وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    شعبده بازي يعني همين

    توسط اسماعیل عسلی/ سردبیر روزنامه عصرمردم 25 آبان 1399 33 0
     طنز تلخ سردبیر " اسماعیل عسلی " 26 آبان    شعبده بازي يعني همين

    تعريفي که اغلب مردم از جادوگري دارند بسيار ساده لوحانه و مبتني بر گونه اي خوش بيني است که سر در آبشخور خرد ستيزي دارد . جادوگري معمولا با فريب دادن حواس پنجگانه خودنمايي مي کند . يعني مردم را طوري دچار خطاي ديد و شنوايي مي کنند که چيزي را که نيست ديده به حساب بياورند و صدايي که وجود ندارد را بشنوند . برخي مواقع هم مردم را توي رودربايستي هاي اخلاقي و ناموسي قرار مي دهند مثل همان خياطي که لباسي براي پادشاه ندوخته بود ولي مي گفت کسي که اين لباس را نبيند و انکار کند حرام زاده است و درباريان هم به احترام مادر خود سکوت مي کردند و به نشانه ي تاييد سخنان آن خياط حقه باز سر مي جنبانيدند.هر چند درباريان بعدها به مادر خود شک کردند و اين شک را با خود به گور بردند !
    اما نمونه اي ديگر از جادوگري که پيشينه ي چندين هزار ساله دارد اين است که عده اي کلاهبردار و زبان باز به مردم بگويند ما مي توانيم شرايط جامعه را به نفع اکثريت عوض کنيم طوري که گرگ و آهو بتوانند در کنار هم همزيستي مسالمت آميز داشته باشند و عدالت برقرار شود و هر کسي به حق خودش برسد و دروغ و رياکاري و دزدي و فسق و فساد از ميان برداشته شود اما به شرطي که شما مردم همه را کنار زده و ما را حاکم کنيد . بعد هم ميثاق نامه اي مي نويسند و تمامي وعده هاي خود را در قالب قانون تنظيم مي کنند و مهر تاييد مردم را به پاي آن مي زنند و از همه تعهد مي گيرند که نه تنها به چنين قانوني پاي بند باشند بلکه براي دفاع از آن از جان و مال خود بگذرند و فراتر از آن چون اجراي چنين ميثاق نامه اي هزينه دارد ماليات و عوارض بپردازند و مطابق ميل حاکمان عمل کنند و به حاکمان هم احترام ويژه بگذارند و از آنها در برابر هر خطري که تهديدشان مي کند محافظت نمايند تا آرمانهايشان محقق شود !!
    مردم هم بدون مراجعه به تاريخ و مطالعه ي سرگذشت کساني که به دام انواع مکاتب سياسي و حقه هاي رايج براي شکار قدرت افتاده اند در توري که تشنگان خدمت پهن کرده اند جمع مي شوند و مدتي بعد از جمع شدن ، همه به دام مي افتند و بدين ترتيب عده اي از خدا بي خبر چند سالي با پول و قدرت حال مي کنند تا بعدها پرده برافتد و حقايق آشکار شود و حقه بازاني ديگر پيدا شوند و توري ديگر پهن کنند و اين تسلسل همچنان ادامه داشته باشد.
    اين جادوگران به جاي آشتي دادن انسان ها با يکديگر و تلاش براي تغيير دادن نگاه انسان ها به زندگي و ايجاد تحولات دروني ، قول دگرگوني هاي بيروني مي دهند و آنها را متقاعد و مجاب مي کنند که کساني از جنس شما دشمن شما هستند و تنها راه رسيدن به آرزوهايتان و تحقق وعده هايي که ما به شما داده ايم اين است که با دشمنانتان بجنگيد و آنها را نابود کنيد . در جاهاي ديگر دنيا هم عده اي حقه باز مردم را دور خود جمع مي کنند و به آنها نشاني عوضي مي دهند و جنگ به راه مي اندازند . براي مدتي دو گروه آن قدر يکديگر را مي کشند تا اين که خسته مي شوند و در پايان با چشم بستن بر بخشي از آرزوهاي محال ، تصميم مي گيرند که با هم کنار بيايند و صلح کنند چون به اين نتيجه مي رسند که صلح در هر شرايطي از جنگ بهتر است !
