همه چیز تغییر کرده است. هر لحظه و ساعت و ماه و سال شاهد تغییراتی در تحولات جهانی، فنآوریهای جدید و تغییر در سبک زندگی هستیم. ورود ماشین به صحنه زندگی و الزاماتی که در افکار و رفتار انسانها ایجاد نموده بسیاری از روشهای دیرین و سنتها و باورها را تضعیف و یا تعدیل کرده و یا اصالتا از میان برداشته است. تغییر سبک زندگی بر روی باورهای دینی و اخلاق و عبادات هم بیتأثیر نبوده است.
انقلاب کبیر فرانسه «1789»، انقلاب صنعتی، انقلاب اکتبر روسیه «1917»، انقلاب چین و دیگر انقلابهای کمونیستی و سوسیالیستی و یا تحولات ناشی از دیدگاههای سرمایهداری که اخلاق را تحتالشعاع قرار دادهاند همه بر نیازمندیها، تقاضاها و خواستهها، امیال و آرزوها بر مهاجرت و گردشگری، بر تغذیه و ساعات کار و تلاش و نوع مشاغل تأثیرگذار بوده است.
پیروزی انقلاب اسلامی در 1357 بسیاری از معیارهای ارزشی و فرهنگی را تغییر داد و تحولات شگرفی در ساختار ذهنی و باور مردم به ویژه برای تحقق اهداف اسلامی ایجاد نمود.
در طول دهههای پنجگانه با تغییر شرایط و تحولاتی که در منطقه خاورمیانه به لحاظ اقتصادی و سیاسی ایجاد شد، نارضایتیهایی به علت تبعات جنگ 8 ساله تحمیلی از یک سو و از دیگر سوی تحریمهای کمرشکن مستمر آمریکا و اتحادیه اروپا و نیز کاهش فروش نفت ایران، اقتصاد ایران را به اقتصادی ضعیف و معجونی از تصمیمات ناهمخوان تبدیل نمود که علیرغم اصرار مسئولانی که قصد داشتند اقتصاد ایران را اسلامی نمایند نه اسلامی شد و نه سوسیالیستی و نه کاپیتالیستی. معجونی از هر سه در معاملات و روابط بانکی، ناهماهنگیهایی ایجاد کرد که آثار و تبعات آن بعضی از باورهای مردم را زیر سئوال برده مانند رباخواری وامهای بانکی که به نام عقود اسلامی تدوین شده اما عملا بانک در هیچ ضرری سهیم و شریک نمیشود.
این مسائل و بعضی کجسلیقگیهای دیگری که با شرایط روز همخوانی ندارد چالشهایی در عمل ایجاد نمود که حاصل آن همین اعتراضات است.
اعتراضاتی که با سوء استفاده مخالفان نظام و دشمنان، حربه و بهانههایی به دست مدعیان بیریشه حقوق بشر و آمریکای جنایتکار داده است تا با جنگهای ترکیبی مقاصد استعماری و امپریالیستی خود را دنبال کنند.
اعتراضات مقطعی دورههای گذشته و حال در ایران با اهداف و انگیزههای متفاوت، پیامهایی را به حاکمیت منتقل کرده است که بررسی مختصر آن میتواند راهکاری برای اصلاح برنامهریزیهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی دولت باشد.
نخست اینکه فقر در درجات مختلف با معیارهای اسلامی پذیرفته نیست و بیشتر آیات کلامالله مجید که مسلمانان را به کمک و حمایت از فقرا و بیچارگان تشویق و تأیید میکند و در مواردی هم واجب میشمارد برای فقرزدایی است و فقیرنوازی.
پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «کاد الفقر اَن یکون کفرا» [همانا که فقر به کفر میانجامد].
امام علی(ع) میفرمایند: «الفقر الموت الاکبر» "فقر مرگ بزرگ است "
امام محمد باقر(ع) فرموده است: «من لا معاش له لا معادله» [کسی که معاش ندارد ، معاد هم ندارد] و به تعبیر دیگر یعنی آن دنیا را هم ندارد زیرا فقر زمینههای گناه، جرم، قانونستیزی و قانونگریزی را ایجاد میکند.
