از جمله نشانه های یک جامعه ی پویا نگاه به گذشته ، بررسی وضعیت حال و ترسیم دورنمای آینده است که چنین نگاه سه گانه ای با توجه به پارادایم های سیالی است که بر اساس تغییر در مولفه ها شکل می گیرد دنبال می شود. شوربختانه عده ای با نگاهی ایستا و دلخوش به رویکردهای هزینه بر، پویایی جامعه را برنمی تابند و اساسا با هر گونه بازنگری و تجدید نظرمخالفت می کنند و حتی شرایط ایجاد شده تحت تاثیر تغییر نسل ها را نیز مخل دیدگاه های خود می دانند در حالی که تربیت فرزندان باید بر اساس نیاز و شرایط زمانه صورت گیرد . ما ناگزیر از پذیرش انقلابی جهانی در عرصه ی ارتباطات هستیم که همه چیز را تحت تاثیر قرار داده و دگرگون کرده و تمامی موانع ایجاد شده در برابر خود را در هم شکسته و به ضد خود تبدیل کرده است . در گذشته صاحبان تریبون برای خود مصونیتی خدشه ناپذیر قائل بودند زیرا یک نفر سخن می گفت و بقیه گوش می دادند و فرصتی برای واکنش و اظهار نظر نداشتند اما اکنون سخنوران باید مراقب اظهارات خود باشند چرا که سخنان چنین افرادی در کسری از ثانیه بازتاب پیدا می کند و موافقین و مخالفین را به واکنش وامی دارد و چه بسا پاسخ هایی به آنها داده شود که ناگزیر به تکذیب و اصلاح سخنان خود شوند . ما دردنیای ارتباطات به سر می بریم. در چنین دنیایی کلکسیونی از صدا و تصویر و فیلم و نظریه در معرض دید و مطالعه ی شمار زیادی از افراد قرار می گیرد که آنها را به واکنش وامی دارد.
در گذشته که اغلب مردم بیسواد بودند ، سخنوران بدون آن که نگران واکنش مخاطبان خود باشند یکه تازی می کردند و بازار بزرگنمایی و تهمت و تفسیر به رای و طرح موضوعات غیر مستند و فاقد شواهد تاریخی و مکتوب گرم بود و مردم هم اغلب قادر به برقراری ارتباط با موضوعات مطروحه نبودند و واکنش ها نیز هیجانی و از روی عادت بود و عمقی نداشت اما اکنون سطح سواد عمومی بالا رفته و شمار تحصیلکرده ها در حدی است که متقاعد کردن آنها توسط یک سخنران نیازمند برخورداری سخنوران از دانش و منطقی قوی و مجاب کننده است . در گذشته یک نفر می توانست چندین هزار سخن را به یک شخصیت تاریخی مشهور و تاثیرگذار نسبت دهد و با استناد به آن سخنان تصویری متفاوت از آن شخصیت در ذهن مخاطب ترسیم نماید اما اکنون اهل مطالعه پیش خود محاسبه می کنند که اگر ما بخواهیم برای هر سخن و گفته ای شان نزولی و داستان و ماجرایی در نظر بگیریم که وقوع آن زمانبر بوده بنابراین با توجه به شمار بالای سخنان نسبت داده شده به آن شخصیت ، عمر او از چند صد سال هم تجاوز می کند و این شدنی نیست بنابر این نتیجه می گیرند که بخش قابل توجهی از این سخنان برساخته و جعلی و در خوشبینانه ترین حالت تکراری همراه با تغییرات جزئی است . جامعه ی پویا تنها شنونده نیست بلکه شنیده ها را تحلیل کرده و مورد ارزیابی قرار می دهد که این ویژگی از نشانه های فرهنگ مکتوب است و فرهنگ مکتوب در جوامعی که مطالعه رواج دارد جای خودش را باز می کند . در جامعه ی پویا که مردم به سخنان غیر مستند و غیر قابل اثبات اهمیت نمی دهند ، افراد متوهم و خیالپرداز عرصه ای برای جولان نخواهند داشت و به تدریج از تعداد مخاطبان آنها کاسته می شود . در یک جامعه ی پویا نمی توان با طرح یک مطالبه نه چندان مهم ، مطالبه های کلیدی و کم اهمیت را به دست فراموشی سپرد . در یک جامعه ی پویا همواره کسانی هستند که حقوق مردم را به آنها یادآور می شوند و اجازه نمی دهند که عده ای با غوغاسالاری افراد شایسته را حاشیه نشین کنند .
وقتی جامعه ای به سمت پویایی گام برمی دارد خود را نیازمند به بازنگری در گذشته می بیند تا بفهمد در چه مواردی اشتباه کرده و در چه مواردی به درستی گام برداشته است .
مردم زیستمند در جامعه ی پویا همواره جامعه ی خود را با سایر جوامع مقایسه می کنند تا به درک فاصله ای که با آنها دارند نائل شوند و دلایل آن را جستجو کنند. در چنین مواردی است که سوء مدیریت ها کشف می شود و زنگ نیاز به تغییر به صدا درمی آید .
در یک جامعه ی پویا مردم باید از طریق رسانه ها در جریان هزینه ها و پیامدهای رفتار خود و مسئولین قرار گیرند تا بتوانند در مورد تداوم بخشیدن به آن و یا بازنگری در رفتارها به تصمیمی درست برسند .
در یک جامعه ی پویا هیچ خط قرمزی جز منافع ملی به رسمیت شناخته نمی شود به همین دلیل تمامی افراد در همه ی سطوح خود را در خدمت به یک هدف واحد می بینند و نگاهی موازی به یکدیگر دارند .
در یک جامعه ی پویا عدالت حس می شود نه توصیف و این مهم زمانی محقق می شود که ما در جریان پوست اندازی های ناگزیر اصطهکاک ها را به اندازه ای کاهش دهیم و مسیر توسعه را به گونه ای روغن کاری کنیم که لوکوموتیو توسعه از حرکت باز نایستد .