وارد حساب کاربری خود شوید

نام کاربر *
کلمه عبور *
مرا به خاطر بسپار

ایجاد یک حساب کاربری

فیلدها با ستاره (*) مشخص شده اند مورد نیاز است.
نام *
نام کاربر *
کلمه عبور *
تائید رمز عبور *
پست الکترونیک *
تأیید ایمیل *
کپچا *
Reload Captcha

    تاریخ کار خودش را می کند  

    توسط اسماعیل عسلی / سردبیر روزنامه عصرمردم 05 اسفند 1404 5 0
    سرمقاله 5 اسفند 1404 اسماعیل عسلی                 تاریخ کار خودش را می کند
    اگر تاریخ چند هزار ساله ی ایران را با دقت مرور کنیم و برای داوری پیرامون عملکرد فرمانروایان ، منافع ملی و حراست از سرحدات سرزمینی را مبنا قرار دهیم و به دنبال قهرمان سازی هم نباشیم و تحت تاثیر برخی بزرگنمایی ها هم قرار نگیریم ؛ با اطمینان بیشتری می توانیم بگوییم که چه کسانی در چه شرایطی و با چه عملکردی می توانستند ماندگاری و تاثیر مثبت بیشتری داشته باشند .تردیدی نیست که ما نباید شرایط زیستی ، کم بودن پشتوانه تجارب تاریخی ، پایین بودن سطح برخورداری عموم مردم از دانش ، رواج برخی از سنت های منسوخ شده ، برجسته بودن فردگرایی ، باورمندی به نژاد و نژاده و ... که در گذشته تاثیربسزایی در شکل گیری و تداوم قدرت داشته اند را با شرایط کنونی مقایسه کنیم . در مدت زمانی که هخامنشیان ، اشکانیان و ساسانیان به عنوان قدرتمندترین سلسله های پادشاهی بر ایران حکومت می کردند با وجود این که گام های بزرگی در جهت ملت سازی ، تمدن سازی و گسترش دانش و فرهنگ برداشتند اما تاریخ حتی کوچکترین لغزش های آنها را نیز مورد چشم پوشی قرار نداده است چه رسد به حکام محلی و پادشاهانی که زیر سایه خلفای عباسی حکمرانی می کردند .به هر حال قابل کتمان نیست که هخامنشیان ،اشکانیان و ساسانیان همواره با یونانی ها و رومی ها بر سر حوزه فرمانروایی شان در غرب آسیا و همچنین بخش هایی از آسیای مرکزی و گاهی نیز با اقوام نیمه وحشی در شمال شرقی آسیا ، منازعاتی داشته اند به طوری که سرزمین هایی نظیر ارمنستان و لیدیه (ترکیه ) و سوریه کنونی و فلسطین و اردن و بخش هایی از عراق و خراسان بزرگ چندین بار دست به دست شده اند و این سرزمین ها بارها تحت تاثیر فرهنگ ایرانی و یونانی و رومی قرار گرفته اند . این که آیا تمامی این درگیری های خسارت بار که گاه با هدف ایجاد هژمونی صورت می گرفته ، ضرورت داشته و یا نه ، موضوعی است که مورخین در مورد آن دیدگاه یکسانی ندارند . طبیعتا وقتی می خواهیم پیرامون چرایی اضمحلال و نابودی سلسله های پادشاهی یکی پس از دیگری به دنبال دلایلی قانع کننده باشیم ، ناگزیریم روی نقاط ضعف آنها دست بگذاریم. تداوم جنگ های فرسایشی ، گرفتن مالیات های سنگین ، استفاده ابزاری از باورهای دینی مردم ، شکل گیری طبقات مرفه در کنار وجود طبقات محروم ، اختیارپادشاهان برای تعیین دین رسمی ، کوچاندن اجباری اقوام از جایی به جای دیگر ، تحمیل جانشین های بی لیاقت برای پادشاهی ، خودشیفتگی شاهان و تمایل بی حد و حصر آنها برای خداگونه توصیف شدن و ...از جمله ایرادهایی است که مطرح می شود . ار ساسانیان به بعد نیز این سرزمین شاهد آشوب و بی سر و سامانی و سرکشی در برابر تبعیض های ناروای خلفای اموی و عباسی و تاخت و تاز کسانی که ماندگاری خود را مدیون خلفای عباسی می دانسته اند بوده و محدود مقاومت هایی که گاهی توسط کسانی نظیر پادشاهان صفاری و فرمانروایان ایرانی نژاد صورت گرفته نیز به دلیل خیانت ها و عدم همراهی ها راه به جایی نبرده و زمینه ساز بازگشت ایران به دوران شکوهمندش نشده است .
    بر اساس تجارب تاریخی هر گاه شخصی برای به دست گرفتن قدرت نیازمند حمایت بیگانگان گردیده نتوانسته از استقلال ایران و تمامیت سرزمینی خود دفاع کند زیرا هیچ بیگانه ای نیرو و هزینه اش را به رایگان در اختیار دیگران قرار نمی دهد .
    فرصت سوزی داریوش سوم در نبردهایی که با اسکندر داشته در متون تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است .
    خالی شدن پشت ساسانیان از حمایت طبقات فرودست جامعه و تاثیر آن بر نتایج جنگ با اعراب قابل کتمان نیست .
    علاقمندی پادشاهان به ماندگاری در قدرت و بی اعتنایی به نخبگان علمی و نظامی و باز گذاشتن دست بستگان و اقوام خود در امور کشور ، بارها موجب قتل های فجیع و حاشیه نشینی افراد کارآمد شده که تاثیر چنین اقداماتی بر تضعیف کشور را نمی توان نادیده گرفت . قتل عام پانصد نفر از بازرگانان مغول توسط حاکم اترار و متعاقب آن تعلل خوارزمشاهیان در دفع فتنه مغول ، اقدامات جنون آمیز نادرشاه در سالهای پایانی عمر، قتل امیرکبیر ، بی تدبیری فتحعلیشاه به تحریک افراد نابلد در برابر روس ها با کوبیدن بر طبل جنگ بدون در نظر گرفتن توان نظامی کشور و همچنین سخت گیری های مبتنی بر تعصب مذهبی در عهد ساسانی ، غزنوی و صفوی که عمدتا انگیزه ی سیاسی داشته و ... به فرصت سوزی هایی منجر شده که سرگردانی بزرگان اهل دانش و هنر و مهاجرت آنها را به دنبال داشته و کار را به جاهای باریک کشانیده است !
    این که ما پس از صدها و هزاران سال می توانیم روی برخی از مشکلات دست بگذاریم به این دلیل است که تاریخ به هیچ کس رحم نمی کند . سلطان محمود غزنوی چندین خروار طلا به پای شاعران و مداحان ریخت ولی نتوانست روی داوری تاریخ پیرامون عملکرد خود تاثیر بگذارد زیرا او نمی دانست که : تاریخ کار خودش را می کند.
    شماره روزنامه:8555
    این مورد را ارزیابی کنید
    (0 رای‌ها)
    آخرین ویرایش در دوشنبه, 05 اسفند 1404

    ارسال نظر

    لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
    از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
    لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
    در غیر این صورت، «عصر مردم» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

    آرشیو روزنامه

    Ad Sidebar
    Ad Sidebar-3