سعدی در گلستان آورده است که: «یکی تحرمه عِشا بسته دیگری منتظر عَشا نشسته، این بدان کی ماند».
اگر عدهای از مردم به دلیل گرانی، تورم و کاهش ارزش ریال که با حقوق و دستمزدهای آنان رابطه معکوس ایجاد کرده است به خیابان میآیند و نسبت به عملکرد دولت اعتراض دارند ناشی از فشاری است که ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه زندگی ایجاد کرده است. در این میان عدهای دیگر که شرایط فعلی را برنمیتابند افراد فریبخوردهای هستند که شعار ساختارشکنانه میدهند و حرف دشمنان را تکرار میکنند در این میان گردانندگان نفوذی از این فرصت استفاده میکنند تا نیروهای انتظامی را در برابر تخریبها به چالش بکشند.
رئیس جمهور در بعضی از سخنانشان کسانی را مقصر و مسئول میدانند که افکار و عملکردشان در طول سالیان پس از انقلاب اسلامی شرایط اقتصادی و سیاسی امروز را ایجاد کرده است. در این شرایط آنچه مهم است غفلت از نظارت به موقع برای پیشگیری از سوءاستفاده فرصتطلبان رانتخوار است.
شرایط فعلی به لحاظ تحریمها، نه جنگ و نه صلح، دشمنی آمریکا، کشورهای اروپایی و بعضی از همسایگان به آن میماند که ما در محاصره کشورها و قدرتهایی هستیم که سیاست و عملکرد ما را برنمیتابند و از آن بیم دارند که یا موی دماغشان شویم و یا شرایط آنها را تحمل نکنیم. به تعبیر دیگر جنگی پیدا و پنهان به لحاظ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جهان رخ نموده است و این جنگ استمرار دارد تا هر کشوری دست بر کلاه و منافع ملی خود داشته باشد و اگر دستی از دوستی و همکاری دراز میشود نیت حمایتی پشت آن نیست بلکه امتیاز ندادن و استادنی است که عملا و علنا در روابط کشورها میبینیم.
اگر سیاست خارجی ما به گونهای رقم خورده است که به لحاظ فشارهای خارجی سعی بر آن بوده مقاومت کنیم و استقلال خود را حفظ نماییم برای حفظ این ارزش و اهداف میباید روشهای دیگری را هم امتحان کنیم و صرفا بر یک روش و منش پای نفشریم زیرا میدانیم که تاکنون نتیجه خوبی حاصل نشده است.
مسئولان انقلاب اسلامی با هدف فقرزدایی، مخالفت با استضعاف، برای تحقق حریت و آزادگی و استقلال پا در میان نهادند و بارها بر آن تأکید کرده و میکنند اما آنچه پیش آمده به هر دلیل، شکاف طبقاتی بیشتر، تورم افزون بر تحمل مردم، ایجاد فرصت برای سوءاستفادهچیها و رانتخواران و نهایتا ایستادگی در یک قالب غیرقابل انعطاف بوده است.
هرچند بخش عمدهای از فشاهای اقتصادی و سیاسی ناشی از مخالفت آمریکا و اتحادیه اروپا و نیز بعضی از همسایگان ما با قدرت هستهای و نظامی ایران است که با جنگ، تحریم و هزینههای بسیار در جنگهای ترکیبی و رسانهای اعمال میکنند اما سئوال مهم این است که اگر مردم در شرایطی قرار گیرند که نتوانند وضعیت فعلی را تاب آورند چه باید کرد؟
هیچ ایرانی باغیرتی و میهندوستی تسلیم فشارهای آمریکا نمیشود و زیر سلطه قدرتهای اقتصادی نمیرود اما میتوان با زبان نرمتری راه دموکراسی را هموار نمود و چالشها را کاهش داد. با زیرکی خاصی که هر مسلمانی الزاما برای ادامه حیات باید داشته باشد. قبلا هم این مطلب را متذکر شدهام که در آغاز بعثت، پیامبر اکرم(ص) با کفار و دشمنان اسلام در حدیبیه امر به صلح فرمودند و با این روش راه مکه گشوده شد و اسلام جهانی گردید. هر چند سران کفار به آزار و اذیت مسلمانان پرداختند اما پیامبر فرمودند عکسالعملی انجام ندهند.
