرقابل مقایسه را نشان میداد. اشارهای به داستان فلسطین و اسرائیل بود اما جالب است که در جشنواره کشور چین که به لحاظ اعتقادی نیز یک کشور کمونیستی است، این اثر را انتخاب کردند و در کتاب سال کار شد.
    وی ادامه داد: همان موقع این کاریکاتور را جشن فرهنگ شیراز فرستادم، در مراسم اختتامیه بخش کاریکاتور حذف شده بود. من فردای آن روز نزد معاون وقت ارشاد رفتم و پرسیدم چرا بخش کاریکاتور را حذف کردید. گفت چون هیچ اثری شایسته داوری نبود؟ در حالی که این اثر در چین و در سطح بین المللی برگزیده شده بود، از این حرکت دلم گرفت چون دقیقا مثل آن کاریکاتور شدم؛
    همزاد پنداری با فلسطینیها برایم اتفاق افتاد ( با خنده).
    سهرابی درباره ویژگیهای یک کاریکاتور و کاریکاتوریست افزود: در کاریکاتور باید گستاخ بود، باید دل شیر و پوست کرگدن داشت چون باید خیلی از حرفهای تلخ را شنید ولی با این حال جلو رفت و خسته نشد. 7 هزار کاریکاتور کشیدم اما به خاطر هیچ کدام پشیمان نیستم چون هیچ وقت کاریکاتور تحمیلی کار نکردم و هیچ وقت نشد که با یک رسانه ای کار کنم اما چیزی که باورم نیست سردبیر یا مدیر مسئول به من تحمیل کند.
    وی درباره سوژه هایی که انتخاب میکند و دلیل انتخاب آنها بیان کرد: من کاریکاتوریست مطبوعاتی هستم و بستگی به شرایط روز کار میکنم. این که اتفاق سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی باشد. کاریکاتوریستها آدمهای متفاوت نیستند اما نگاهشان نسبت به بقیه انسانها متفاوت است. کاریکاتوریست همین است باید چیزی که همه مردم می بیینند او از یک لایه دیگر به آن نگاه کند و با همین متفاوت بودن با طعم و چاشنی طنز میتواند کاریکاتور خلق شود.
    سهرابی در پاسخ به این سوال که آیا دوباره به این مسیر بازمیگردد یا خیر گفت: اگر دوباره به سال 75 برگردم دوباره همین مسیر را انتخاب میکنم درست است که به گفته پدرم نان نداشت اما باز هم همین مسیر را انتخاب میکنم و اصلا پشیمان نیستم اما در کار رسانه برخی از چیزها آزاردهنده است. برخی از اوقات این قدر کار روزنامه نگاری سخت میشود که به خودم میگویم که دوست دارم بروم بوشهر و فلافل فروشی کنم.
    وی به بیان خاطره شیرین و تلخ از کار روزنامه نگاری و کاریکاتور پرداخت و گفت: دخترم " نگار" کوچک بود . شب از دفتر روزنامه به خانه رفتم . خانمم گفت که «نگار» شیر ندارد. نگفتم که پول ندارم ، رفتم بیرون و یک ساعت و نیم مسافرکشی کردم تا پول شیر را جور کردم و شیر خریدم و به خانه برگشتم. دلیل تاخیر و دیر کردن هم پنچر شدن ماشین گفتم ولی همان شب آن حرف 24 سال پیش پدرم در سرم رژه رفت و یکی از خاطرات تلخ سالهای روزنامه نگاری من است.
    سهرابی به خاطره شیرین این سالها نیز اشاره کرد و افزود: یک بار رفتم برای دخترم در درمانگاه مطهری نوبت بگیرم، یک دختربچه بود که به بیماری خاصی مبتلا بود انگشتهایش عفونت میکرد و می افتاد. یادداشتی خیلی کوتاه درباره همین موضوع در روزنامه نوشتم. فردایش مسئول دفتر آیتالله حائری به من زنگ زد و گفت: آیتالله یادداشت شما را خوانده و خیلی تحت تاثیر قرار گرفته و خواسته که به دفتر امام جمعه بروم.
    آنجا رفتم که آیتالله حائری نامه ای داد که هم کار درمان و هم کار بیمه این بچه رایگان انجام شود. خیلی حس خوبی داشتم هم به این دلیل که این داستان به نتیجه رسید و هم از این لحاظ که آیتالله حائری خیلی جدی و پیگیر روزنامه میخوانند که این خاطره خوبی بود.
    وی درباره توجه متولیان امر به هنر کاریکاتور ، تنها به یک پرسش بسنده کرد و گفت: می شود سوال دیگری بپرسید که عصبی نشوم!

    شماره روزنامه:7100
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در سه شنبه, 16 دی 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.