سرمقاله 23 خرداد 1405 محمد عسلی در شرایط جنگی چه چیزهایی فراموش می شود؟ جنگ تنها نبردی میان ارتش و سلاح ها نیست، بلکه رویدادی است که بر تمام ابعاد زندگی انسانها سایه می اندازد. در روزهای جنگ، توجه افکار عمومی، دولت ها و رسانه ها عمدتا به مسائل امنیتی، نظامی و سیاسی معطوف می شود و در این میان بسیاری از موضوعات مهم اجتماعی، فرهنگی و انسانی به حاشیه رانده می شوند، این فراموشی ها، گاه خسارت هایی به مراتب ماندگارتر از ویرانی های فیزیکی جنگ بر جای می گذارند. هرچند در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی بر علیه ایران با حضور مردم در صحنه های به یاد ماندنی، تجلی فرهنگ پشتیبانی از نیروهای مسلح به اشکال مختلف ظهوری مدام داشته است، اما نخستین قربانی جنگ زندگی عادی مردم است در شرایط بحرانی، دغدغه روزمره شهروندان از جمله آموزش، تفریح، فعالیت های فرهنگی و حتی برنامه ریزی برای آینده کمرنگ می شود. خانواده ها بیش از آنکه به توسعه و پیشرفت بیاندیشند، درگیر تأمین امنیت و نیازهای خود می شوند. از سویی دیگر جنگ معمولا موجب فراموش شدن مسائل فرهنگی و هنری می شود. کتابخانه ها، مراکز فرهنگی، سالن های نمایش و فعالیت های هنری که نقش مهمی در حفظ روحیه جامعه دارند، کمتر مورد توجه قرار می گیرند، در حالی که فرهنگ می تواند در سخت ترین شرایط عامل انسجام و امید اجتماعی باشد. هم اکنون یکی از وسائل ارتباط جمعی با سابقه ای چند صد ساله یعنی مطبوعات با گرانی شدید و کمبود مواد چاپ از جمله کاغذ و زینگ مواجه اند که ناشی از عدم تأمین و ارسال به موقع است. موضوع دیگری که در دوران جنگ به حاشیه می رود، محیط زیست است. تخریب منابع طبیعی، آلودگی آب و خاک، نابودی پوشش گیاهی و آسیب به حیات وحش از پیامدهای جنگ هستند که معمولا تا پایان درگیری ها کمتر مورد توجه قرار می گیرند، اما آثار آنها سالها باقی می ماند. سلامت روانی جامعه هم از جمله مسائلی است که در هیاهوی جنگ کمتر دیده می شود. اضطراب، ترس، افسردگی و فشارهای روحی ناشی از ناامنی می تواند بر کودکان، نوجوانان و بزرگسالان تأثیرات عمیقی بگذارد. بسیاری از این آسیب ها پس از پایان جنگ نیز ادامه پیدا می کنند و نیازمند برنامه ریزی و حمایت جدی هستند. جنگ گاهی ارزش گفتگو و مدارا را نیز به حاشیه می برد، فضای احساسی و قطبی شدن می تواند موجب کاهش تحمل دیدگاه های مختلف و تضعیف همبستگی اجتماعی شود. در چنین شرایطی حفظ وحدت ملی و اقدام متقابل اهمیت دوچندان پیدا می کند. در نهایت آنچه بیش از همه در سایه جنگ فراموش می شود، انسان است. انسانی که فارغ از هر ملیت، قومیت و گرایش سیاسی، حق دارد در امنیت، آرامش و کرامت زندگی کند. تجربه تاریخ نشان داده است که پس از خاموش شدن صدای سلاح ها، ملت ها ناگزیر به بازسازی شهرها، اقتصاد و روابط اجتماعی خود هستند. از این رو، حتی در دشوارترین شرایط جنگی نیز نباید از توجه به انسان، فرهنگ، آموزش، سلامت و آینده غافل شد. زیرا این عناصر پایه های اصلی بازسازی و تداوم حیات یک جامعه به شمار می روند. ناگفته پیداست که مردم ایران در طول جنگ های گذشته و حال با حضور خودجوش مجدانه تلاش کرده اند که در تاریخ جنگ های معاصر بی نظیر است . بی شک جنگ ها، آغازی دارند و پایانی. آنچه مهم است درس های جنگ هاست. درس هایی که فراموشی شده ها را یادآور می شوند و آثار آنها را مورد تحلیل قرار می دهند. جنگی که ما در آن قرار داریم هرچند جنگی نابرابر با ابرقدرت هاست اما آثاری از آن در حافظه تاریخ بر جای می ماند . از جمله اراده ملت ایران در مقابله با آمریکاست که بعد از جنگ جهانی دوم به شهادت تحلیلگران استراتژی جنگ را تغییر داده و مردم جهان را از شجاعت و حمیت ایرانیان به حیرت واداشته است. والسلام