بعضی ها بر این باورند که آیا نمی توان همین روش و سنت پیامبر را با دشمن سرسختی چون آمریکا دنبال کرد؟
مردم، جمهوری اسلامی و رهبر، شرایط سیاسی و زورمدارانه آمریکا را تحمل نمیکنند و عکسالعمل آنها بالطبع پاسخی دارد هرچند نتیجه استقامت و استقلالطلبی و عدم همراه شدن با متجاوزان و مستکبران جز این نیست ولی میتوان راه دومی هم چاشنی استقلالطلبی کرد و آن تغییر روشی است که تاکنون جواب نداده است.
یعنی با زبان نرمتری روش مصالحه را در پیش بگیریم. زیرا پشتوانه جمهوری اسلامی تاکنون مردم بودهاند نه صرفا ارتش و سپاه و موشک و نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی هرچند وجودشان یک ضرورت است برای حفظ مرزها و امنیت داخلی. مردم ایران همیشه در برابر تجاوزات دشمنان اعم از داخلی و خارجی مقاومت کرده و راز ماندگاری ایرانیان و کشورشان هم همین مقاومتها بوده است. اما گاهی تدبیر و به کارگیری سیاستی که بتواند دشمن را آرام کند هزینههایش بسیار کمتر از جنگ است حتی اگر پیروزی داشته باشد. مردم هم میدانند که در شرایط فعلی هزینههای اعتراضات تخریبی و ساختارشکنانه بسیار بیشتر از هزینههایی است که هماکنون تابآوری آن سخت شده است. اهداف دشمنان، ایجاد شکاف و تفرقه در صفوف متحد مردم است تا بدین وسیله از آب گلآلود ماهی بگیرند. نه آمریکا، نه روسیه، نه چین، نه اروپا و نه هیچ کشور مدعی دوستی و دموکراسی و طرفدار حقوق بشر تاکنون دایه دلسوزتر از مادر نبودهاند چه وعدهها که به مردم لیبی، سوریه، عراق، افغانستان، مصر، یمن دادند و عملی نشد چه در آسیا و چه در آفریقا اما جز از هم گسیختگی اتحاد ملی، تجزیه و جنگهای داخلی و مهاجرت های ذلت مابانه حاصلی به بار نیاورد و شرایط را بدتر از هر زمان دیگری بر مردم تحمیل کردند.
مردم ما این درسها را در طول سالیان آموختهاند و میدانند که پشت زبان نرم و دلسوزیشان دشنهای پنهان است برای ضربه زدن. اما این درسها صرفا نجاتبخش نیست. بلکه همراهی مردم و دولت و اصلاح ساختاری اقتصاد ایران راهگشاست.
به قول عربها: «آخر الدوا الکی» [داغ کردن آخرین داروست].
دولت و نظام باید جرأت آن را داشته باشند که دست رانتخواران، فرصتطلبان و زالوصفتان را قطع کنند و طرحی نو دراندازند حتی اگر لازم باشد سقف سیستم اقتصادی را بشکافند. هرچند باور نداریم که اقتصاد زیربناست اما اقتصاد ضعیف امروز، حیات جسمی و معنوی ملت را تهدید میکند و تابآوری در برابر تورم و کاهش ارزش پول ملی را به شدت کاهش داده است. در وضعیت امروز نمیتوان شرایط 60 سال قبل را توصیه کرد. همه چیز تغییر کرده توسعه ، نیازمندیها را افزایش داده است. همه چیز به اراده مردم عقلانیت و خردمندی دولت بستگی دارد.
والسلام