    هزاران سال است که اين تراژدي ادامه دارد و باز هم ادامه خواهد داشت و هيچ اتفاق خوبي هم نخواهد افتاد و ملت ها که اغلب آنها ادعاي فهم و شعور و فرهنگ و تمدن دارند نيز بدون عبرت گرفتن از تاريخ ، مشغول چنگ انداختن به صورت يکديگر هستند . دنيا را به لجن کشيده اند و جنگ هاي بيهوده و فرساينده و متعفن را جايگزين همزيستي مسالمت آميز کرده اند تا عده اي دکان داري کنند ! در حالي که يک آدم عاقل که به قول مولانا زبان همه را بداند ، مي تواند دنيا را با فرمولي ساده اداره کند تا ديگر شاهد اين همه وقايع تلخ نباشيم واين همه عمله و اکره به بهانه دفاع از قوم وقبيله و ملت و مذهب و زبان و دين و نژاد و فرهنگ و تمدن و رنگ پوست و جغرافيا و توهمات تاريخي ، هر کدام تکه چوبي برندارند و دور عده اي از خود بلاتکليف تر را خط بکشند و به اصطلاح مرز ايجاد کرده و ملت سازي کنند و ادعاي حکومت بر آنها را داشته باشند و نان مفت بخورند و حرف مفت بزنند و مدعي باشند که اگر دشمنان بگذارند ما کاري مي کنيم که گرگ و گوسفند در کنار هم با صلح و صفا زندگي کنند و حساب هم نکنند که بالاخره اين گرگ روزي گرسنه مي شود و غذا مي خواهد و غذايش هم گوشت گوسفند و امثال ذالک هست . به شهادت تاريخ که البته در آن هم دستکاري شده ، تمام کساني که با ادعاي آزاد کردن انسان ها از زنجير بردگي آمده ند ، غير از تعداد انگشت شماري که کارشان درست بود و اغلب جوانمرگ شدند و آرزوي ساختن مدينه فاضله را با خود به گور بردند ، بقيه بعد از مدتي يا خودشان يا جانشينانشان مردم بخت برگشته را به بردگي کشيدند و بر گرده ي آنها سوار شدند و جز اين که کساني را بتارانند و خود به جاي آنها بنشينند ، کار ديگري نکردند ! نمونه ي بارز چنين جامعه اي را به عينه در آمريکا مي بينيم .
    به کوري چشم همه انسان ها ، بهترين نوع حکومت که خيلي ها آرزوي زندگي زير پرچم آنها را دارند نظام ليبرال دمکراسي آمريکايي است که اکنون دو نفر روباه پير به نام بايدن و ترامپ بر سر اين که کداميک در کاخ به ظاهرسفيد آن به سياه کاري مشغول شوند در حال رقابت با يکديگر هستند .
    طرز انتخاب اين دو نفر که البته در مقايسه با ساير نقاط دنيا مدعي برخورداري از بهترين نوع انتخابات آزاد هستند اين است که بر اساس قانون من درآوردي يا همان قانون اساسي ، ابتدا مردم بايد از ميان عده اي سرمايه دار که مي توانند براي هزينه ي تبليغاتشان پول جمع کنند به عده اي راي بدهند تا بعدا کساني که راي مي آورند شخصي را به عنوان رئيس جمهور که اختيارات فراواني دارد انتخاب کنند. حالا اين که چرا اجازه نمي دهند مردم خودشان مستقيما بالاترين مقام اجرايي کشورشان را انتخاب کنند به اين دليل است که قبلا سياه پوستان و عده اي ديگر حق راي دادن نداشته اند ولي بعدا گروهي حقه باز آمده اند و لقمه را دور سر مردم چرخانيده اند و گفته اند مردم سالاري يعني همه بايد حق راي دادن داشته باشند ولي چون ما اساسا براي راي و نظر مردم ارزشي قائل نيستيم و شان ما بالاتر از آن است که با مردم عادي مقايسه شويم ، کاري مي کنيم که راي آنها ماست مالي شود و مردم دقيقا همان کساني را انتخاب کنند که ما قبلا آنها را تاييد کرده ايم .تشکيل مجلسي متشکل از نخبگان سرمايه دار و ثروتمند آن هم به دست خود مردم تا نگويند ما بي خبر بوديم و نهايتا انتخاب همان کساني که با هم زد و بند کرده اند و قرار است دست در دست هم مردم را بچاپند و جالب اينجاست که براي همه ي دنيا هم تعيين تکليف مي کنند و مي گويند ما بايد دنيا را اداره کنيم و دنيا بايد دنبال سر ما حرکت کند و از ما الگو بگيرد !!
    وظيفه ي اصلي رئيس جمهوري آمريکا دشمن سازي و باد کردن مشک هاي تو خالي و راه انداختن جنگ به کمک عده اي از همکاران داخلي و مزدوران خارجي است تا همگان از صغير تا کبير را به اين طريق سر کار بگذارند و گاوهاي شيرده را بدوشند . وقتي خوب دقت مي کنيد ، مي بينيد که در اروپا و استراليا و آسيا و آفريقا هم مثل آمريکا خر داغ مي کنند و از کباب خبري نيست و مثل هميشه ي تاريخ ، آسمان خيلي از جاها يک رنگ است و همه کماکان سر کار هستند و جالب اينجاست که عده اي خوش خيال به آمريکايي ها حسادت مي کنند و دلشان مي خواهد جاي آنها باشند بدان اميد که کوري ، عصا کش کوري ديگر باشد . و کمتر کسي باور مي کند که اين مشت نمونه ي همان خروار است . شعبده بازي يعني همين .

    شماره روزنامه:7056
    این مورد را ارزیابی کنید
    (1 رای)
    آخرین ویرایش در یکشنبه, 25 آبان 1399

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.