سرمقاله 21 خرداد 1405 اسماعیل عسلی رنگین کمان اهورایی گاهی یک رویداد به روشن شدن زوایای تاریک برخی موضوعات و تغییر نگرش افراد نسبت به یکدیگر یاری می رساند که تا پیش از آن تصوری متفاوت از آن وجود داشت . ریزش ها و رویش ها دقیقا در چنین مقاطعی صورت می گیرد . هر چند هیچ رویداد را نباید آخرین رویدادی تلقی کرد که توانایی ایجاد تغییر در زاویه دید ما را دارد . برای نمونه ، مردم ما هیچ پیش زمینه ی ذهنی پیرامون شرایطی که می تواند پس از جنگ نظامی با آمریکا به وجود آید نداشتند و تصور اغلب آنها فراتر از آن چیزی بود که به چشم دیدند . پس از جنگ بسیاری به این باور رسیدند که اولا آمریکا آن گونه که رسانه های این کشور بزرگنمایی کرده بودند ، قادر به انجام هر کاری نیست . دوم این که برای جنگ با کشوری قدرتمند حتما نباید از لحاظ توان نظامی هم رتبه او بود و ابزارهای دیگری هم که موقعیت ژئوپولیتیکی در اختیار ما قرار داده در چنین مواردی میتوانند مورد بهره برداری قرار گیرند . سوم این که هیچ جنگی همیشگی نیست و چهارم اینکه مقاومت و نبرد تنها در میدان نظامی صورت نمی گیرد بلکه پشت میز مذاکره و در خیابان و در سنگر کار و دانش هم می توان با دشمن جنگید . پنجم این که نباید از مذاکره ترسید و به تابو آفرینی پیرامون آن پرداخت . ششم این که برخورداری از توان اقتصادی بالا ، تاب آوری مردم را در شرایط جنگی بالا می برد . هفتم این که میزمذاکره محل داد و ستد امتیاز است و قرار نیست ما همه چیز بدهیم و هیچ چیز نگیریم همچنان که قرار نیست همه چیز بگیریم و امتیازی هم ندهیم . این جنگ دستاوردهای دیگری هم داشت که برای اداره کنندگان کشور حاوی پیام های ارزشمندی بود . واکنش اغلب ایرانیان خارج از کشور با وجود اختلاف نگاه و تفاوت سلیقه ای که با اداره کنندگان کشورداشتند ، تحسین برانگیز بود زیرا اغلب آنها خود را زیر پرچم و نام ایران قرار دادند و از تمامیت ارضی کشور دفاع کردند و رفتارهای غیرانسانی اسرائیل و آمریکا را محکوم نموده و اعلام کردند که حاضر نیستند به هر قیمتی شاهد تضعیف رقیب فکری و عقیدتی خود باشند و با چنین رفتاری به آن طیف از مخالفان جمهوری اسلامی که برای تغییر شرایط کشور به نتایج جنگی بیرحمانه چشم دوخته بودند اعلام کردند که اختلاف نظر آنها با اداره کنندگان کشور به این معنا نیست که حاضر باشند شاهد نابودی زیرساخت ها، کشتار مردم و تجزیه کشور و تحمیل شرایط سخت اقتصادی بر مردم باشند . ما در ارزیابی میزان مقاومت مردم و تاثیر آن بر نتیجه ی چنین جنگی نباید فراموش کنیم که هر چند مردم ما در داخل ایران شاهد جانفشانی فرزندان دلیرشان در پشت لانچرها بوده و هستند و خودشان نیز سنگر خیابان را رها نکرده اند و دانشمندانشان در سنگر علم و کارگران در سنگر کار و تلاش همه پای کار بودند اما باید اذعان داشت که واکنش منصفانه برخی از منتقدان جمهوری اسلامی در خارج از کشور تا جایی که خواستار مقاومت در داخل برای نیل به پیروزی شدند ، آثار و انعکاس فراوانی در رسانه های جهان داشت آن هم در شرایطی که امکان داشت از سوی دشمنان و معاندین برانداز مورد تهدید قرار گیرند و در معرض اتهامات ریز و درشت باشند و موقعیتی را که با تلاش فراوان به دست آورده اند ، از دست بدهند . به هر تقدیر ، همان گونه که جنگ می تواند در قالب نبرد نظامی ، اقتصادی و رسانه ای صورت گیرد دفاع هم می تواند در عرصه ای وسیع و از جهات گوناگون خودنمایی کند تا جایی که ما می توانیم روی همراهی منتقدین منصف خود نیز در دفاع از کیان کشور حساب کنیم . این که عده ای با وجود اختلاف سلیقه در شرایطی که می بینند تهدید حکومت می تواند به منزله ی تهدید کشور باشد ، تمامی اختلافات خود را کنار می گذارند و روی منافع مشترک تمرکز می کنند ، بسیار ارزشمند و در خور تحسین و نشان دهنده ی گونه ای همگرایی ملی است که می توان از آن به عنوان یک ثروت فرهنگی و تمدنی یاد کرد . چنین واکنش های ارزشمندی حاوی پیامی امیدوار کننده است و آن پیام این است که ما باید یاد بگیریم و باور کنیم که مخالف من و منتقد شیوه حکمرانی من ، الزاما دشمن کشور و مردم نیست و مهمتر از آن این که تحمل مخالف و منتقد نیز می تواند به عنوان یک پشتوانه بزرگ فرهنگی به استحکام هر چه بیشتر دفاع چند لایه در برابر دشمنان ایران مطرح باشد . وقتی ما از ایران سخن می گوییم یعنی رنگین کمانی از فرهنگ ها و ادیان و قومیت ها که زیر بک پرچم و در جغرافیای گسترده ای ، همزیستی دارند . رنگین کمانی اهورایی ؛ با عنایت به این که در فرهنگنامه ها واژه اهورا را جنگجوی شریف و دانا معنا کرده اند . از همین برداشت می توان نتیجه گرفت که جنگ باید شرافتمندانه باشد یعنی دلایل عینی و بیرونی و منطق درونی و باور قلبی از آن پشتیبانی کند زیرا جنگیدن در سایه ی دانایی است که نتایج درخشانی به بار می آورد .